مزارات ایران و جهان اسلام

سایت علمی پژوهشی زیارتگاه های ایران جهان اسلام (امامزاده ، بقعه، آرامگاه، مقبره، مزار، گنبد، تربت، مشهد، قدمگاه، مقام، زیارت، معرفی عالمان انساب، کتابشناسی مزارات و زیارت و انساب

مزارات ایران و جهان اسلام

سایت علمی پژوهشی زیارتگاه های ایران جهان اسلام (امامزاده ، بقعه، آرامگاه، مقبره، مزار، گنبد، تربت، مشهد، قدمگاه، مقام، زیارت، معرفی عالمان انساب، کتابشناسی مزارات و زیارت و انساب

مزارات ایران و جهان اسلام
سایت علمی پژوهشی زیارتگاه های جهان اسلام (معرفی بیش از چهل هزار زیارتگاه)
جستجو



در اين وبلاگ
در كل اينترنت
آخرین نظرات
خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه وبسايت ایمیل خود را در کادر ذيل وارد نموده و دکمه ارسال به خبرنامه را بزنید. پس از تکميل مراحل ثبت نام و دريافت اولين ايميل از خبرنامه، روي لينک فعال سازي کليک نمائيد.

لطفا آدرس ايميل خود را وارد کنيد:

FeedBurner

طبقه بندی موضوعی

این بناى باشکوه در محلّه جنوب شرقى نزدیک مسجد بازار شهر کرمان قرار دارد و از بناهاى ارزنده دورة سلجوقى درنیمه دوّم قرن ششم هجرى قمرى است.

نماى خارجى این بنا برجى هشت‌ضلعى به ابعاد 80/2 سانتى‏متر، و از داخل، چهارضلعى به ابعاد 50/5 سانتى‏متر است که کرسى بلند و درِ آن از جانب جنوب باز مى‏شود.

تزیینات آجرى و گچ‏برى و سنگ‏هاى مرمر نفیس و خطوط عالى کوفى که بى‌نهایت قابل توجّه و دیدنى است، هر بیننده‏اى را به هنر نمایى پدیدآوران آن وادار مى‏کند. این تزیینات شامل نقوش هندسى و ریزه کارى و شیوه ستون بندى و سنگ تراشى خطوط محراب آن است. داخل بنا به صورت محوّطه چهار گوش است و در گچ‏برى‏هاى آن، قطعات کوچک کاشى به کار رفته است. زوایاى مربّع داخلى درون به حدى نزدیک دیوار ساخته شده است که تقریباً به سطح خارجى آن که به شکل کثیرالاضلاع هشت‌ضلعى است، منتهى مى‏شود.

ارتفاع اتاق مرقد حدود پنج متر و گنبد عرقچینى بنا را شش
متر تشکیل مى‏دهد که در مجموع این بنا را به 11 متر
ارتفاع تبدیل نموده است.

این بنا به شماره 253 و در تاریخ 30/3/1315 در فهرست آثار ملّی و تاریخى ایران به ثبت رسیده است.

متأسّفانه به جهت عدم رسیدگى به آن، حدود چهل سال قبل
فرو ریخته و پوشش مجدّد آن به وسیله اداره باستان‏شناسى
انجام شده، و پس از رها شدن، داخل بقعه به طمع گنج، حفّارى غیر مجاز شده است.

در کتاب تاریخ کرمان، به نقل از تاریخ سلاجقه، خواجه اتابک این گونه معرّفى آمده است: «امّا رجل سیاست مدار و مقتدر دیگر این عهد (سلجوقیان) قطب‏الدّین محمّد بن اتابک بُزقُش، رقیب مؤیّدالدّین ریحان بود که او نیز مردى عاقل بود و در آداب سپاهى‏گرى کشیده، عنان دانسته. در اواخر عهد طغرل که پدرش «اتابک بزقش» وفات یافت، برخلاف نظر و على رغم مؤیدالدّین ناچار مقام او را نیز محترم شمردند زیرا در ایجاد شوکت سلجوقیان مؤثر بود و چون منصب اتابکى به مؤیّدالدّین دادند، لابد شحنگى بردسیر و دادبگى را به قطب‏الدّین ما مى‏بایست داد، چه اهلیّت و پیشوایى داشت. پنج، شش ماهى (اواخرى عهد طغرل و اوایل عهد بهرام‏شاه) این شغل را داشت و بعدها به مقام اتابکى نیز رسید.»

صاحب عقد العلى نیز دربارة خواجه اتابک چنین مى‏نویسد: «در حقیقت سیاست و اداره امور کرمان در فترت بیست ساله پسران طغرل‏شاه به دست این مرد بوده است و متأسّفانه همه کوشش‏هایى که براى نجات کرمان از فترات روزگار کرد بى‌نتیجه ماند. او از هر درى (فارس، عراق، یزد، خراسان و حتّى قوم غزوشبانکاره) کمک خواست امّا کمک‏ها بى‌نتیجه بود، زیرا فساد درخت از خود درخت بود و مرکز کار کرمان آشفته مانده و اولاد طغرل‏شاه اختلاف داشتند».

خواجه اتابک در زمان شحنگى خود به خاطر شرایط موجود جانب احتیاط را نگه داشت و به نام بهرام شاه سلجوقى سکه زد، امّا سرانجام در سال 569 هجرى متوجّه برادر وى یعنى ارسلان شاه سلجوقى شد و از یاران مسلّم او گشت.

دکتر باستانى پاریزى به نقل از تاریخ سلاجقه مى‏نویسد: «به هر حال در این اوضاع ابتدا قطب‏الدّین با بهرام شاه بود، لیکن کم‏کم متوجّه ملک ارسلان شد و یک شب با باقى حشم و غلامان خویش لبیک حرم کرم ملک ارسلان زد و به خدمت او پیوست. مَلِک ارسلان نیز منصب اتابکى و دادبگى را به خواجه اتابک داد.»

افضل‏الدّین ابو حامد کرمانى معروف به «افضل کرمانى» مؤلّف کتاب، «عقد العلى للموقف الاعلى» از دبیران و منشیان خواجه اتابک بود، او در این باره مى‏نویسد: «... قطب‏الدّین اتابک محمّد بزقش (متوفّاى هشتم رمضان سال 592 هجرى) مردى حلیم، خردمند و عاقل بود و در آداب سپاهى‏گرى کشیده عنان و دانسته... و من در خدمت او بودم و دیوان انشاى او به من مفوّض»

محرابى کرمانى از او چنین یاد مى‏کند:

«مرشد انس و جان و سالک وجدان و عرفان، الممتاز من بین اهل اللَّه فى العصر و الدوران، خواجه اتابک المشتهر به بزقوش.

چنین مشهور است که حضرت خواجه اتابک ترک بود. بعد از کمال صورى و معنوى که داشته‏اند، دنیوى بسیار نیز در سر کار ایشان بوده است که صرف مى‏کرده‏اند.

بزقوش از آن جهت مى‏گویند که مکاشفان ایشان را به بازى سفید در عالم ملکوت دیده بودند و به زبان ترک به این اسم و لقب مشهور شده‏اند. و بعضى گفته‏اند که بزغوچ مشهورند و وجه تسمیه او به این آن است که هر روز یک سر بز و یک غوچ از کوه مى‏آمدند و به مطبخ ایشان مى‏رفتند و داخل مدد خرج مطبخ ایشان مى‏شدند.

امّا ظاهراً قول اوّل درست‏تر است و گنبد مدفن ایشان با آن که چهار صد سال است که نهاده‏اند (قرن ششم هجرى) چنان بر مى‏نمایاند که اندک وقتى باشد که احداث شده ‏[است] و این نیز دال بر کمال ایشان تواند بود».

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی