مزارات ایران و جهان اسلام

سایت علمی پژوهشی زیارتگاه های ایران جهان اسلام (امامزاده ، بقعه، آرامگاه، مقبره، مزار، گنبد، تربت، مشهد، قدمگاه، مقام، زیارت، معرفی عالمان انساب، کتابشناسی مزارات و زیارت و انساب

مزارات ایران و جهان اسلام

سایت علمی پژوهشی زیارتگاه های ایران جهان اسلام (امامزاده ، بقعه، آرامگاه، مقبره، مزار، گنبد، تربت، مشهد، قدمگاه، مقام، زیارت، معرفی عالمان انساب، کتابشناسی مزارات و زیارت و انساب

مزارات ایران و جهان اسلام
سایت علمی پژوهشی زیارتگاه های جهان اسلام (معرفی بیش از چهل هزار زیارتگاه)
جستجو



در اين وبلاگ
در كل اينترنت
آخرین نظرات
خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه وبسايت ایمیل خود را در کادر ذيل وارد نموده و دکمه ارسال به خبرنامه را بزنید. پس از تکميل مراحل ثبت نام و دريافت اولين ايميل از خبرنامه، روي لينک فعال سازي کليک نمائيد.

لطفا آدرس ايميل خود را وارد کنيد:

FeedBurner

طبقه بندی موضوعی

3 ـ حسین بن زید شهید علیه‏السلام

قیام حسین بن زید علیه‏السلام

نصیحت عبداللّه‏ بن حسن.

 

 

 3 ـ حسین بن زید شهید علیه‏السلام

دومین فرزند حضرت زید علیه‏السلام حسین است، او در شام متولد شد،
مادرش: ام ولد (کنیز) بود. تاریخ تولد او سال 114 یا 115 ه . ق و مدّت
عمرش 76 سال مى‏باشد[1].

کنیه او ابوعبداللّه‏[2] لقبش ذوالدمعه و ذالعبره (صاحب اشک) مى‏باشد
هنوز هفت سال از عمرش نگذشته بود، که غبار یتیمى بر سرش نشست، و
پدرش به شهادت رسید.

 

امام صادق علیه‏السلام او را پرورش داد و به خوبى تربیت کرد، و به او علم و
دانش و حکمت آموخت، او در سایه لطف امام زندگى کرد و آن حضرت بعد از
شهادت پدرش تعلیم و تربیت او را به عهده داشت، و از امام استفاده‏هاى
علمى زیادى کرد.[3] شیخ طوسى در رجال[4] او را از اصحاب امام
صادق علیه‏السلام مى‏شمرد.

حسین بن زید از روات و صاحب کتاب است و نجاشى و شیخ طوسى رحمه‏الله او
را عنوان کرده‏اند، و نیز ابن حجر، هم در تقریب و هم در تهذیب او را یاد کرده و
ستوده است.[5]

علت آن که حسین بن زید را، به ذى الدمعه و ذى العبره (صاحب اشک)
لقب داده بودند، این بود که او بسیار مى‏گریست و اکثر اوقات اشک از دیدگان
مبارکش سرازیر بود.

فرزندش یحیى مى‏گوید: مادرم به پدرم حسین بن زید عرض کرد: چقدر
گریه‏هاى تو زیاد است؟

پدرم در جوابش گفت: آیا آتش، و آن دو تیر برایم خوشحالى و سرورى
باقى گذاشته که جلو گریه‏هایم را بگیرم.

مقصودش از آتش یادآورى خاطره جانگداز سوزاندن جسد مقدس
پدرش زید علیه‏السلام و منظور از دو تیر آن دو تیرى بود که یکى به پدرش زید و

دیگرى به برادرش یحیى اصابت کرد.[6]

صاحب (غایة الاختصار) درباره حسین مى‏گوید:

«کان سیّدا جلیلاً شیخ اهله و کریم قومه»[7] حسین بن زید آقا، بزرگوار،
محترم و بزرگ خاندان و در میان خویشانش بسیار گرامى بود. او از نظر زبان،
 بیان، قلم، زهد، فضل، احاطه و بر انساب، شناسایى افراد و تاریخ از رجال بنى
هاشم به حساب مى‏آمد.[8] او، به کمک ابراهیم، محمد و فرزندان عبداللّه‏
محض شتافت و در جبهه جنگ همراه آنان مى‏جنگید و پس از شهادت آن
دو متوارى شد.

او را در آخر عمرش مکفوف (نابینا) لقب دادند چون او آخر عمرش نابینا
شد و شاید علت آن، همان زیاد گریستن او بود. او در سال یک صد و چهل ه .
ق زندگى را بدرود گفت.[9]

 قیام حسین بن زید علیه‏السلام

حسین بن زید علیه‏السلام از کسانى بود که همراه محمد و ابراهیم فرزندان
عبداللّه‏ بن حسن قیام کرد و سپس براى مدتى طولانى متوارى شد و چون او
را تعقیب نکردند و اطمینان یافت که دستگیر نخواهد شد خود را ظاهر

ساخت.

برادرش محمد بن زید مورد محبت منصور عباسى قرار گرفت و وى را نزد
خودش برد. محمد به وسیله نامه برادرش، حسین را از جانب منصور تأمین
مى‏داد و موقعى که از طرف منصور آسوده خاطر شد. علنا در مدینه آشکار
شد ولى با کسى تماس نمى‏گرفت و تا از کسى کاملاً اطمینان پیدا نمى‏کرد او
را به خانه خویش راه نمى‏داد.

على مقانعى به سند خود از حسین بن زید روایت کرده است که گفت: «در
نهضت محمد بن عبداللّه‏، چهار تن از فرزندان امام حسین بن على علیهماالسلام
خروج کردند. من، برادرم عیسى، موسى و عبداللّه‏ فرزندان امام جعفر بن
محمد علیهماالسلام بودیم.» [10]

 نصیحت عبداللّه‏ بن حسن

حسین بن زید گوید: «روزى گذار من به عبداللّه‏ بن حسن که در مسجد
رسول خدا صلى‏الله‏علیه‏و‏آله نماز مى‏خواند افتاد و چون مرا دید با دستش به من اشاره
کرد، من به نزدش رفتم، همین که نمازش تمام شد رو به من کرد و گفت:

اى برادر زاده چون تو خود الان صاحب اختیار و آزادى دلم خواست تا
پندى به تو دهم شاید خداوند تو را بدان سود بخشد. فرزندم به راستى که
خداوند تو را در جایى و مقامى قرار داده که کسى جز تو در آن مقام و

جایگاه نیست، تو در سنین جوانى هستى و مردم دیده‏هاى خود را به تو
دوخته‏اند، خوبى و بدى هم به سویت شتابانند، پس اگر کارى کنى شباهت به
رفتار گذشتگان داشته باشد معلوم است که خیر و خوبى به تو روى آورده
و اگر کارى مخالف آنها انجام دهى به خدا سوگند بدى و شرى است که
به سویت شتافته است، و همانا تو پدرانى پشت سر گذارده‏اى که نظیرى
در مقام و مرتبه نداشند و نزدیک‏ترین پدرانت زید بن على است که من نه
در میان خودمان و نه در میان دیگران همانندش را ندیدم.
و هر چه بالا روى به فضیلت و برترى برخورد کنى؛همانند على، و بعد حسین
و بعد على بن ابیطالب علیه‏السلام.[11]

 

 

[1]. اعیان الشیعه 6: 23.

 

[2]. بحارالانوار 46: 158.

 

[3]. بحارالانوار به نقل از مقاتل الطالبیین:387 ابوالفرج اصفهانى واخذ عنه علما کثیرا:387. و اعیان الشیعه 6:23.

 

[4]. رجال شیخ طوسى:168.

 

[5]. پاورقى مقاتل الطالبیین:360.

 

[6]. بحارالانوار جلد 46: 157 و مقاتل الطالبیین و مقدمه صحیفه سجادیه شرح
فیض الاسلام: 17.

 

[7]. غایة الاختصار: 12.

 

[8]. و کان من رجال بنى هاشم لسانا و بیانا و علما و زهدا و فضلا و احاطة بالنسب و ایام الناس.

 

[9]. بحارالانوار 46: 158 و مقدمه صحیفه سجادیه شرح فیض الاسلام چاپ جدید: 17.

 

[10]. مقاتل الطالبیین: 384.

 

[11]. مقاتل الطالبیین: 385، به نقل از کتاب شخصیت و قیام زید بن على علیه‏السلام: 367ـ398.

 

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۳/۰۸/۳۰

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی