مزارات ایران و جهان اسلام

سایت علمی پژوهشی زیارتگاه های ایران جهان اسلام (امامزاده ، بقعه، آرامگاه، مقبره، مزار، گنبد، تربت، مشهد، قدمگاه، مقام، زیارت، معرفی عالمان انساب، کتابشناسی مزارات و زیارت و انساب

مزارات ایران و جهان اسلام

سایت علمی پژوهشی زیارتگاه های ایران جهان اسلام (امامزاده ، بقعه، آرامگاه، مقبره، مزار، گنبد، تربت، مشهد، قدمگاه، مقام، زیارت، معرفی عالمان انساب، کتابشناسی مزارات و زیارت و انساب

مزارات ایران و جهان اسلام
سایت علمی پژوهشی زیارتگاه های جهان اسلام (معرفی بیش از چهل هزار زیارتگاه)
جستجو



در اين وبلاگ
در كل اينترنت
آخرین نظرات
  • ۲۷ خرداد ۹۶، ۱۳:۵۵ - مجله مد
    ممنون
خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه وبسايت ایمیل خود را در کادر ذيل وارد نموده و دکمه ارسال به خبرنامه را بزنید. پس از تکميل مراحل ثبت نام و دريافت اولين ايميل از خبرنامه، روي لينک فعال سازي کليک نمائيد.

لطفا آدرس ايميل خود را وارد کنيد:

FeedBurner

طبقه بندی موضوعی

فصل اول کتاب: مشخصّات رهبر قیام1

نام و مشخصّات رهبر قیام 

نَسب شریف..

پدر بزرگوار.

تاریخ تولّد و شهادت زید علیه‏السلام

مادر زید علیه‏السلام

لقب‏هاى زید علیه‏السلام

فضایل علمى و اخلاقى زید علیه‏السلام

بیان رساى زید علیه‏السلام
تفسیر قرآن در زندان.
شاگردان زید علیه‏السلام 

تألیفات زید بن على علیه‏السلام

همسر و تعداد فرزندان زید علیه‏السلام

نام مادر یحیى علیه‏السلام

سیماى یحیى علیه‏السلام

 

 نام و مشخصّات رهبر قیام

نام پرافتخار رهبر قیام ما «یحیى» است. کنیه او: أبوطالب[1] و به قتیل
جوزجان[2] مشهور و معروف است.

مورخان او را از آن جهت قتیل جوزجان خوانده‏اند که با قیام جاودانه
خود برگى خونین برصفحات تاریخ شیعه افزود و باعث زوال دولت غاصب
بنى امیّه شد.

قیام زید علیه‏السلامباشهادت جانگداز او تمام نشد، و انقلابیّون به رهبرى فرزند
رشیدش یحیى علیه‏السلام پرچم شورش و قیام بر ضد حکومت اموى را به دست
گرفتند.

  نَسب شریف

نسب شریف او به اتّفاق نقل همه علماى انساب و مورّخان بزرگ اسلام،
بدین شرح است؛ یحیى بن زید بن علی بن حسین بن علی بن أبی طالب علیه‏السلام.[3]

 

نام پدر بزرگوار رهبر قیام، زید علیه‏السلام و پدر بزرگش امام سجّاد علیهماالسلام و جدّ او
سیّد الشهداء علیه‏السلام است. که همه از انقلابیّون و از شخصیّت‏هاى بنام شیعه و
تاریخ اسلام محسوب مى‏شوند. بنابراین یحیى علیه‏السلام از شجره طیّبه اهل
بیت علیهم‏السلام است و شرافت، مقام و مرتبه او از نظر اصالت خانوادگى در حّد
ممتازى است و این فضیلت ذاتى، یکى از ویژگى‏هاى برجسته و از نقاط
روشن حیات اوست.

نسبت یحیى علیه‏السلام بایک واسطه به امام معصوم علیه‏السلام، و با سه واسطه به
امیرالمؤمنین علیه‏السلامو فاطمه زهراء علیهاالسلام و بالأخره به پیامبر عظیم الشأن
اسلام صلى‏الله‏علیه‏و‏آله بر مى‏گردد که زهى شرافت و افتخار را در بردارد.

  پدر بزرگوار

همان طور که اشاره شد، نام پدر بزرگوار او زید علیه‏السلام است. و او را «حلیف
القرآن[4]» و «زید الأزیاد[5]» مى‏گفتند.

نام پر افتخار زید بن على علیه‏السلام، با انقلاب خونین و قیام خدا پسندانه‏اش
همراه است و هر کس نام زید علیه‏السلامرا شنیده باشد، کم و بیش آوازه قیام و
شهادت او را نیز شنیده است.

او اوّلین سیّد حسینى علوى است که علیه ظلم و فساد، و در برابر غاصبان
خلافت و شجره ملعونه، یعنى بنى اُمیّه قیام کرد و با وجود آن که مردى
متّقى، پارسا، محدّث، مفّسر، عالم، جلیل القدر و شریف بود، در میدان نبرد
هم همانند جّد بزرگوارش حضرت سیّدالشهداء علیه‏السلام شجاع، دلیر و مجاهد به
شمار مى‏رفت.

  تاریخ تولّد و شهادت زید علیه‏السلام

روز ولادت زید علیه‏السلام مشخّص نیست و بین مورّخان هم در سال ولادتش
اختلاف است.

ابن عساکر (متوفّاى 571 ه . ق) سال تولّد او را 78 ه . ق مى‏داند[6].

مورّخ دیگرى به نام  محلّى (متوفّاى 652 ه . ق) سال ولادت زید بن
على علیه‏السلام را سال 75 ه . ق یاد مى‏کند[7].

گرچه دانشمند بزرگ شیعه، شیخ مفید رحمه‏الله یادى از سال ولادت
او نکرده، اما نتیجه کلام وى مؤیّد قول ابن عساکر در
«تهذیب التهذیب» است، زیرا روایات متفّق است که حضرت زید علیه‏السلام
در موقع شهادت 42 سال[8] سنّ داشت و شیخ مفید رحمه‏اللهسال شهادت آن
حضرت را 120 ه . ق مى‏داند، بنابراین ولادت او سال 78 ه . ق مى‏باشد. اما
شیخ مفید رحمه‏اللهدر کتاب دیگرش به نام (مسار الشیعه) سال شهادت زید علیه‏السلام
را اوّل صفر 121 ه . ق ذکر مى‏کند و ظاهرا این تاریخ را اختیار کرده
است[9]. بعضى از محقّقین نیز این قول را پذیرفته و باکم کردن مدّت عمر

آن حضرت یعنى 42 سال، تولّد وى را به سال 79 ه .ق ذکر نموده‏اند، که این
قول مقرون به صحّت مى‏باشد.

  مادر زید علیه‏السلام

درباره نام مادر زید علیه‏السلام نیز اختلاف است؛ شمارى از مورّخان و علماى
انساب نام او را «غزاله»[10] نوشته‏اند. بعضى از او به نام «جیّد»[11] یا «جیدا» و بعضى
دیگر به (حیدان)[12] یاد کرده‏اند، اما در روایتى آمده که امام سجّاد علیه‏السلام او را به
نام (حوراء)[13] مى‏خواند.

به هر حال، او کنیزى  شایسته و با نجابت بود که مختار بن أبى عبیده
ثقیفى[14] او را به سى هزار درهم خرید[15]. این بانو آن قدر در نظرش جلوه کرد و
خوشایند او شد، که با خود گفت؛ من لیاقت این زن را ندارم، او شایسته على
بن الحسین علیه‏السلاماست، لذا او را به عنوان هدیه‏اى ارزنده به خدمت امام علیه‏السلام
فرستاد.

این بانو از امام چهارم علیه‏السلام داراى سه پسر و یک دختر شد و فرزند اوّل او،
زید علیه‏السلامبود و سه فرزند دیگرش؛ عمر، على و خدیجه نام داشتند[16].

 لقب‏هاى زید علیه‏السلام

لقب‏هاى زید علیه‏السلام عبارتند از:

1. «شهید» که در بعضى روایات از او به این لقب ذکر کرده‏اند، در حالى که
علماى انساب؛ زید بن امام موسى کاظم علیه‏السلام را ملّقب به نار (آتش) نموده‏اند[17].

2. «حلیف القرآن» یعنى هم پیمان با قرآن.

به دلیل ممارست و ارتباط فراوان او با کتاب خدا، این لقب براى او به
یادگار مانده است، چرا که وى مأنوس با این کتاب شریف و مفسّر و مؤلّف کتاب
«غریب القرآن» مى‏باشد[18].

3. «زید الأزیاد» کنایه از مقام والا و عظمت و شخصیّت بى نظیر او
نسبت به هم نام‏هاى او مانند؛ زید بن حارثه، زید بن ارقم و زید
بن حسن مى‏باشد[19].

کنیه وى «ابوالحسین» بود و این از آن جهت است که زید علیه‏السلامفرزندى به
نام حسین داشت، لذا به آن مکنّى شد[20].

 

 فضایل علمى و اخلاقى زید علیه‏السلام

زید بن على علیهماالسلام نه تنها در زهد، عبادت، شجاعت، سخاوت و مردانگى
معروف است، بلکه در علم و دانش نیز یکى از بارزترین چهره‏هاى درخشان
اسلام به حساب مى‏آید.

زید علیه‏السلام در شناخت احکام الهى، فقیهى عمیق و دانشمندى بس سترگ
است و علم سرشار و دانش بى کران او زبانزد دوست و دشمن بوده است.

وى با بیان روایات و احادیثى که از پدر، برادر و برادرزاده‏اش شنیده بود،
سؤال کننده را قانع مى ساخت. لذا مقام علمى زید علیه‏السلام در اذهان عمومى و
میان بزرگان صحابه و انصار، معروف و مسلّم بود، تا آن جا که او را عالم آل
محمّد و فقیه أهل بیت
نامیده بودند.

امام صادق علیه‏السلام درباره‏اش مى فرماید؛ خدا، زید را رحمت کند او عالمى
درست گفتار بود:

«رحِمَ اللّهُ زَیْدا إنَّهُ الْعالِمُ الصَّدُوقُ»[21].

امام هشتم على بن موسى الرضا علیه‏السلام نیز در مقام تجلیل و ستایش از او
مى‏فرماید: «اِنَّهُ کانَ مِنْ عُلَماءِ آلِ محمّد»[22] او از علماى آل محمّد صلى‏الله‏علیه‏و‏آلهبود.»

و در جاى دیگر، امام صادق علیه‏السلام، زید علیه‏السلام را با عظمت یاد کرده
و مى‏فرماید:

«انَّهُ کانَ مُؤْمِنا وَ کانَ عارِفا وَ کانَ عالِما وَ کانَ صادِقا»[23].

او مردى با ایمان، عارف، دانشمند و درست کار بود.

 

از این رو علماى بزرگ و صاحب نظران علم رجال و حدیث، مقام علمى
حضرت زید علیه‏السلام را با عباراتى محکم و رسا بیان کرده‏اند و او را به عنوان
یکى از بارزترین چهره‏هاى فقهى، تفسیرى، و علمى آل محمّد صلى‏الله‏علیه‏و‏آله
ستایش نموده‏اند.

 بیان رساى زید علیه‏السلام

از الطاف خداوند بزرگ در مقام خلقت انسان، یاد دادن بیان به فرزند آدم
است و قرآن کریم در سوره الرحمن به این موضوع اشاره داشته و مى‏فرماید:

«عَلّمَهُ الْبَیان»[24]. خداوند انسان را بیان آموخت.

درباره زید علیه‏السلام هم نوشته‏اند:

«اِءنَّهُ حُلُّو الِلّسانِ، شَدیدُ الْبَیانِ، خَلیقُ بِتَمْویهِ الْکَلام»[25].

زید علیه‏السلام زبانى شیرین و بیانى محکم داشت و سازنده کلام روان بود.

حفظ مطالب گوناگون و سپردن علوم مختلف به ذهن، نشانه نبوغ و
استعداد قوى و درک عالى انسان به شمار مى‏رود؛ زید بن على علیه‏السلام این مرد
فوق العاده، داراى حافظه‏اى قوى بود، به طورى که اگر کتابى را فقط یک بار
براى او مى‏خواندند، آن را از حفظ مى‏گفت و بدون کم و کاست
تقریر مى‏نمود[26].

زید بن على علیه‏السلام قهرمان گفتار و داراى فصاحت و بیانى قوى بود و در مقام
سخن، به عنوان یکى از بهترین فصیحان عرب شناخته شده است.

 

او در خانه وحى و در دامن ولایت، همه فضایل و کمالات را به ارث برد.
درباره فصاحت و بلاغت او گفته‏اند: «وَ کانَ یَشْبَهُ الأِمامُ عَلیِ بْنِ اَبى طالِب علیه‏السلام
فی فَصاحَتِهِ وَ بَلاغَتِهِ»[27]؛ او در سخن‏ورى و بلاغت و فصاحت به جدّش
امیرالمؤمنین علیه‏السلامشباهت تام داشت.

خالد بن صفوان در همین  رابطه مى‏گوید: فصاحت، خطابه، زهد، تقوى و
عبادت در بنى هاشم به زید علیه‏السلام منتهى مى‏شود. من او را در مجلس خلیفه
هشام بن عبد الملک دیدم، زید علیه‏السلامچنان او را با بیان محکمش کوبید و
مجلس را بر او تنگ کرد که راه فرارى نداشت[28].

ابوإسحاق سبیعى نیز مى‏گوید:

«رَأَیْتُ زَیْدَ بْنِ عَِلیٍّ علیه‏السلام فَلَمْ اَرَفی أَهْلِه مِثْلُهُ أَفْضَلَ وَ کانَ أَفْصَحَهُمْ لِسانا وَ
أَکْثَرَهُمْ زُهدْا وَ بَیانا»[29].

من کسى را همانند زید علیه‏السلام در فضل، فصاحت لسان، کثرت زهد و خوبى
بیان در عصر او ندیدم.

قیروانى در کتاب «زهرالآداب» مى‏گوید:

زید بن على علیه‏السلام مردى دین‏دار، شجاع و از بهترین نوادگان هاشم بود. او
خوش کلام و نیکو رفتار بود. سران بنى امیّه به حکّامشان در عراق مى‏نوشتند:
نگذازید مردم کوفه با زید علیه‏السلام تماس بگیرند، چون او زبانى برنده‏تر از شمشیر،
تیزتر از نوک نیزه و مؤثّرتر از سحر و کهانت که در گره‏ها دمیده شده، دارد[30].

 

 زید بن على علیه‏السلام مفسّر و همراز قرآن

همان طورى که گفته شد، یکى از ألقاب زید علیه‏السلام «حلیف القرآن»[31] یعنى زید
هم‏راز قرآن بود و همیشه با قرآن سروکار داشت و از ذکر خدا و کتاب او غافل نبود.

امام باقر علیه‏السلام مى‏فرمایند: روزى پدرم زید را خواست و دستور داد تا قرآن
بخواند، او خواند، سپس پدرم آیات مشکل قرآن را از او پرسید، و او یکى یکى
جواب صحیح مى‏داد، پدرم این قدر تحت تأثیر استعداد فوق العاده و دانش و
اُنس او با قرآن زید علیه‏السلام قرار گرفت، که برخاست و بین دو چشم زید را بوسید[32].

زید علیه‏السلام مى‏گوید: «خَلَوْتُ بِالْقُرآنِ ثَلاثَ عَشْرَةَ سَنَةً أقرَأَهُ و أَتَّدَبِّرُهُ»[33].

سیزده سال با قرآن خلوت کردم آیات آن را مى‏خواندم و درباره
آن مى‏اندیشیدم.

ابونصر بخارى، از ابن ابى جارود روایت مى‏کند که:

«قَدِمْتُ الْمَدینَةَ فَجَعلْتُ کُلَّما سَأَلْتُ عَنْ زَیدٍ بنِ عَلیَ، قیلَ لی ذاکَ حَلیفُ
الْقْرانِ ذاکَ اُسْطُوانَةُ الْمَسجِدِ»
[34].

به مدینه که آمدم و از هر کس حال زید را پرسیدم، در جوابم گفته مى‏شد
منظورت همان «حیلف القرآن» همان ستون مسجد است.

آرى، او آن قدر با مسجد و عبادت اُنس گرفته بود که اکثر اوقات خود را در آن
جا مى‏گذراند، به طورى که چون ستونى از ستونهاى مسجد جلوه مى‏کرد[35].

او در تشخیص معانى قرآن و طرز قرائت آن صاحب نظر بود و در
بحث‏هاى خود همیشه با الهام از این کتاب، خصم را مغلوب مى‏ساخت.
درباره زید علیه‏السلامگفته‏اند: «وَکانَتْ لَهُ فیهِ قَرائَةٌ خاصَّةٌ»[36].

یعنى او قرائت خاصى در قرآن داشت.

ایشان کتابى در این زمینه تألیف نموده است و گفته‏اند: «فَقَد عَلِمَ الْقرآنَ
وَ اَوْفى فَهْمَهُ» یعنى او قرآن را مى‏آموخت و خوب آن را مى‏فهمید[37].

امام صادق علیه‏السلام در این مقام، از ممارست و مطالعه عمیق وى
سخن مى‏گوید و با جمله‏اى افتخارآمیز از او یاد مى‏کند: «کانَ وَاللّهِ
أقَرَءْنا لِلکِتابِ».

به خدا سوگند: او در میان ما بیش از همه به قرائت و تلاوت قرآن
اشتغال داشت[38].

  تفسیر قرآن در زندان

مردى به نام ابى غسّان ازدى مى‏گوید: زید بن على علیه‏السلامدر مسافرت به

شام در زمان حکومت هشام ستمگر پنج ماه به زندان افتاد. هیچ مردى را
داناتر از او به کتاب خدا ندیدم، در این مدّت کوتاه که با او هم زندان
بودم، سوره حمد و بقره را به طور جالب و شیوا و با بیانى رسا به نحو تفسیر
از او آموختم[39].

آرى، زید از فرصت استفاده کرد و زندان را به مدرسه‏اى عالى براى تفسیر
قرآن و معارف الهى تبدیل نمود و حتّى در موقع گرفتارى تا آنجا که برایش
ممکن بود به وظیفه روشن‏گرى خویش مى‏پرداخت.

  شاگردان زید علیه‏السلام

زید علیه‏السلام خود یکى از برجسته‏ترین شاگردان مکتب پدر، برادر و پسر برادر
عالى قدرش بود و علوم مختلف اسلامى را به طور مستقیم از این سه امام
معصوم فرا گرفت. و پس از این برداشت‏هاى پر ارزش و سنگین و تسلّط کامل
در این علوم، خود نیز به تربیت شاگردانى پرداخت.

او باهمتّى بلند و روحى عالى کرسى علوم مختلف را اشغال کرد و با بیانى
رسا، مستدل و بى‏نظیر افرادى را در این علوم پرورش داد.

شاگردان زید علیه‏السلام خود مجتهدانى بزرگ و شخصیّت هایى کم نظیربودند
که افتخار دارند علوم خود را از عالم آل محمّد صلى‏الله‏علیه‏و‏آله و فرزند برومند و برادر و
برادر زاده امام معصوم علیهم‏السلام حضرت زید بن على علیه‏السلام فرا گرفته‏اند.

اینک اسامى تعدادى از شاگردان برجسته وى را ذکر مى‏کنیم؛

1. یحیى؛ فرزند فقیه و شهید زید بن على بن الحسین علیه‏السلام.

2. محمّد بن مسلم؛ از شخصیّت‏هاى عالى قدر و فقهاى برازنده اسلام.

3. أبى حمزه ثمالى؛ از یاران و اصحاب امام زین العابدین علیه‏السلامکه مردى
فقیه و کم نظیر بود.

4. محمّد بن بکیر؛ از فقهاو علماء و راویان عالى قدر اسلام.

5. ابن شهاب زهرى[40].

6. شعبة بن حجاج[41].

7. أبوحنیفه؛ علاوه بر این که وى مدّتى شاگرد مکتب علمى امام
محمّد باقر علیه‏السلامو امام جعفر صادق علیه‏السلام بود، دو سال نیز در محضر
حضرت زید بن على علیه‏السلام شاگردى کرد و جزء رهبران بنى امیّه کسى أبوحنیفه
را از این کار باز نمى‏داشت[42].

8. سلمة بن کهیل؛ وى از محدّثین بزرگ شیعه بود و روایاتى نیز در کتاب
شریف کافى و تهذیب از او نقل شده‏است.او مردى فاضل و از بزرگان شیعیان
است[43].

9. یزید بن أبى زیاد؛ زید علیه‏السلام وى را به نهضت و همکارى باخویش دعوت
نمود و او نیز در کنار آن حضرت بود.

10. هارون بن سعد کجلى کوفى؛ او مرام زیدیّه داشت و بعضى وى را از
مرجئه مى‏دانند. وى از جمله بیعت کنندگان با زید علیه‏السلامبود[44].

11. أبوهاشم رمانى.

12. حجاج بن دینار.

 

13. آدم بن عبدالله خثعمى.

14. إسحاق بن سالم.

15. بسام بن صیرفى.

16. راشد بن سعد.

17. زیاد بن علاقه.

18. عبداللّه‏ بن عمرو بن معاویه.

اشخاص فوق، از شاگردان ممتاز زید علیه‏السلام بودند که از کلاس علمى وى
برخاسته‏اند. اما غیر از اینان از دودمان بنى هاشم و فرزندان أبوطالب علیه‏السلامهم
در محضر زید علیه‏السلامکسب فیض کردند که عبارتند از:

19. إبراهیم بن الحسن علیه‏السلام.

20. حسن بن الحسن بن الحسن علیه‏السلام.

21. حسین بن على بن الحسین علیه‏السلام؛ وى از رجال برجسته اهل بیت
پیامبر صلى‏الله‏علیه‏و‏آلهبود.

شیخ مفید رحمه‏الله در کتاب ارشاد درباره او مى‏فرماید: «او مردى فاضل و
پارسا بود. احادیث زیادى را از پدرش امام سجّاد علیه‏السلامو عمّه‏اش فاطمه دختر
امام حسین علیه‏السلام و برادرش امام محمّد باقر علیه‏السلامنقل کرده است، وى در سن 64
یا74 سالگى از دنیا رفت و در قبرستان بقیع دفن شد[45].

22. عبیداللّه‏ بن محمّد بن عمر بن علی بن أبى طالب علیه‏السلام؛ او از اصحاب
امام باقر و امام صادق علیهماالسلام نیز مى‏باشد[46].

23. عبداللّه‏ بن محمّد بن عمر بن علی علیه‏السلام؛ وى نیز از اصحاب امام محمّد
باقر علیه‏السلامبوده و در کتاب‏هاى روایى شیعه روایات زیادى از او نقل شده است[47].

همه این‏ها افراد بارزى از شاگردان مکتب حضرت زید علیه‏السلامبودند که
علوم، اخبار و احادیث زیادى را از او فراگرفتند و هر یک، فقیهى صاحب نظر
بوده که در میان مسلمانان نور افشانى مى‏نمودند.

  تألیفات زید بن على علیه‏السلام

زید علیه‏السلام نه تنها در قرآن مفسّر قوى و نمونه بود، بلکه در علوم مختلف پس
از بردارش امام باقر علیه‏السلام سرآمد روزگار خویش بود.

او در علم کلام، فقه، حدیث و... کتاب‏هایى تألف نموده که تعداد آن‏ها
بیش از ده رساله است که از مهمترین و بارزترین آنها تفسیر او است که به آن
اشاره خواهد شد.

1. مجموع الفقهى؛ این کتاب مجموعه‏اى از فقه و احکام شیعه است که
بعدها با تنظیم خاص از طرف برخى از علماى زیدى به نام «مسند الامام
زید
علیه‏السلام» جمع آورى و چاپ شد[48].

2. القلّة و الجماعة؛ کتابى است استدلالى که زید بن على علیه‏السلامدر احتجاج
و بحث بامخالفانش از آن کمک گرفته و به آن استناد مى‏کرد[49].

3. تفسیر غریب القرآن؛ این کتاب حاوى بحث‏هاى تفسیرى بعضى از
آیات قرآن مى‏باشد که در سال‏هاى اخیر از سوى دفتر تبلیغات اسلامى قم به
چاپ رسیده است.

 

4. المجموع الحدیثى؛ در حدیث و روایت.

5. اثبات الوصیّة.

6. قرائته الخاصّة؛ در علم الفاظ قرآن و قرائت ویژه حضرت زید علیه‏السلام.

7. قرائة جدّه علی بن أبى طالب علیه‏السلام؛ قرائت مخصوص حضرت امام
امیرالمؤمنین على علیه‏السلام.

8. منسک الحج؛ بحثى فقهى در احکام حج.

9. الصفوة؛ که به معناى برگزیده و منتخب است؛ در این کتاب مسئله
امامت و خلافتِ برگزیدگان واقعى حق، یعنى ائمه علیهم‏السلاممورد بحث و بررّسى
قرار گرفته و آن حضرت در این کتاب مسئله امامت را به نحو جالب و
استدلالى با کمک قرآن مورد بحث و بررّسى قرار داده است.

او در این کتاب با الهام و استمداد از قرآن و استناد به بیش از 150 آیه،
مسئله مهم امامت و حقّانیّت ائمه علیهم‏السلام را بررسى و اثبات کرده است.

  همسر و تعداد فرزندان زید علیه‏السلام

زید علیه‏السلام در طول زندگى خود سه زن عقدى و سه کنیز داشت.

اوّلین همسرى که زید  علیه‏السلام انتخاب کرد، «ریطة» دختر أبى هاشم
عبداللّه‏ بن محمّد بن حنفیه بود. این زن از بانوان با شخصیّت و بنام
بنى هاشم است[50].

زید علیه‏السلام، بنا به گفته طبرى، در اواخر عمرش دو زن دیگر در شهر کوفه
اختیار نمود که اوّلى دختر یعقوب بن عبداللّه‏ سلمى، و دوّمى دختر عبداللّه‏
بن ابى القیس ازدى بوده است و علّت آن بود که این دو زن از خاندان شیعه و
طرفداران اهل بیت علیهم‏السلام بودند.

از اسامى سه کنیزى که در نکاح حضرت علیه‏السلام بودند و از آنان فرزند داشت
اطلاّع دقیقى در دست نیست، علماى انساب سه تن از فرزندان آن حضرت را
از این سه کنیز دانسته‏اند. از این رو در شمار فرزندان حضرت زید بن على علیه‏السلام
نوشته‏اند که زید علیه‏السلام را چهار فرزند پسر بود که هر یک خود شخصیّتى
برازنده و مجاهد بودند؛ نامهاى ایشان عبارتنداز:

1. یحیى الشهید. علیه‏السلام

2. حسین ذوالدمعة، أبو عبداللّه‏.

3. محمّد، أبو عبداللّه‏.

4. عیسى مؤتم الاشبال، أبویحیى.

که مادران سه نفر اخیر کنیز بودند.

  نام مادر یحیى علیه‏السلام

مادر یحیى علیه‏السلام زنى پاکدامن، عفیف و پرهیزکار و سیدّه‏اى علویّه از تبار
أمیر المومنین علیه‏السلام مى‏باشد که نام او «ریطة» دختر ابوهاشم عبداللّه‏ بن محمّد
بن حنفیّة بن امام أمیرالمؤمنین على
علیه‏السلام[51] است.

 

نام مادر ریطة هم، ریطة دختر حارث بن نوفل بن حرث بن عبدالمطلب.[52]-[53]

و مادر ریطة دوّم نیز دختر مطلب بن أبى وداعه سهمى است که:

 

شرف تتابع کابر عن کابرٍ

 کالرمح انبوب على انبوب[54]

 

شرافتى که پیروى مى‏کند بزرگى از بزرگ دیگر را و چسان تیریست از
شاخه‏اى برشاخه دیگر.

هنگامى که یحیى علیه‏السلام پس از شهادت پدرش دستگیر و روانه زندان شد،
مادرش در فراغ او اندوهناک بود از اینرو «ابوثمیله أبار» که صالح بن ذبیان نام
داشت، اشعار زیر را سرود که مى‏گوید:

 

فَلَعَلَّ راحِمُ اُمُّ موسى وَ الَّذى

 نَجاهُ مِنْ لُجَج خَضْمٌ مُزْبِدُ

سَیسُرُّ رَیْطَةَ بَعْدَ حُزْنٍ فُوادَها

 یَحیْى وَ یَحْیى فیِ الکَتائِبُ یَرْتَدی[55]

 

1. شاید آن خداى بزرگى که به مادر موسى مهر ورزید، و بلکه خود موسى
را از امواج خروشان آن دریاى بزرگ نجات بخشید.

2. ریطه را بعد از اندوه قلبى‏اش به آمدن یحیى خوشنود کند، همان
یحیایى که درمیان لشکریان لباس رزم و اسلحه در تن کرد و جنگ مى‏نمود.

اما مادر یحیى علیه‏السلام موفّق به دیدار فرزند نشد تا این که پس از شهادت
یحیى علیه‏السلام، ولید بن یزید بن عبدالملک سر مقدّس یحیى علیه‏السلام را براى او
فرستاد و وى اشک مى‏ریخت و ناله مى‏کرد[56].

 

در برخى از نقل‏ها آمده که این زن پاکدامن به دست یوسف بن عمر، والى
خون‏خوار کوفه به شهادت رسیده است.

نحوه شهادت او را شیخ ذبیح اللّه‏ محلاتى چنین نوشته است: یوسف بن
عمر دستور داد همسر گرامى زید علیه‏السلام را تازیانه بزنند. آن‏قدر شلّاق و تازیانه بر
بدن این بانوى مظلوم وارد آوردند که تمام اعضایش درهم کوبیده،
استخوان‏هایش زیر ضربه‏هاى کارى خُرد و اعضا و جوارحش مجروح شد و
سرانجام زیر ضربات شلّاق، روح از بدنش جدا و به عالم بالا پرواز نمود.

آن‏گاه پیکر غرقه به خون او را در زباله‏دانى خارج از شهر کوفه ـ که کناسه
مى‏گفتند ـ انداختند! کسى از بنى هاشم جرأت سوگوارى و عزادارى بر این
بانوى محترم پیدا نکرد و همان طور بدون غسل و کفن باقى ماند.[57]

گزارش فوق با نقل ابونصر بخارى که ریطة را زنده دانسته و مى‏نویسد که
سر فرزند او یحیى را به دامنش انداختند، منافات دارد، شاید داستان فوق،
درباره یکى دیگر از همسران زید شهید علیه‏السلام باشد، یا این که پس از برخورد تند
مادر یحیى علیه‏السلام با آورنده سر پسر او، این حتک حرمت صورت گرفته باشد.

ابوالحسن عمرى نسّابه درباره ریطة مادر یحیى مى‏نویسد: وکان
ریطة من سیّدات بنات هاشم و منجباتهن روت الحدیت عن أبیها و بعلها
؛
ریطة از بانوان خاندان هاشم و از نجیبان آنان بود، او از پدر و همشرش روایت
نقل مى‏کرد.»[58]

 

  سیماى یحیى علیه‏السلام

یحیى علیه‏السلام مانند پدرش؛ داراى قامتى رشید، صورتى زیبا، موهایى بلند،
محاسنى زیبا و جوانى با ابهّت بود[59].

سیّد مجدالدّین مى‏نویسد:

«و کان مثل أبیه فی الشجاعة و قوّت القلوب و مبارزة الأبطال»[60]

یحیى همانند پدرش در شجاعت مثال زدنى و جنگ‏جوى قوى بود.

  تاریخ تولّد یحیى علیه‏السلام

روز ولادت یحیى علیه‏السلام به هیچ وجه مشخّص نیست و بین مورّخان در سال
ولادتش نیز اختلاف است.

قدیمى‏ترین مدرکى که تاریخ  شهادت یحیى علیه‏السلام را ثبت کرده أبونصر
بخارى است وى مى‏نویسد:

«قتل یحیى و له ثمانى  عشرة سنة، بقریة یقال لها أرغوى سنة خمس و
عشرین و مائة»
[61].

یحیى علیه‏السلام در روستاى ارغوى و در سن 18 سالگى به سال 125 ه . ق به
شهادت رسیده است.

اگر سنّ یحیى علیه‏السلام را از سال شهادت او کم نماییم تاریخ 107 به دست
مى‏آید که سال ولادت او محسوب مى‏شود، و این قول را برخى از مورّخان
معاصر نیز پذیرفته‏اند[62].

برخى دیگر از مورّخان مانند زرکلى، یمنى، محلّى، سیّد عبدالرّزاق
کمونه و سیّد مجدّالدین بر این عقیده‏اند که ولادت یحیى در سال 98 ه .ق
بوده و هنگام شهادت 28 سال داشته است[63].

بیهقى سن او را 25 ساله ذکر نموده، اما دلیلى بر آن اقامه نکرده است جز
این که بر این باور است که وى هنگام شهادت پدر، 18 سال داشته است.

این نظریّه با برخى از قراین سازگار مى‏باشد، از این رو غالب علماى زیدیّه
همین قول را پذیرفته‏اند. از آن جایى که تمام مورّخان فوق، مؤخّر از ابى‏نصر
بخارى مى‏باشند، لذا قول اوّل نزدیک به صحّت مى باشد و تصریح ابن عنبه و
دیگران نیز تأیید این مطلب است.

 

 

 

 

 

[1]. لباب الأنساب 1: 327، التحف شرح الزلف: 76.

 

[2]. مقدّمه بحرالزخّار: 226، المنتظم 4: 679، وفیاة الأعیان 4: 362، معجم
البلدان 2: 72 الملل و النحل 1: 129، فوات الوفیات 2: 37، بدایع الأنساب :63.

 

[3]. مقاتل الطالبیّین: 145 الکامل فى التاریخ 5: 271، الأعلام 8: 146، الفخرى: 38،
الشجرة المبارکة: 127، البدایه و النهایه 10: 5، مستدرکات علم الرجال 8: 205.

 

[4]. الشجرة المبارکه: 127، سرّالسسلة العلویه: 75، الأصیلى :227، لباب الأنساب 1: 407.

 

[5]. نور الابصار: 178، امامزادگان حافظ، مفسّر و قارى قرآن: 133.

 

[6]. تهذیب التهذیب 6: 18.پ

 

[7]. الحدائق الوردیة 1: 143.

 

[8]. ارشاد 1: 148، تاریخ طبرى 8: 272، طبقات ابن سعد 5: 250.

 

[9]. قاموس الرجال 4: 471، قیام زید بن على علیه‏السلام: 18.

 

[10]. المجدى 156، زید الشهید علیه‏السلام: 8.

 

[11]. نهایة الإختصار: 66، سرّ السلسلة  العلویّة 32 و 56، الحدائق الوردّیة 451.

 

[12]. بحارالأنوار 46: 215، ثورة زید بن على علیه‏السلام: 26، فرحة الغرى: 51.

 

[13]. کامل مبرّد 3: 189، أعیان الشیعه 7: 107، امامزادگان رى 4: 464.

 

[14]. علاّمه کبیرامینى ره در کتاب نفیس الغدیر 2: 343 - 348 قیام مختار را نهضتى شرعى و الهى و مورد رضاى امام توصیف مى‏فرماید. در همین رابطه محقّق عالى مقام جناب سیّد ابو فاضل رضوى اردکانى کتاب مستقلّى بنام قیام مختار تألیف نموده‏اند که در نوع خود کم نظیر است. وى در این کتاب، قیام مختار ابى عبیده ثقفى، انگیزه قیام، کیفیّت جهاد، اصحاب و یاران، اقوال علما را درباره شخصیّت مختار را به خوبى بررسى و تحلیل نموده است.

 

[15]. بحارالأنوار 46: 186، أعیان الشیعه 7: 107 در این دو کتاب شش هزار دینار ذکر شده است.

 

[16]. مقاتل الطالبیّین: 127، بحارالأنوار 46: 208، تاریخ الفرات: 71، أمالى صدوق :235.

 

[17]. زید بن على علیه‏السلام: 14، امامزادگان رى 4: 465.

 

[18]. الشجرة المبارکة: 127، سرّ السلسة العلویّة: 57 الأصیلى: 227، لباب الأنساب 1: 407.

 

[19]. نورالأبصار: 178، زید بن على علیه‏السلام: 14.

 

[20]. تاریخ طبرى 8: 275، تاریخ ابن عساکر 6 : 60 شرح نهج البلاغة 1: 315، زید
الشهید علیه‏السلام: 12.

 

[21]. الغدیر 2: 221، زید بن على علیه‏السلام: 39.

 

[22]. سفینه البحار 1: 288، تنقیح المقال 1: 468، الغدیر 3: 71.

 

[23]. رجال کشى: 184، الغدیر 3: 70 امامزادگان رى 1: 472.

 

[24]. الرحمن 55 آیه 4.

 

[25]. تاریخ یعقوبى 2:225.

 

[26]. قیام زید بن على علیه‏السلام: 69.

 

[27]. الحدائق الوردیّة 1: 953، زید بن على علیهماالسلام: 70.

 

[28]. وقایع الأیّام، خیابانى، شهر صیام: 71.

 

[29]. نامه دانشوران، ناصرى 5: 169، امامزادگان رى 1: 479.

 

[30]. وقایع الأیّام، خیابانى، شهر صیام: 71.

 

[31]. الشجرة المبارکة: 127، سرّالسلسة العلویّه: 57، الأصیلى: 227، لباب الأنساب 1: 407.

 

[32]. زید الشهید علیه‏السلام: 22، قیام زید بن على علیه‏السلام: 44.

 

[33]. المواعظ و الإعتبار بذکر الخطط و الآثار 2: 436.

 

[34]. مقاتل الطالبیّین: 130، وقایع الأیّام خیابانى: 67.

 

[35]. قیام زید بن على علیه‏السلام: 45.

 

[36]. الکشاف عن حقائق التنزیل 1: 43، الحور العین: 187.

 

[37]. الروض النضیر 1: 53.

 

[38]. تهذیب التهذیب 6: 18.

 

[39]. قیام زید بن به على علیه‏السلام: 46.

 

[40]. تهذیب ابن عساکر 6 :15.

 

[41].  همان.

 

[42].  روض النضیر1: 66.

 

[43].  جامع الرواة 2: 34.

 

[44].  خلاصة الاقوال :146، جامع الرواة 2: 306.

 

[45].  ارشاد 1: 241، امامزادگان رى 1: 476.

 

[46].  جامع الرواة 1: 248.

 

[47].  همان.

 

[48]. الروض النضیر: 58، قیام زید بن على علیه‏السلام: 66.

 

[49]. «کان یستعمله فی محاجة خصومة و یلجأ إلیه».

 

[50]. المجدى: 44، لباب الأنساب 1: 262، زید الشهید علیه‏السلام: 171، الفصول
الفخریّة :325، الفخرى: 39، الشجرة المبارکة :127، سراج الأنساب: 10، تهذیب الأنساب: 190.

 

[51]. مقاتل الطالبیّین: 145، سفینة البحار 2: 531 ،طبقات الکبرى 5 :327،
لباب الأنساب 1: 327 و 405، مستدرکات علم الرجال الحدیث 8: 205، تتمّة المنتهى: 135، تحفة الأحباب: 573، المعارف 216، شرح الأخبار 3: 319 الکامل فى التاریخ 5: 272.

 

[52]  و 3. مقاتل الطالبیّین: 145، عمدة الطالب: 289 - 290، سرّالسلسلة العلویّة: 60، الطبقات الکبرى 5: 327.

 

[54]. الزیدیّه: 327.

[55]. مقاتل الطالبیّین: 145، الزیدیّة: 337.

[56]. تذکره‏الحمدونیّه 9: 240، عمده‏الطالب: 190 - 291، بدایع الأنساب: 63.

 

[57]. ریاحین الشریعه 4: 291، مهتاب خاوران: 37.

 

[58]. المجدى: 224.

 

[59]. الحدائق الوردیه 1: 188، الشافى 2: 286، التحف شرح الزلف: 76.

 

[60].  التحف شرح الزلف :76.

 

[61]. سرّالسلسة العلویه: 61، جمهرة أنساب العرب: 56، عمدة الطالب: 290.

 

[62]. الزیدیّة: 337 ،قیام زید بن على  علیه‏السلام ؛ 351، مستدرکارت علم الرجال
الحدیث 8 :206.

 

[63]. الأعلام 8: 146، نسمة السحر 2: 182، الحدائق الوردیّه 1: 188، مشاهد العترة
الطاهرة؛ 69، التحف شرح الزلف؛ 76: لباب الأنساب 1: 405.

 

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۳/۰۷/۲۹

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی