مزارات ایران و جهان اسلام

سایت علمی پژوهشی زیارتگاه های ایران جهان اسلام (امامزاده ، بقعه، آرامگاه، مقبره، مزار، گنبد، تربت، مشهد، قدمگاه، مقام، زیارت، معرفی عالمان انساب، کتابشناسی مزارات و زیارت و انساب

مزارات ایران و جهان اسلام

سایت علمی پژوهشی زیارتگاه های ایران جهان اسلام (امامزاده ، بقعه، آرامگاه، مقبره، مزار، گنبد، تربت، مشهد، قدمگاه، مقام، زیارت، معرفی عالمان انساب، کتابشناسی مزارات و زیارت و انساب

مزارات ایران و جهان اسلام
سایت علمی پژوهشی زیارتگاه های جهان اسلام (معرفی بیش از چهل هزار زیارتگاه)
جستجو



در اين وبلاگ
در كل اينترنت
آخرین نظرات
  • ۲۷ خرداد ۹۶، ۱۳:۵۵ - مجله مد
    ممنون
خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه وبسايت ایمیل خود را در کادر ذيل وارد نموده و دکمه ارسال به خبرنامه را بزنید. پس از تکميل مراحل ثبت نام و دريافت اولين ايميل از خبرنامه، روي لينک فعال سازي کليک نمائيد.

لطفا آدرس ايميل خود را وارد کنيد:

FeedBurner

طبقه بندی موضوعی

مجموعة حرم مطهّر حضرت معصومه … ، در مرکز شهر قم، یکى از بزرگ‏ترین و ارزشمندترین آثار معمارى اسلامى ایران است که آثار گرانبهایى از قرون مختلف را دربردارد. این مجموعه، بر مزار حضرت فاطمه، دختر گرانقدر امام موسى کاظم ‰ و خواهر امام رضا ‰ ملقّب به معصومه بنا گردیده است. آن حضرت در سال 201 هـ . ق به قصد دیدار برادر عازم خراسان گردید؛ امّا در قم به علّت بیمارى درگذشت و در باغ «بابلان»، ملک شخصى موسى بن خزرج بن سعد اشعرى، به خاک سپرده شد.

تاریخچه آرامگاه: در سال 256 هـ . ق زینب ـ فرزندزادة امام جواد ‰ ـ بنایى بر تربت حضرت معصومه … بنا نهاد که تا اواسط قرن
پنجم هجرى بر جاى بوده است. البته درگاه غربى بنا را «ابوالحسین زید بن احمد بن بحراصفهانى» ـ عامل قم ـ در سال 350 هـ . ق توسعه داد و درى بر آن نصب کرد. در سال 477 هـ . ق در جاى چند بناى ساخته شده، امیر ابوالفضل عراقى ـ از رجال دورة طغرل سلجوقى ـ بنایى به قطر داخلى حدود 11 و ارتفاع 14 متر بنا نهاد که سه بناى کوچک‏تر قبلى را در برگرفت. این بنا از داخل و خارج به شکل برجى و بدون ایوان و بخش‏هاى تابعه بوده که پوشش داخلى آن، عرقچین و پوشش بیرونى آن، کلاهخودى با گردنى بلند و آراسته به نقوش و تزئینات آجرى و کاشى‏کارى معقّلى بوده است. وى هم چنین به خاطر گود افتادن سطح حرم از قبرستان اطراف، پوششى در ساقه بنا اضافه کرد و سرداب کنونى بنا را به وجود آورد و بناهایى نیز از جمله مسجدى در اطراف حرم بنا کرد. در آغاز قرن هفتم، امیر مظفّر بن احمد بن اسماعیل ـ نواده مختص الملوک ابونصر احمد بن فضل بن محمود کاشى ـ وزیر مشهور سلطان سنجر سلجوقى، مرقد را با بهترین نوع کاشى زرین فام به سال 613 هـ . ق تزئین کرد. در سال 925 هـ . ق شاه بیگم صفوى
ـ دختر شاه اسماعیل صفوى ـ گنبد پیشین را تجدید کرد و بنایى هشت‏ضلعى با ایوانى زیبا و دو منارة بلند با صحن و بناهایى دیگر بنیان نهاد و بر مرقد نیز ضریحى قرار داد. در سال 939 هـ . ق شریف نقیب سیّد اسحاق تاج الشرف موسوى، ایوان مجلّلى به نام عتبه روضه فاطمیّه در مدخل شمالى صحن عتیق بنا نهاد. در سال 1052 هـ . ق که جسد شاه صفى را در جنوب حرم دفن کردند، شاه عبّاس ثانى بر فراز آن بقعه‏اى بنا نهاد که اکنون به نام حرم زنانه جزء محوّطه روضه درآمده است. در سال 1053 هـ . ق ملّامحسن فیض کاشانى مدرسة قدیمى را خراب کرد و مدرسه جدیدى بنا نهاد. سپس شاه قلى خان ـ حکمران قم ـ به تاریخ 1054 هـ . ق و بعد از وى، اعتماد الدوله میرزا تقى خان ـ وزیر شاه عبّاس ثانى ـ مدرسه‏هایى بنا نهادند. در سال 1077 هـ . ق شاه سلیمان، گنبدى بر مدفن شاه عبّاس ثانى بنا نهاد و در سال 1120 هـ . ق شاه سلطان حسین، بناى دیگرى بر مدفن شاه سلیمان و سرانجام در زمان اشرف افغان، بناهایى بر مزار شاه سلطان حسین و 31 تن از شاهزادگان مقتول صفوى بنا کردند. در سال 1142هـ . ق بعد از شکست اشرف افغان، دو تالار بزرگ بر قبور مزبور ساخته شد. در سال 1213 هـ . ق فتحعلى شاه، مدارس سه گانه را خراب و به دو مدرسه کنونى تبدیل کرد و خانه‏هاى شاهى را نیز بنا و با کلیه اثاث و لوازم، وقف حرم کرد که اینک جزء بخش‏هاى تابع مسجد اعظم درآمده است. وى هم چنین در سال 1218 هـ . ق به تذهیب گنبد و در سال 1225 هـ . ق به تعمیر ایوان شمالى و کاشى‌کارى آن و در سال 1245 هـ . ق به مرمر پوش کردن حرم و نقره پوش کردن ضریح فولادین اقدام کرد. در سال 1251 هـ . ق کیکاووس میرزا، جدار حرم را آیینه کارى کرد. در سال 1266 هـ . ق، ناصرالدّین شاه، مقبره پدر خود ـ محمّد شاه ـ را (مقابل ایوان طلا) بنیان گذاشت و آیینه کارى آرامگاه فتحعلى شاه را به گچبرى تبدیل ساخت و ایوان شمالى را با خشت‏هاى طلا آراست. در سال 1286 هـ . ق، محمّد حسین خان شهاب الملک شاهسوند نیز به تجدید بناى دو گلدسته پرداخت. در سال 1299 هـ . ق شاهزاده کامران میرزا، بام و میله دو گلدسته مزبور را با خشت‏هاى زرین آراست و مدرسه شمالى را دارالشفا ساخت. در سال 1296 هـ . ق ابراهیم خان امین السلطنه، نقشه بنیان صحن جدید را طرح کرد و کار تکمیل آن را پسرش على اصغرخان اتابکى درسال 1303هـ . ق به پایان رسانید. در سال 1337 هـ . ق آیت اللَّه فیض به توسعه مسجد بالاى سر پرداخت و عمارت مدرس را در محاذات مقبره شاه سلیمان براى تدریس خویش بنا نهاد و در سال 1360 هـ . ق،
سیّد ابوالفضل تولیت به تجدید آن همّت گمارده، بناى کنونى را با دو پوشش تیرآهنى بدون ستون بنا نهاد. در سال 1380 هـ . ق حاج سیّد محمّد طباطبایى (آیت اللَّه زاده قمّى)، صحن مقبره شاه صفى را خراب و با افزودن قسمتى از اراضى خارج، مسجد مجلّل کنونى را با گنبدى مرتفع بنا نهاد. در سال‏هاى 1375ـ 1341 هـ . ق آیت اللَّه فیض، آیت اللَّه حائرى و آیت اللَّه بروجردى به گسترش و تعمیر مدرسه فیضیه پرداختند.

آستانه قم در حال حاضر مرکّب از بناهاى ذیل است:

1. مرقد حضرت معصومه … و گنبد فراز آن، با رواق‏ها، دو مسجد بالا سر، موزه، دو ایوان طلا و آیینه و مناره‏ها؛

2. صحن عتیق با سردر شمالى آن و مقابر پادشاهان قاجار؛

3. صحن نو با ایوان‏ها و سردرها و مناره‏ها؛

4. مقابر پادشاهان صفوى در مجاورت مرقد مطهّر.

حرم مطهّر: بناى فعلى حرم توسّط شاه بیگم در سال 925 هـ . ق ساخته شده است. قاعدة حرم به صورت هشت‏ضلعى غیر متساوى وداراى هشت صُفّه است. پس از این بخش، قاعده گنبد سقف با مقرنس‏هاى تزئینى قرار دارد. ازارة بنا به ارتفاع 5/1 متر از سنگ مرمر پوشیده شده است و پس از آن، کتیبه‏ایى سراسرى از کاشى معرّق به خط ثلث طلایى و سفید در زمینه لاجوردى میان دو حاشیه از کاشى فیروزه‏اى دیده مى‏شود. متن این کتیبه، چند حدیث نبوى در ستایش از پیروان خاندان پیامبر ‹ است. پس از آن، بدنه حدود سه متر آیینه کارى شده است و بعد از آن، کتیبه‏ایى سراسرى به خط ثلث برجسته گچبرى شده که متن آن، مدح حضرت على ‰ و آیات قرآنى به تاریخ 1251 هـ . ق است. بر فراز این کتیبه، طاق‏بند قوسى توأم با مقرنس صفّه‏ها بالا مى‏آید و با کمک نیم طاقى‏ها که پوشش آن‏ها با پوشش صفّه‏ها هم‏طراز است، صورت هشت‏ضلعى به شانزده ضلعى متساوى الاضلاع تبدیل و پاطاق پوشش گنبدى برپا مى‏شود. بر فراز بنا، گنبدى با بلندى شانزده متر ـ از سطح بام ـ برپاست که در سال‏هاى 1215 ـ 1218 هـ . ق به دستور فتحعلى شاه و پس از برداشتن گنبد پیشین ساخته و با خشت‏هاى زرین آراسته گردید. محیط داخلى گنبد، 66/28 و محیط بیرونى آن، 60/35 متر است که از سطح بام تا ارتفاع نود سانتى‏متر، آجرپوش و سپس تا یک متر دیگر، از کاشى خشتى فیروزه‏اى پوشیده شده و سپس بقیّه ارتفاع را با خشت‏هاى زراندود آراسته‏اند. متن کتیبة گرداگرد به خط نستعلیق مهدى ملک الکتاب طهرانى و قصیده‏اى از فتحعلى خان صبا است. سطح داخلى گنبد آیینه کارى است.

مرقد مطهّر امروزه در میان ضریح، از دید پنهان است. این مرقد با کاشى‏هاى بسیار نفیس و زیباى اواسط قرن هفتم هجرى پوشیده شده که از تنوّع و استادى قابل ستایشى برخوردار است. نام سازنده این کاشى‏ها بر کتیبه‏ایى چنین مندرج است: «عامل هذه الکتابة والصنعة العبد الضعیف الفقیر محمّد بن ابى طاهر بن ابى الحسین».
در دورة شاه طهماسب صفوى، در اطراف این مرقد، ضریحى از کاشى به ابعاد 40/4×80/4×2 متر توسّط اعتماد الدوله قاضى جهان حسینى به سال 950 هـ . ق ساخته شد که در جدارش، از چهار جانب، هشت منفذ به شکل مستطیل براى مشاهده مرقد بازگذاشته شده است. جدار این دیوار از خارج با کاشى‏هاى معرّق زمینه فیروزه‏اى و از داخل با کاشى‏هاى خشتى منقش هفت رنگ پوشش یافته است. در بالاى منافذ ضریح، درگاهى با در چوبى براى ورود به محوّطه مرقد تا سال 1213 هـ . ق باز بوده که فتحعلى شاه قاجار، درِ طلاى کنونى را به جاى آن نصب کرد. این در، دو لنگه و داراى کتیبه‏هایى به تاریخ فوق است. به سال 951 هـ . ق، شاه طهماسب صفوى، ضریحى فولادى بر ضریح کاشى قرار داد و در دورة ناصرالدّین شاه، به جاى آن، ضریحى نقره‏اى نصب کردند که در سال‏هاى بعدى نیز چند بار تعمیر شده است. بناى حرم در گذشته درهاى متعدّدى داشته که امروزه تنها درِ طلا و نقره آن در میانه حرم با ایوان شمالى و رواق شرقى باقى است (تا سال 1350 هـ . ش).

گرداگرد حرم، رواق‏هایى قرار دارد. در طرف جنوبى، رواقى به طول و عرض 70/8×70/5 متر واقع است که حد فاصل میان حرم و مسجد موزه است. این رواق که به وسیله امین السلطان در سال 1318 هـ . ق به این صورت تزئین گردیده است، پیشتر به عنوان مقبره شاه صفى شناخته مى‏شد. گرداگرد بنا کتیبه‏هایى مشتمل بر احادیث و آیات نوشته شده است. ازاره رواق به بلندى 80/1 متر از سنگ مرمر و بالاتر از آن، کاشى‏کارى است. بالاى سقف این رواق، سراسر غرفه‏ایى است که از یک سو به حرم و از سوى دیگر به مسجد موزه مى‏پیوندد. در مدخل حرم، از سوى ایوان آیینه در شرق نیز رواقى است که اکنون از جنوب تا رواق جنوبى و از شمال تا کنار دارالحفاظ ادامه مى‏یابد و به این ترتیب، گرداگرد حرم را از جنوب تا آخرین نقطه زاویه شمال شرقى فرا گرفته است. این رواق، سراسر آراسته به آیینه کارى با ازاره مرمرى است که جایگزین مسجد پایین پا، خزانه و کشیک‏خانه سابق شده است. رواق میانه با دو در که به تازگى به حرم افزوده شده، از ایوان آیینه و مدخل حرم مجزّا مى‏شود و داراى گنبدى دوپوش است که در بالا و روى سقف، دو غرفه آیینه کارى و صفّه‏هایى بر پایه هشت ستون آیینه کارى و گچبرى زیبا ساخته شده است. در جانب غرب حرم نیز سراسر رواقى است که میانه حرم و مسجد بالاى سر قرار دارد و از سوى دیگر، به صحن عتیق و آرامگاه شاه عبّاس دوّم مى‏پیوندد و به همه آن‏ها راه دارد. این رواق، مرکّب از سه قبه است که اصل بناى دو قبه رفیع آن از شاهزاده تقى میرزا حسام السلطنه ـ فرزند فتحعلى شاه قاجار ـ به سال 1236 هـ . ق و سوّمى با سقفى کوتاه، به حجره غربى مجاور ایوان طلاست که پیشتر مقبره بوده و اکنون به صورت رواق درآمده است. ازاره رواق سراسر به بلندى 5/2 متر سنگ مرمر و بالاى آن هم آیینه کارى نوبنیان است. سقف قبه شمالى رواق با کاشى معرّق آراسته شده است.

کاشى‏هاى روى مرقد: این کاشى‏ها که لوح مزار شمرده مى‏شود مرکّب از پانزده قطعه خشت بزرگ (40×60 سانتى‌متر) است که در پنج ردیف ـ هر ردیف سه عدد ـ قرار گرفته و متن آن با نقش و نگارهاى ظریف و کتابه‏هاى قرآنى به این شرح تزیین یافته است.

1. گرداگرد خشت‏ها در لبه مرقد از چهارسو، صلوات کبیر به خط ثلث برجسته در زمینه گل و بوته طلایى نوشته شده، به این شرح:

اللهّم صل على المصطفى و المرتضى و البتول و الحسن المجتبى و الحسین الشهید و السجّاد و الباقر و الصادق و الکاظم و الرضا و التقى و النقى و الزکى العسکرى و الامام المنتظر المهدى صلوات اللَّه علیهم اجمعین و اصحابه العز الراشدین. اللهم و ال من والاهم و عاد من عاداهم و انصر من نصرهم و اخذل من خذلهم و اللعن من ظلمهم و عجل فرجهم و اهلک اعدائهم. اللهم احشرنا مع آل طه و یس بمحمّد و الائمه الهادین.

2. سپس کتیبه‏اى دیگر است با پهناى بیش از 15 سانتى متر گرداگرد مرقد به خط ثلث برجسته که متن آن پس از بسمله، «آیة الکرسى» است تا «یخرجونهم من النور الى الظلمات... اولئک» و کتیبه در همین جا پایان مى‏گیرد. آغاز این کتیبه از گوشه راست پایین مرقد است.

3. پس از آن کتیبه‏اى دیگر است گرداگرد مرقد با پهناى چند سانتى متر، به نسخ ریز، متضمّن آیات 16ـ37 سوره آل عمران که از گوشه راست بالاى مرقد با بسلمه آغاز و در همان‌جا با عبارت «صدق اللَّه العظیم» انجام گرفته است.

بدنه مرقد: بدنة مرقد از چهارسو با قطعات بزرگ و کوچک کاشى آراسته شده و در بالا و پایین، دو کتیبه پهن بر خشت‏هاى بزرگ و ثلث درشت زیبا دیده مى‏شود با این عبارت:

«امر بترکیب هذه الکتابة الصینیة العبد الضعیف الفقیر المحتاج الى رحمة اللَّه تعالى و غفرانه مظفر بن احمد بن اسماعیل بن الوزیر الشهید معین‏الدّین احمد بن فضل بن محمود ابتغاء لمرضاة اللَّه تعالى و تقرّباً الیه و الى رسوله محمّد و آله الطاهرین صلوات اللَّه علیه و علیهم اجمعین اللهم اغفر المومنین و المومنات و المسلمین و المسلمات الاحیاء منهم و الاموات برحمتک یا ارحم الراحمین. کتبه ابو زید فى الثانى من رجب سنة 602».

در حاشیه بالاى این کتیبه، سورة یس تا آیة 41 و در حاشیة پایین، آیات 42ـ82 نوشته شده و دو آیه باقى مانده این سوره و سپس سوره هل اتى در حاشیه بالاى کتیبه درشت خط پایین نوشته شده است.

دیوارة کاشى: گرداگرد مرقد منور دیواره‏اى به بلندى دو متر، و درازا و پهناى تقریبى 80/4×40/4 متر قرار دارد که آن را اعتماد الدوله قاضى جهان حسینى، وزیر شاه طهماسب صفوى، در سال 950 هـ . ق بنیاد نهاده و با کاشى معرّق آراسته است. این دیواره اکنون با ضریح سیمین پوشیده است.

مسجد بالاسر: پس از رواق غربى، بنایى وسیع به ابعاد 14×48 متر است که بر آن سراسر سقفى بى‏ستون به کمک تیرآهن زده‏اند. شهرت این مسجد به خاطر دفن شدن عدّه‌ای از مراجع عظام تقلید و علمای بزرگ است که به نام برخی از آنان اشاره می‌شود:

آیت الله العظمی حاج شیخ عبدالکریم حائری، مؤسّس حوزة علمیّه قم

آیت الله العظمی سیّد محمّدتقی خوانساری

آیت الله العظمی سیّد صدرالدّین صدر

آیت الله العظمی سیّد محمّدرضا گلپایگانی

آیت الله العظمی شیخ محمّدعلی اراکی

آیت الله العظمی شیخ هاشم آملی

آیت الله العظمی سیّد ابوالحسن رفیعی

آیت الله العظمی سیّد رضا بهاء‌الدّینی

آیت الله العظمی حاج شیخ ابوالقاسم قمّی

آیت الله العظمی میرزا جواد تبریزی

آیت الله العظمی فاضل لنکرانی

آیت الله العظمی محمّدتقی بهجت

آیت الله العظمی مرحوم حاج شیخ حسن علی منتظری

آیت الله شیخ مرتضی حائری

آیت الله حاج آقا روح الله کمالوند

و همچنین آیت الله علّامه طباطبایی، آیت الله استاد شهید مرتضی مطهّری، آیت الله العظّمی سیّد احمد خوانساری و ...

شهدای گرانقدر اسلام از علما و آیات عظام مانند شهید محمّد منتظری، شهید ربّانی املشی، شهید عبّاس شیرازی، شهید شاه آبادی، شهید محراب آیت الله مدنی و شهدای دیگر در کنار حرم در مسجد بالاسر و مسجد آینه طباطبایی مدفون هستند.

مراقد استاد شهید آیت الله محمّد مفتح، مرحوم آیت الله محقّق داماد، شهید آیت الله شیخ فضل الله نوری و پروین اعتصامی، شاعر بلندآوازه ایران در حجره‌های مختلف صحن نو، قرار دارند.

مسجد موزه: در جنوب روضه منور، پس از گذشتن از رواق جنوبى، گنبدى بزرگ است که پیشتر «صحن زنانه» خوانده مى‏شد و اکنون «مسجد موزه» نام دارد. پوشش سقف و قاعده گنبد و محراب با کاشى‏کارى زیبا و بدیع و کتیبه‏هایى متعدد و دیوارهاى آن با آیینه کارى تزئین گردیده است.

ایوان طلا: این ایوان و ایوان‏هاى طرفینش که در جهت شمالى روضه واقع‏اند، از ساخته‏هاى شاه بیگم ـ دختر شاه اسماعیل ـ به سال 925 هـ . ق هستند. این ایوان به دهانه نُه، عرض شش و ارتفاع 80/14 متر داراى ازاره کاشى‏کارى فیروزه فام عصر صفوى است. در تعمیرات عصر فتحعلى شاه، از این کاشى‏ها کاسته شده؛ امّا در عوض، کتیبه‏ایى معرّق بر روى ازاره افزوده شده است. بر روى این کتیبه به ارتفاع دو متر آراسته با کاشى‏هاى معرّق زمینه لاجوردى عصر صفویّه و بر فراز آن، کتیبه دیگرى به خط ثلث سفید از کاشى معرّق است که نام شاه اسماعیل به خط طلایى بر فراز دارالحفاظ بدان زینت بخشیده است. قسمت بالا مزین به خشت‏هاى زراندود و پوشش آن، مقرنس طلا و در سینه آن، نام ناصرالدّین شاه در پناه اسماء جلاله به خط نستعلیق زریّن نوشته شده است. دو قوسى طاق‏بند جلوى ایوان، به عرض دو متر آراسته به کاشى‌کارى معرّق است و در حاشیه پوشش زراندود، کتیبه‏ایى به شکل عمودى به خط ثلث از کاشى‏هاى معرّق قرار دارد. لب ایوان از سطح زمین تا تیزه طاق‏بند قوسى به عرض نیم متر، به شکل پخ و مورب ساخته شده که دو جانب آن، کنگره زیبایى از آجر و وسط آن کاشى‏کارى معرّق است؛ چنان‏که لچک‏هاى روى قوسى‏هاى طاق‏بند و پیشانى ایوان نیز از همان نوع کاشى معرّق آراسته شده است.

در طرفین ایوان طلا، دو ایوان باستانى صفوى تقریباً به ارتفاع 12 متر و ازاره‏اى از سنگ مرمر و قسمت‏هاى کاشى‌کارى قرار دارد که بخش‏هایى از آن‏ها تجدیدى و تعمیرى هستند. بر فراز ایوان طلا نیز دو مأذنه استوانه‏ایى رفیع به بلندى 40/17 ـ از سطح بام ـ و قطر 50/1 متر قرار دارد که با کاشى گرهى به شکل مارپیچ نماسازى شده است. در میان پیچ‏ها، نام‏هاى «اللَّه»، «محمّد» و «على» به خط بنایى خوانده مى‏شود. در قسمت بالاى مأذنه‏ها، مقرنسى لطیف در سه ردیف پرداخته‏اند که زیر آن، گرداگرد، کتیبه‏ایى پهن به خط سفید مشتمل بر آیات قرآنى است و بالاى آن، فضایى به بلندى حدود دو متر بر 12 ستون چوبى گرداگرد و ستونى سنگى در وسط با سقف و گنبد زراندود دیده مى‏شود.

ایوان آیینه: در مدخل حرم، از جانب شرقى نیز ایوانى به بلندى ایوان طلا به پهناى 87/7 و دهانه نُه متر قرار دارد. این ایوان را میرزا على اصغر خان امین السلطان، همزمان با بناى صحن نوبنیاد کرده و اثرى هنرى و نفیس از معمار و هنرمند معروف دوره قاجار «استاد حسن معمار قمّى» است. ازاره ایوان از سنگ مرمر و بالاى آن، همه بدنه تا سقف آیینه کارى است که مقرنس سقف از نظر هنرى مقامى والا دارد. در کمربند ایوان، کتیبه‏ایى سراسرى از سنگ مرمر به پهناى حدود 30 سانتى‏متر به خط ثلث رجبعلى خادم مشهدى است و متن آن حکایت از ساخت بنا توسّط علی اصغر خان در زمان ناصرالدّین شاه دارد. پیشانى ایوان و هم چنین جرزهاى دو سو و بدنه تالار جلوى ایوان، آراسته به کاشى معرّق است. بر فراز پایه‏هاى دو سوى ایوان، دو مأذنه به ارتفاع چهل و دو متر ـ از سطح زمین ـ و قطر 30/3 متر قرار دارد که اثر استاد حسن معمار به سال 1303 هـ . ق است. این مأذنه‏ها در بالا ابتدا به هشت‏ضلعى و سپس به استوانه‏ایى تبدیل مى‏شود و داراى تزئینات مقرنس زیبایى است. پوشش هر دو مأذنه از بالا تا پایین، سرتاسر کاشى گرهى است.

در داخل ایوان، یک دارالحفاظ و دو شاه‏نشین است که بر فراز شاه‏نشین‏هاى شمالى و جنوبى، دو شاه‏نشین فوقانى و در عقب آن‏ها، دو غرفه بزرگ است که سابقاً دارالتولیه و کتابخانه بوده‏اند و ازاره آن مرمر و زاویه و پیشانی آن آیینه کارى و پوشش آن‏ها مقرنس آیینه است. دارالحفاظ در محل رواق آیینه واقع و از لحاظ مقرنس سقف، بسیار ممتاز و قابل توجّه است. در جلوى ایوان، فضاى سرپوشیده شکوهمند و بدیعى قرار دارد که پوشش تخته‏پوش خاتم‏کارى آن از جلو بر فراز چهار ستون سنگى بلند مارپیچى با پایه ستون‏هاى چند ضلعى گل برجسته و سرستون‏هاى بدیع با قوس‏هاى طاق‏بند و از عقب بر روى هره بام ایوان حمل شده است. در طرفین این فضا، دو کفش‏کن و بر فراز هر یک، تالارچه‏ایى زیباست.

صحن جدید: این صحن در شرق حرم واقع و توسّط میرزا على اصغر خان امین السلطان بنا گردیده است. گرداگرد این صحن، بیش از سى بقعه کوچک و بزرگ بنا شده که مهم‏ترین آن‏ها، مدفن خود میرزا على اصغر خان است که چسبیده به ایوان آیینه است. صحن نو، مرکّب از دو قسمت پیوسته است؛ قسمت بزرگ‏تر، هشت گوشه نامنظم و قسمت کوچک‏تر، به صورت زایده‏ایى در میان ضلع شرقى به شکل پنج گوشه قرار دارد. گرداگرد صحن، بالاى ایوان‏هاى پیشاپیش حجرات، کتیبه‏ایى از کاشى خشتى زمینه لاجوردى به عرض پنجاه سانتى‏متر هست که طول آن در مجموع از 250 متر مى‏گذرد و بر آن دو قصیده از فتح اللَّه شیبانى کاشانى نوشته‏اند. این صحن، گذشته از ایوان آیینه که وصف آن گذشت، سه ایوان دیگر در اضلاع شرقى، شمالى و جنوبى و سه سردر به موازات هر یک از بیرون دارد. ایوان شرقى، از آثار نفیس این صحن با دهانه 80/7، پهناى 30/7 و بلندى 60/13 متر است. تمام جداره ایوان ـ غیر از ازاره سنگى آن ـ آراسته به کاشى‏کارى گرهى طلایى رنگ در میان حاشیه‏ایى با زمینه لاجوردى است. پوشش سقف ایوان، مقرنس زیبا و خوش‏قطارى دارد که با همان نوع کاشى طلایى رنگ و درون مقرنس‏ها با نقش گل آراسته شده است. میان پاطاق مقرنس کارى و آرایش بدنه دیوار، کتیبه سراسرى بنا به خط ثلث سفید در زمینه لاجوردى و با تاریخ 1303 هـ . ق واقع است. این ایوان توسّط استاد محمّدباقر قمّى ساخته شده است. بر فراز ایوان، دو گلدسته زیبا و یک برج ساعت، و در طرفین آن، دو راهرو با جدار آجرى و تزئین کاشى ساخته شده است. ایوان شمالى نیز از نظر سبک بنا و تزئین، همانند ایوان جنوبى است و تنها در کتیبه‏ها اختلاف دارند.
در طرفین این ایوان، دو راهرو بوده که اکنون به مقبره تبدیل شده است و بالاى آن‏ها غرفه‏هایى وجود دارد. در بالاى این ایوان نیز دو گلدسته کوچک ساخته‏اند.

صحن نو، در سه جانب شرق، شمال و جنوب، سه درگاه ورودى دارد که سردرها در هر سه سو آراسته به کاشى‏کارى است. بر فراز سردرهاى شمالى و جنوبى، دو مناره کوچک چند مترى و بالاى سردر شرقى، چهار مناره است.

صحن عتیق: این صحن با طول و عرض 70/34×70/35 متر، توسّط فتحعلى شاه قاجار، جایگزین دو صحن کوچک دورة صفوى شده است. در ضلع جنوبى این صحن، ایوان طلا و ایوان‏هاى دو سوى آن، و در سه جانب دیگر، شانزده بقعه ـ از جمله مقابر دو پادشاه قاجار ـ قرار دارد. گرداگرد صحن عتیق و پیشانى ایوان‏هاى بقاع، کاشى‏کارى نو شده و کتیبه نوبنیان فراز آن، گرداگرد، قصیده معجزیه ناطق اصفهانى است که به مناسبت تهذیب گنبد در سال 1218 هـ . ق سروده شده است. در مدخل این صحن از شمال که پیشتر راه حرم از آن سو بوده است، سردرى باشکوه از دورة شاه طهماسب صفوى در جانب مدرسة فیضیه و ایوانى از دورة قاجار در داخل صحن قرار دارد. در مدخل صحن از مسجد اعظم در ضلع غربى نیز ایوانى کاشى‏کارى است که بنا و تزئین آن از همین قرن است.

ایوان شمالى صحن عتیق به بلندى پیرامون 12، دهانه و پهناى 75/8×50/2 متر، با سقف مقرنس و بدنه گچى ساده و پیشانى کاشى‏کارى، روبه روى ایوان طلا قرار دارد. میان این ایوان با سردر صحن (ایوان جنوبى فیضیه)، کریاسى فاصل است که بالاى آن غرفه‏ایى قرار گرفته و از این غرفه، پنجره‏ایى به سردر مزبور و سه دریچه به همین ایوان، بالاى کتیبه و زیر مقرنس سقف گشوده مى‏شود. بالاى ایوان، نقاره خانه مانندى با پوشش زراندود بر پایه هشت ستون چوبى با سرستون‏هاى منبت است. بر خشت‏هاى زرین پیشانى که رو به ایوان طلاست، نام فتحعلى شاه به خط نستعلیق ثبت شده است. روى پایه شرقى ایوان، ساعتى است که آن را حاج میرزا على مشکوة الملک به سال 1287 هـ . ق نذر کرده است.

سردر شمالى ایوان مزبور ـ ایوان جنوبى مدرسه فیضیه ـ به بلندى 50/12، پهناى چهار و دهانه 5/6 متر با دو تختگاه در دو سو، هر یک به پهناى 5/1 متر، از آثار نفیس دوره صفوى است. پوشش ازاره ایوان به بلندى 5/1 متر بالاى ردیف پله‏ها و سکّوها، کاشى خشتى دوره قاجار، و آرایش بدنه تا زیر کتیبه کمربندى، سراسر کاشى معرّق زمینه لاجوردى دوره صفوى است. در این قسمت، کتیبه‏ایى به شعر است که در پایان آن، عبارت «کتبه اسمعیل بن ابراهیم الاسترابادى» آمده است. بالاى این قسمت، کتیبه سراسرى بنا به خط ثلث سفید در زمینه لاجوردى از همان کاشى معرّق به پهناى پیرامون پنجاه سانتى‏متر ـ حاکى از بنیان ایوان به تاریخ 939 هـ . ق ـ قرار دارد. در قسمت بالاى همین کتیبه، سراسر با خط کوفى طلایى، دو آیه از سوره بقره نوشته شده است و بعد از آن، با فاصله قاب بندى نقش و نگار گچى رنگین، سقف مقرنس زیبا و خوش طرح و لطیف و رنگ‏آمیزى شده بنا قرار دارد. هلالى‏هاى طاق‏بند تا نقطه مرکزى، آراسته به کاشى معرّق است که در محل تلاقى آن دو، میان کاشى‏ها، عبارت «عمل سلطان قمّى» گنجانیده شده است. جرزهاى دو طرف و پیشانى و لچکى‏هاى این سردر، با کاشى معرّق و نقش و نگاره‏هاى ظریف و عالى آراسته شده است.

مقابر پادشاهان: در مجموعه حرم حضرت معصومه، تعدادى از شاهان و شاهزادگان صفوى و قاجارى مدفون هستند که بناى مزار آن‏ها، از جمله آثار تاریخى و هنرى این مجموعه محسوب مى‏گردد. در این‏جا به شرح تعدادى از این مقبره‏ها مى‏پردازیم.

از شاهان صفوى چهارتن در این مجموعه مدفون هستند. مقبره شاه صفى در رواق جنوبى حرم قرار گرفته که پیشتر بر فراز آن بناى باشکوهى برپا بوده که در حال حاضر، جز صندوق خاتم نفیس آن‏که در موزه آستانه نگهدارى مى‏شود، اثر دیگرى برجاى نمانده است. در زاویة جنوب غربى حرم، بقعه‏اى دوازده ضلعى به بلندى دوازده و پهناى هشت متر وجود دارد که مدفن شاه عبّاس دوّم است. ازارة بقعه تا بالاى کتیبه کمربندى به بلندى 70/3 متر، از سنگ مرمر است. بالاى ازاره، کتیبه‏ایى بر سنگ مرمر به خط ثلث برجسته محمّدرضا امامى مشتمل بر سورة جمعه به تاریخ 1077 هـ . ق منقوش است. پس از این کتیبه، دوازده بدنه گچى با نقوش رنگ‏آمیزى شده و سپس کتیبه‏ایى قرآنى و پس از آن، سقف بقعه بر پایه نماهاى کوچک‏تر و نورگیرها قرار دارد. قبر در میان صندوقى مسین که به موزه آستانه منتقل شده، قرار داشته است. در جنوب غربى این بقعه، مقبرة شاه سلیمان قرار گرفته که جسد شاه سلطان حسین نیز در راهروى ورودى همین مقبره ـ در شرق بنا ـ دفن شده است. ازاره بقعه و راهرو به بلندى 30/1 متر از سنگ مرمر است که با نقش و نگارهاى رنگین و ستون‏هاى ظریف و کوچک در دو سوى شاه‏نشین‏هاى بنا، آراسته شده است. بالاى این قسمت تا 72 سانتى‏متر گچبرى و سپس کتیبه‏ایى سراسرى و گچبرى مشتمل بر سوره حشر به تاریخ 1107 هـ . ق و کتابت «ابوطالب الحسینى الخطیب القمّى» است. بالاى این قسمت بدنه و سقف در حال حاضر گچى و ساده است. صندوق قبر شاه سلیمان در
میان بقعه قرار داشت و سنگ قبرى با خطوط و نقوش ظریف از آن نورى بک به تاریخ 988 هـ . ق که پیشتر در راهروى میان دو صحن آستانه بوده، در کنار آن قرار داده بودند و اینک به موزة آستانه انتقال دادند.

در یکى از بقاع ضلع شمالى، مرقد فتحعلى شاه قرار دارد. گویند که بناى مقبره، از شاه‏بیگم صفوى و سال 925 هـ . ق است که فتحعلى شاه آن را در زمان حیات خود براى مدفن خویش برگزید و به تعمیر و تزئین آن پرداخت. بنایى هشت‏ضلعى با صفّه‏هایى در هر سو است. ازاره بقعه به ارتفاع یک متر، سنگ مرمر منقش بوده که اینک به الواح قبور تبدیل گردیده و نظم اوّلیه را از دست داده است. این بقعه قبلاً داراى تزئینات آیینه کارى بوده که در سال 1280 هـ . ق ناصر الدّین شاه، آن را به تزئینات گچبرى تبدیل کرده است. امروزه جرزها و بغله‏ها و اسپرها و پوشش تخت زیرین، آراسته به گچبرى ممتاز با نقشه‏هاى متفاوت، و پوشش فرازین، عرقچینى ضربى پوش است. جلوى مقبره، ایوانى به بلندى بیش از ده و دهانه و پهناى 6×2 متر با سقف مقرنس و بدنه گچى ساده قرار دارد که در بغله و اسپر آن، سنگ نوشته‏هایى دیده مى‏شود. بر روى مرقد فتحعلى شاه در سردابه، قطعه سنگ نفیسى از مرمر قرار داده‏اند که نقشى از پیکره شاه به صورت برجسته بر روى آن حجّارى شده است.
در دیوار زاویه شمال غربى بقعه، کتیبه‏ایى از سنگ مرمر مشتمل بر زندگى نامه فتحعلى شاه نصب کرده‏اند. این بقعه هم چنین داراى درهاى منبت نفیسى است.

در ضلع غربى صحن عتیق، پیوسته به بناى کنونى مسجد بالاسر، مقبره محمّد شاه قاجار قرار دارد. بناى مقبره، هشت ضلعى با چهار شاه‏نشین دو طبقه و تزئینات گچبرى و رنگ‏آمیزى است. سقف بقعه، مقرنس گچى و آیینه کارى است که با طلا و لاجورد به سبکى خوش آراسته شده و زیر آن، بخش تبدیلى شانزده ضلعى نیز بر همین قیاس با نقش و نگار و نورگیرها و مشبّک‏هاى گچبرى تزئین گردیده است. بر روى مرقد، قطعه سنگى از مرمر با نقش برجسته پیکره شاه به تاریخ 1270 هـ . ق قرار داده‏اند. بناى مقبره داراى درهاى نفیسى است. پیوسته به بقعه محمّد شاه و در غرب آن، بقعه همسر او ـ مهد علیاى سوّم ـ مادر ناصرالدّین شاه قرار دارد که راه آن از درون بقعه محمّد شاه است. این بقعه نیز داراى تزئینات گچبرى و آیینه کارى است. قرینه بقعه محمّد شاه در سوى دیگر ضلع غربى صحن عتیق، بقعه منوچهر خان معتمد الدوله گرجى ارمنى ـ حکمران اصفهان ـ است. قرینه بقعه فتحعلى شاه نیز در سوى دیگر صحن، بقعه میرزا حسن خان مستوفى الممالک است. در بقعه کوچک میان مقبره فتحعلى شاه و راهروى صحن به مدرسه فیضیه، قهرمان میرزا ـ فرزند عبّاس میرزا و برادر محمّد شاه ـ مدفون است که سنگ قبر وى اثرى هنرى است.

مدارس و مساجد: از آغاز ساختمان حرم، به تدریج مدارس و مساجدى در اطراف آن پدید آمد. در دوره‏هاى مختلف تعدادى از این مدارس بر اثر مروز زمان ویران شد، سپس مدارس دیگر ساخته شد و همواره بر وسعت و اهمیّت آن‏ها افزوده گشت تا امروز که این مدارس از جمله مدرسه فیضیه و دارالشفاء از مراکز بسیار مهم و معتبر علوم اسلامى شیعى به شمار مى‏آید.

موزه: در طى دوره‏هاى مختلف که از آغاز بناى حرم مى‏گذرد، اشیاى گرانبهایى در آن‌جا گرد آمده است که زائران و مجاوران حرم و گاه فرمانروایان دور و نزدیک آن‌ها را هدیه کرده‏اند. پیش از تأسیس موزه، طى سالیان دراز، چون جایى براى نگهدارى این اشیاء نبود و این‌ها به صورت پراکنده در اطراف بقعه و حرم انباشته شده بود، برخى از میان رفت. در 1314 هـ . ش وزارت معارف وقت، محلّى را در غرب حرم زنانه در نظر گرفت و پس از نوسازى به
موزه آستانه اختصاص داد. بعدها موزه را به محلّى در جنب مدرسة فیضیّه، در کنار دفتر تولیت آستانه انتقال دادند و در جاى ساختمان موزه سابقه، مسجد موزه را بنا کردند. در این موزه
اشیاى نفیسى چون: مسکوکات کهن و گرانبهاى زرین و سیمین اسلامى از عصر خلفاى عبّاسى تا روزگار معاصر، قالیچه‏هاى نفیس، درهاى زرین و سیمین، قندیل و چلچراغ و شمعدان و بسیار چیزهاى دیگر نگهدارى مى‏شود.

کتابخانه: پیش از تأسیس کتابخانه آستانه، مقدارى از کتابهاى نفیس خطى به قرآن‏هاى مذّهب و گرانبهاى را که در طى سالیان دراز گرد آمده بود، در حجره‏اى واقع در غرب صحن عتیق روى هم انباشته و جلوى آن را دیوار کشیده بودند. در سال 1314 هـ . ش که مشغول ساختن موزه بودند، برخى از این کتاب‌ها از میان رفت.

در 1330 ش، کتابخانه‏اى مرکب از دو سالن مطالعه و یک دفتر، روى حجره‏هاى شرقى صحن عتیق، و دو مخزن کتاب روى مقبره مستوفى و غرفه مشرق الشمسین ساخته شد و آن کتاب‌ها را به آن‌جا منتقل کردند.

موقوفات و تولیت آستانه: چنان که از گفته حسن بن محمّد قمّى بر مى‏آید، از دیرباز املاک و رقباتى وقف آستانه حضرت معصومه بوده است. در طى سالیان، از سوى مردم و فرمانروایان بر این موقوفات افزوده شد تا امروز که املاک و مستغلات بسیارى جزء موقوفات آستانه گشته است. وقفنامه‏هاى بسیارى از موقوفات اکنون باقى است و آن‌ها را در آغاز و انجام قرآنهاى خطى آستانه مى‏توان دید. تاریخ کهن‏ترین وقفنامه به حدود 590 ق / 1543م مى‏رسد. موقوفات آستانه شامل زمین و مستغلاتى چون املاک مزروعى و دکان‌ها و اشیاى قیمتى فراوان است که در آمدهاى حاصل از آن به مصارف تعیین شده مى‏رسد. نظارت بر موقوفات و مصرف درآمد آنها، مستلزم تعیین کسى است که متصدى این وظایف باشد. به همین دلیل، بزرگان شیعه نیز کسانى را از سوى خود به عنوان وکیل وقف براى نظارت بر موقوفات بقعه و بارگاه امامان سلف و امامزادگان تعیین مى‏کرده‏اند. کهن‏ترین خبرى که در مورد تولیت آستانه حضرت معصومه … در دست است، روایت حسن بن محمّد قمّى است که از احمد بن اسحاق اشعرى به عنوان وکیل وقف از سوى امام حسن عسکرى‏ ‰ یاد کرده است. وکالت موقوفات به مرور زمان به تولیت تغییر یافت و متولیان که بعداً داراى اختیارات وسیع‏ترى گردیدند، از سوى امیران و فرمانروایان تعیین مى‏شدند. کهن‏ترین فرمان تولیت آستانه حضرت معصومه … که اینک در دست است، فرمان جهانشاه ترکمان قره قویونلو است که در 27 جمادى الاول سال 868 ق / 6 دسامبر 1464 م صادر شده است. در فرمان شاه طهماسب که در سال 948 ق / 1541 م، و فرمان شاه عبّاس که در سال 1017 ق / 1608 م صادر شده است، نامهاى چند تن از متولیان آن روزگار که از یک خانواده بوده‏اند، به چشم مى‏خورد. در این ایّام، انتصاب و عزل کارکنان آستانه نیز از وظایف متولیان بوده است. پس از آن در طى چند قرن به تدریج حدود اختیارات متولیان افزایش یافت؛ تا آن‌جا که امروزه کلیه امور آستانه طبق اساسنامه مصوب، با تولیت آستانه است.

این بنای عظیم به شماره 128 و در تاریخ 15/10/1310 به ثبت آثار ملّی و تاریخی رسیده است.

مادر حضرت معصومه … : آن طور که از شواهد و قرائن و بعضى از روایات استفاده مى‏شود، مادر حضرت معصومه … همان مادر امام رضا ‰ است. برای مادر حضرت رضا ‰ نام‏هاى متعدّدى ذکر کرده‏اند، مانند: خیزران، امّ البنین، نجمه و... روایت شده پس از آنکه حضرت رضا ‰ از او متولّد شد، به او «طاهره» گفتند.

روز ولادت: مطابق پاره‏اى از مدارک، حضرت معصومه‏ … در روز اوّل ماه ذیقعده سال 173 هجرى قمرى، در مدینه چشم به جهان گشود.

محدّث گرانقدر مرحوم آیت اللَّه شیخ على نمازى (وفات یافته در دوّم ذیحجه سال 1405 هـ . ق که مرقدش در یکى از حجره‏هاى صحن رضوى در کار بارگاه ملکوتى امام رضا ‰ قرار دارد) در کتاب پربار مستدرک سفینة البحار (که ده جلد است) در جلد هشتم چنین مى‏نویسد:

«فاطمة المَعصومة المولُودَةُ فى غُرَّة ذى الْقَعْدَة سَنَةَ 173؛

فاطمه معصومه… درآغاز ماه ذیقعده سال 173، دیده به جهان گشود».

مرحوم فیض  در کتاب انجم فروزان و گنجینه آثار قم از کتاب لواقح الانوار فى طبقات الاخیار، تألیف عبدالوهاب شعرانى شافعى وفات یافته در سال 937 هـ . ق و کتاب نزهة الابرار فى نسب اولاد الائمه الاطهار، تألیف سیّد موسى برزنجى شافعى مدنى) چنین نقل مى‏کند:

«ولادَة فاطمة بِنْتُ موسى بن جعفر، فى مدینة المُنوَّرة غُرَّة ذى القَعْدَة الْحرام، سنَة ثلاث و ثمانین و مأةَ بَعْدَ الهجرَة النَبَویَّة، و تُوُفِیَّت فى العاشِرِ مِنْ ربیع الثانى فى سنة احدى وَ مأتَین فى بلدة قم؛

حضرت فاطمه (معصومه) دختر امام کاظم ‰ در مدینه منوّره، در آغاز ماه ذیقعده سال 183 هـ . ق دیده به جهان گشود، و در دهم ماه ربیع الثانى سال 201 در قم وفات یافت».

مدارک دیگرى نیز در مورد روز ولادت آن حضرت (در آغاز ذیقعده) در دسترس است مانند:

1. عوالم العلوم، تألیف علّامه بحرانى، ج 21، ص 328.

2. حیاة السّت، تألیف شیخ مهدى منصورى، ص 10.

3. فاطمه بنت الامام موسى الکاظم، تألیف دکتر محمّد هادى امینى (فرزند علّامه امینى صاحب الغدیر) ص 21 و 5.

4. زندگانى حضرت موسى بن جعفر، تألیف عمادزاده، ج 2، ص 375.

بررسى و شرح کوتاه: در بعضى از مدارک فوق، سال 183 ذکر شده، که صحیح آن چنان که در مستدرک سفینة البحار آمده سال 173 است، زیرا با توجّه به این که امام کاظم ‰ در 25 رجب سال 183 هـ . ق در زندان هارون در بغداد به شهادت رسید، و کمترین مدّت زندانش، چهار سال بوده در این مدّت از خانواده‏اش که در مدینه ساکن بودند، دور بود، بنابراین ممکن نیست ولادت حضرت معصومه … در سال 183 رخ داده باشد، و ظاهراً در این شماره اشتباه شده و به جاى 173، 183 نوشته شده است.

از این رو محقّق کاوشگر، مرحوم عمادزاده اصفهانى، بدون
ابهام مى‏نویسد: «حضرت معصومه … در مدینه در ماه ذیقعده سال 173 متولد شد، و در ربیع الثانى سال 201 (در قم) دیده از جهان فرو بست».

بنابراین باید پرونده این مطلب را در همین جا بست، و از باب تسامح در ادّله سنن، تاریخ ولادت حضرت معصومه‏ … را همان آغاز ذیقعده سال 173 هـ . ق اعلام کرد، چنان که اخیراً آستانه مقدّسه قم همین اعلام را نموده است، به امید آنکه با توجّه به ولادت با سعادت حضرت رضا ‰ که در روز 11 ذیقعده سال 148 در مدینه رخ داد، این ده روز بین روز ولادت حضرت معصومه … و روز ولادت امام رضا ‰ را به عنوان دهه نور یاد نموده و از آن دو بزرگوار یاد کرد، و خاطره سازنده و پربار زندگى درخشان آن‌ها را تجدید نمود.

شادى و سرور ولادت: آغاز ماه ذیقعده براى حضرت رضا ‰ و دودمان نبوّت، پیام آور شادى مخصوص و پایانه یک انتظار عمیق و استثنایى است، زیرا حضرت نجمه … فرزندى جز حضرت رضا… نداشت، و مدّت‏ها پس از حضرت رضا ‰ صاحب فرزندى نشد (زیرا حضرت رضا ‰ را سال 148 هـ . ق متولّد شد، ولى حضرت معصومه … در سال 173، یعنى با 25 سال فاصله) با توجّه به اینکه امام صادق ‰ به ولادت چنین بانویى، بشارت داده بود، بنابراین پس از آنکه حضرت معصومه … دیده به جهان گشود، آن روز براى حضرت نجمه … و حضرت رضا ‰ روز شادى و سرور وصف‏ناپذیر و روز مهم از ایّام اللَّه بود، چرا که دخترى از آسمان ولایت و امامت، طلوع کرده بود، که قلب‏ها را جلا و صفا مى‏داد و چشم‏ها را روشن مى‏کرد و کانون مقدّس اهل بیت‏ Œ را گرم مى‏نمود.

به راستى توصیف عظمت هلهله و غریو شادى از دودمان رسالت را به خاطر اینکه امام رضا ‰ داراى خواهرى شده که سال‏ها قبل در خبرهاى غیبى به وجود او مژده داده شده بود نمى‏توان ترسیم کرد، چرا که فروغى از کوثر، و گلى تابناک از گلشن آل محمّد، چشم به جهان گشوده بود، و جهان ملکوت و معنى را صفاى دیگرى بخشیده بود.

تاریخ وفات: مدارک متعدّدى وجود دارد که حضرت معصومه‏ … در سال 201 هـ . ق در قم، وفات نموده است، چنان که از کاشى‌کارى‏هاى اطراف حرم که از قرن‏ها پیش به جاى مانده مرقوم شده است، ولى در مورد روز و ماه وفات آن حضرت، اختلاف است، که تا سه قول گفته شده است:

1. طبق پاره‏اى از مدارک، دهم ربیع الثانى بوده است.

2. مطابق بعضى از مدارک، دوازدهم ربیع الثانى بوده است.

3. و بر اساس مدرک دیگر، هشتم شعبان بوده است.

هیچ یک از این سه قول، آن گونه که باید، مورد اطمینان نیست.

ولى همان گونه که بعضى از بزرگان گفته‏اند، انصاف این است که براى جمع بین دو قول اوّل و دوّم، براى بزرگداشت مقام آن بزرگ بانوى دو عالم جهان، سه روز (10 و 11 و 12 ماه ربیع الثانى) را به عنوان سوگوارى معصومیّه، مراسم سوگوارى برقرار کرد، چنان که در سال‏هاى اخیر مسئوولین و دست اندر کاران آستانه مقدّسه حضرت معصومه … همین کار را شروع نموده، و این سنّت خوب به جریان افتاده است، و این سه روز به عنوان ایّام معصومیّه، جا افتاده است، به امید آنکه در این ایّام در آستانه مقدّسة قم، و در سایر مساجد و محافل، از آن بانوى با عظمت، تجلیل شایان گردد، و خاطره زندگى درخشان آن شفیعه روز جزا، تجدید شود.

از آنچه در بالا خاطر نشان شد نتیجه مى‏گیریم که سنّ حضرت معصومه … هنگام وفات، در حدود 28 سال بوده است (از سال 173 تا 201 هـ . ق) پس اینکه در زبان عوام، آن حضرت به عنوان 18 یا 23 ساله، معروف شده، مدرک و سند محکمى ندارد.

چرا حضرت معصومه … ازدواج نکرده است؟ تقریباً قطعى است که حضرت معصومه … ازدواج نکرده است، در این صورت این سئوال پیش مى‏آید که سنّت ازدواج از مستحبات مؤکّد اسلامى است، تا آن‌جا که رسول اکرم ‹ فرمود:

«ما بُنى فى الاسْلامِ بَناءُ اَحَبَّ الى اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ، و اَعَزَّ مِنَ التزویج؛

در اسلام در پیشگاه خدا بنایى برپا نشده که محبوب‏تر و عزیزتر از بناى ازدواج باشد».

«النّکاحُ سُنَّتى، فَمَن رَغِبَ عَنْ سُنَّتى فَلَیسَ مِنّى؛

ازدواج سنّت و برنامه من است، پس کسى که از سنّت من دورى کند از من نیست».

پاسخ: در پاسخ به این سئوال دو مطلب گفته شده که هر کدام، یا یکى از آنها، دلیل شایسته‏اى است که موجب ترک ازدواج حضرت معصومه … شده است:

1. دختران امام کاظم ‰ به ویژه حضرت معصومه … در سطحى از کمالات بودند که براى خود کفو و همسر مناسبى نیافتند، تا با او ازدواج کنند، امام کاظم‏ ‰ به آن‌ها سفارش کرده بود که با رأى و مشورت برادرشان حضرت رضا ‰ ازدواج کنند. این سفارش و قرائن دیگر بیانگر این است، که باید براى آن‌ها همسر مناسبى باشد. با توجّه به اینکه در مورد حضرت زهرا … امام صادق ‰ فرمود: «اگر خداوند متعال، على‏ ‰ را براى فاطمه‏… نمى‏آفرید، در سراسر زمین از حضرت آدم گرفت تا هر انسانى بعد از او، همسر و همتاى مناسبى براى فاطمه‏ … پیدا نمى‏شد».

2. ترس و وحشت حکومتِ پر از خفقان و اختناق هارون، به گونه‏اى بود که کسى جرأت نمى‏کرد با دختران امام کاظم‏ ‰ ازدواج نماید و داماد آن حضرت شود، زیرا دامادى آن حضرت، از نظر دستگاه طاغوتى هارون، موجب خطر شدیدى براى آن داماد مى‏شد، به این ترتیب، حضرت معصومه‏ … و بعضى از خواهرانش، از ازدواج صرف نظر کردند.

در ضمن نباید این مطلب را از نظر دور داشت که امام کاظم‏ ‰ در زندان به سر مى‏برد، و اطّلاع امام رضا ‰ از آینده (در مورد شهادت پدر، و هجرت اجبارى او به خراسان) شاید دلیل دیگرى براى ترک ازدواج حضرت معصومه‏ … باشد.

هجرت از حجاز به ایران: مأمون عبّاسى در سال 200 هجرى قمرى، با نامه‏ها و پیام‏هاى بسیار، حضرت رضا ‰ را به خراسان دعوت کرد، آن بزرگوار، ناگزیر از روى اکراه، این دعوت را پذیرفت و با کاروانى که مأمون فرستاده بود، به سوى خراسان آمد.

یک سال بعد (سال 201) حضرت معصومه‏ … به شوق دیدار برادرش حضرت رضا ‰ عازم خراسان گردید و با همراهان حرکت کردند، ولى حقیقت این است که این حرکت، هجرت معنى دار و عظیم حضرت معصومه‏ … براى حمایت از ولایت امام على بن موسى الرضا ‰ و تقویت مساله رهبرى بود، که در ظاهر به صورت سفر براى دیدار برادر عنوان مى‏شد. آن حضرت در این هجرت به ساوه رسیدند. در مورد آمدن حضرت معصومه‏ … از ساوه به قم، مطالب مختلفى گفته شده است.

 ولى در این باره بهترین و اصیل‏ترین مدارک، تاریخ قدیم قم است که در قرن چهارم نگاشته شده و مرحوم علّامه مجلسى و محدّث قمّى و بزرگان از علما به آن اعتماد مى‏کنند، چنین است:

حضرت رضا ‰ به دعوت مأمون در سال 200 هجرى از مدینه به خراسان آمد، حضرت معصومه‏ … در سال 201 براى دیدار برادر، از مدینه رهسپار خراسان شد وقتى که به ساوه رسیدند، حضرت معصومه‏ … بیمار شد، پرسید از این مکان تا قم چقدر راه است؟ عرض کردند: ده فرسخ، به خدمتکار دستور داده که به جانب قم رهسپار گردند، به این ترتیب به قم آمد و به منزل موسى بن خزرج بن سعد اشعرى که از اصحاب امام رضا ‰ بود، وارد شد.

اما روایت صحیح‏تر این است که: چون خبر ورود آن بانوى با عظمت حضرت فاطمه معصومه‏ … به آل سعد رسید، همگى به اتّفاق به استقبال او رفتند تا او را به قم دعوت کنند، در میان آن‌ها موسى بن خزرج به کاروان حضرت معصومه‏ … رسید، زمام شتر آن حضرت را گرفته و به طرف قم آمد و در منزل خود با کمال افتخار از آن بانو پذیرایى کرد، ولى پس از 16 یا 17 روز آن بانوى ارجمند، رخت از جهان بربست و پسران سعد را در سوگ خود نشانید.

آرى خاطر حضرت معصومه‏ … خیلى آزرده بود، آرزوى دیدار پدر و برادر در دلش ماند، و با دنیایى از غم و اندوه با این جهان وداع گفت.

در این چند روزى که حضرت معصومه‏ … در قم بود از فراق برادر مى‏گریست و محزون و غمگین بود، در سراى موسى بن خزرج عبادتگاهى داشت که هنوز باقى است و هم اکنون آن مکان شریف با بنایى مجلّل و جالب مشخّص است، داراى حجره‌هایى است که در آن طلاب علوم دینى هستند، و در جنب آن، مسجد با شکوهى ساخته‏اند.

اینک آن‌جا به نام مدرسه ستیّه در محلّه میدان میر قم، معروف مى‏باشد.

داغ پر سوز فراق: وفات حضرت معصومه … در سال 201 هجرى قمرى، حدود دو سال قبل از شهادت حضرت رضا ‰ رخ داده است (زیرا امام رضا ‰ در سال 203 شهید شد) این نیز از مصائب دیگر حضرت رضا ‰ است، مصیبتى جان سوز، که خواهر مهربانش در نیمه راه وصال، مظلومانه و غریبانه وفات یافت، و دیدار و ملاقات، به فراق و جدایى، تبدیل گردید و داغ جان سوز شهادت حضرت معصومه‏ … قلب مبارک حضرت رضا ‰ را جریحه دار کرده و حضرت معصومه‏ … نیز با دلى پر از سوز فراق و امید دیدار برادر، و با چشمى گریان از دورى برادر وفات یافته است، شاعر معاصر آقاى «حسان» در این راستا گوید:

از مــدینه به قصد خطّه طوس                 رهـروى خسته پاست معصومه

تا زیارت کـند برادر خـویش                                فکر و ذکرش دعاست معصومه

روز و شـب عاشقى بیابان گرد                 خــواهرى با وفاست معصومه

ماجراى دفن جنازه حضرت معصومه‏ ‰ : زمینى که آستانه حضرت معصومه‏ … در آن واقع است، بابلان نام داشته، و این زمین پیش از آنکه مرقد مطهّر آن حضرت شود، بنایى نداشته است، فقط ملکى از ملک‏هاى موسى بن خزرج بوده است، این زمین را موسى بن خزرج که هم مهمان دار حضرت معصومه‏ … بود و هم در عصر خویش رئیس و محترم بود، براى دفن آن حضرت معیّن کرد.

آل سعد در این سرزمین سردابى حفر کردند تا آن را مقبره حضرت معصومه‏ … قرار دهند، پس از آنکه جنازة مطهّر آن بى‏بى بزرگوار را غسل داده و کفن نمودند، آن را به آن سرزمین آوردند، در این وقت میان آل سعد گفتگو شد که چه کسى داخل قبر شده، و جنازه را در سرداب به خاک بسپارد، سرانجام اتّفاق کردند که شخصى به نام قادر که پیرمرد پرهیزکار و صالح و سیّد بود داخل قبر شود و آن گوهر پاک را دفن کند.

چون به سراغ آن مرد رفتند، ناگاه از جانب صحرا دو سوار نقاب دار پیدا شدند، همین که به نزدیک رسیدند، از مرکب خود پیاده شدند و بر جنازه حضرت معصومه‏ … نماز گزاردند، سپس داخل سرداب شده و جنازه را دفن کردند، آن گاه بیرون آمده و رفتند، و کسى نفهمید که آن‌ها چه کسى بودند.

آنگاه موسى بن خزرج سقف و سایبانى از بوریا بر سر قبر برافراخت تا هنگامى که حضرت زینب دختر امام نهم‏ ‰ وارد قم گردید و قبه‏اى بر آن مرقد مطهّر بنا کرد.

بعد از مدّتى امّ محمّد دختر موسى پسر امام جواد ‰ وفات کرد، جنازه او را در کنار مرقد حضرت معصومه‏ … به خاک سپردند.

مدّتى بعد، میمونه خواهر امّ محمّد وفات کرد، او را نیز در کنار مرقد حضرت معصومه‏ … به خاک سپردند و قبّه‏اى جداگانه بر روى قبر آن دو بانو، بنا نمودند سپس بریهیّه دختر موسى بن امام جواد ‰ وفات نمود، او را نیز در آن‌جا به خاک سپردند.

مرحوم محدّث قمّى، غیر از بانوان فوق، از بانوان دیگر نیز نام برده که در کنار مرقد مطهّر حضرت معصومه‏ … مدفون هستند، مانند: زینب دختر امام جواد ‰، امّ اسحاق کنیز محمّد بن موسى مبرقع‏‰ ، و امّ حبیب کنیز محمّد بن احمد بن موسى مبرقع‏ ‰.

بنابراین در مجموع شش تن از امامزادگان، و منسوبین به امامان‏Œ در کنار مرقد مطهّر حضرت معصومه دفن شده‏اند. از این رو شایسته است آنان که مرقد شریف حضرت معصومه‏ … را زیارت مى‏کنند، از آن‌ها نیز یاد کنند، گرچه با این جمله کوتاه باشد:

«السلام علیکُنَّ یا بَناتِ رسول اللَّه، السلام علیکُنَّ وِ رَحْمَةُ اللَّهِ و برکاتُهُ؛

سلام بر شما اى دختران رسول خدا، سلام و رحمت و برکات خدا به شما باد».

پیکرهاى‏ تر و تازه: از گفتنى‏هاى عجیب و معجزه آسا که در عصر ناصرالدّین شاه (متوفّاى 1313 هـ . ق) رخ داده اینکه: مرحوم آیت اللَّه حاج آقا حسین مجتهد (کوچه حرمى جدّ پدرى حرم پناهى‏ها و جدّ مادرى اشراقى‏ها که قبرش به صورت مرتفع در صحن نو، مقابل قبر مرحوم آیت اللَّه شیخ فضل اللَّه نوری است) نقل کرد: هنگام فرش کردن حرم مطهّر حضرت معصومه‏ … با سنگ‏هاى مرمر، در قسمت پایین پاى حضرت، روزنه‏اى به سرداب باز شد، ضرورى به نظر رسید که افرادى انتخاب شوند و داخل سرداب بروند و وضع آن‌جا را بررسى کنند که اگر نیاز به تعمیر داشت، تعمیر نمایند.

دو نفر بانوى صالحه انتخاب شدند، چراغى برداشته داخل سرداب شدند، دیدند قبر مطهّر حضرت معصومه‏ … در آن سرداب نیست، بلکه آن سرداب در پایین قبر مطهّر آن حضرت است، در آن‌جا سه پیکر مطهّر تر و تازه را دیدند که گویى همان روز، روح از بدنشان جدا شده بود یک تن بانو، و دو تن کنیز و سیاه چهره بودند.

از بررسى کتب فهمیده مى‏شود که آن بانوى ارجمند میمونه دختر موسى مبرقع بن امام جواد ‰ بوده، و آن دو کنیز، امّ اسحاق و امّ حبیب، بوده‏اند. آرى پس از گذشت یازده قرن از وفاتشان، بدن مبارکشان، هیچ تغییر نکرده بود، و مصداق این سخن پیامبر ‹ شدند که فرمود:

«انّ اللَّه حَرَّم لُحُومَنا على الارضِ فَلا یَطْعُمُ مِنْها شَیْئاً؛

خداوند گوشت‏هاى ما را بر زمین حرام کرده، هرگز زمین چیزى از گوشت ما را نمى‏خورد».

نگاهى به فضایل حضرت معصومه‏ … : از آن‌جا که شناخت، پایه دین است، و اظهار عقیده و انجام کارهاى نیک از روى شناخت، به عقیده و اعمال، ارزش چندان برابر مى‏دهد، و از آن‌جا که امیرالمومنان على‏ ‰ به کمیل فرمود:

«ما مِنْ حَرَکَةٍ الا و انتَ مُحتاجٌ فیها الى معرفَةٍ؛

هیچ حرکتى نیست مگر اینکه تو به شناخت خیر و شر آن نیازمند هستى».

حضرت رضا ‰ در مورد پاداش زیارت مرقد مطهّر حضرت معصومه‏ … فرمود:

«مَنْ زارِها عارِفاً بحَقّها فَلَه الجنَّةُ؛

کسى که او را در حالى که حقّش را شناخته، زیارت کند، براى او بهشت است».

و در فرازى از زیارتنامه حضرت معصومه‏ … که از حضرت رضا‰ نقل شده مى‏خوانیم:

«وَ اَنْ لا یَسْلُبَنا مَعْرِفَتِکُمْ اِنّهُ ولىُّ قَدیر؛

از خداى مى‏خواهیم که معرفت به شأن شما را از ما سلب نکند، او سرپرست توانا است».

1. دختر روح و جسم پیامبر ‹ : در زیارتنامه‏اى که در شأن حضرت معصومه‏ … از حضرت رضا ‰ نقل شده، حضرت معصومه‏ … به عنوان:

دختر رسول خدا ‹، دختر فاطمه و خدیجه Š دختر امیرمومنان على‏ ‰، دختر حسن و حسین Š ، دختر ولى خدا (امام کاظم‏ ‰)، خواهر ولى خدا (امام رضا ‰)، و عمّه ولىّ خدا (امام جواد ‰) خوانده شده است.

این تعبیرات، تنها بیانگر شرافت خانوادگى نیست، بلکه علاوه بر آن، بیانگر آن است که حضرت معصومه‏ … از نظر معنوى و مقامات عالى ملکوتى، به راستى فرزند روح و جسم پیامبر ‹ و حضرت زهرا و خدیجه کبرى Š و امامان معصوم Œ است.

2. مقام عصمت و طهارت حضرت معصومه‏ …: روایت شده: حضرت رضا ‰ فرمود:

«مَن زار المعصومةَ بِقُم کَمَنْ زارَنى؛

کسى که معصومه‏ … را در قم زیارت کند، مانند آن است که مرا زیارت کرده است».

گرچه شواهد و قراین در مورد مقام عصمت حضرت معصومه … بسیار است، ولى سخن فوق از امام معصوم حضرت رضا ‰ صراحت دارد که حضرت معصومه‏ … داراى مقام عصمت بوده است، ضمناً این سخن بیانگر آن است که این لقب را حضرت رضا‰ به حضرت معصومه‏ … داده است، و گرنه نام حضرت معصومه‏ … فاطمه کبرى است. از سوى دیگر، به فرموده حضرت رضا ‰ پاداش زیارت حضرت معصومه‏ … همانند پاداش زیارت حضرت رضا ‰ است.

یکى از قراینى که بیانگر مقام عصمت حضرت معصومه‏ … است، این که (چنان که خاطر نشان شد) دو نفر نقاب دار از عالم غیب آمدند و جنازه آن حضرت را به خاک سپردند.

با توجّه به این که ما معتقدیم، معصوم را باید معصوم دفن کند، به احتمال قوى، آن دو نفر، امام رضا ‰ و امام جواد ‰ بوده‏اند.

قــم گشته از شـرافت معصومه با  صفا

چـون روضه بهشت برین گشته پر ضیا

شــاهان به درگهـش همـه آورده التجا

بى شک که مى‏رود به بهشت از ره عطا

بر نعش محــرمى که نشیند غبـار قـم

از امام صادق ‰ روایتی است که قبل از ولادت حضرت معصومه… در ضمن گفتاری در شأن این بانو فرمود:

«وسَتُدفَنُ فیها اِمْرَاَة مِن اَوْلادی تُسَمّی فاطِمَةُ، فَمَنْ زارَها وَجَبَتْ لَه الجَنَّةُ؛

و به زودی در قم بانویی از فرزندان من به نام فاطمه دفن شود، پس هر کس او را زیارت کند، بهشت برای او واجب می‌گردد».

در ذیل این روایت آمده؛ امام صادق ‰ این سخن را قبل از ولادت امام کاظم ‰ فرمود.

با توجّه به این‌که امام کاظم ‰ در سال 128 هـ . ق چشم به جهان گشوده است، و تولّد حضرت معصومه … در سال 173 رخ داده، نتیجه می‌گیریم که امام صادق ‰ این سخن را 45 سال قبل از تولّد حضرت معصومه … فرموده است.

این پیش گویی امام صادق ‰ ، در سخن دیگری نیز آمده که فرمود: «در قم بانویی از فرزندانم رحلت می‌کند که به شفاعت او همه شیعیانم وارد بهشت می‌گردند».

این پیش‌گویی‌ها دلالت ضمنی و در عین حال عمیق و آشکار
بر عظمت جلال و مقام رفیع حضرت معصومه … دارند،
و در ضمن دعوت شیعیان به توجّه بیشتر به مقام این بانو، و آرمان‌های مقدّس او است.

این مطلب نیز به نوبة خود خاکی از فضایل مخصوص حضرت معصومه … و مقام ارجمند و ممتاز او است. در پایان به برخی از سروده‌های شعرای معروف در وصف حضرت معصومه … تقدیم شما خوانندگان می‌شود:

(اخت الرضا «1»)

هـر که را ره در حریم بضعه مـوسى دهند

روز محـشر جایش اندر جنة الماوى دهند

در رواق حضــرت معصومه  اخـت الرضا

پاس خــدمت حـوریان عـالم بـالا دهند

گــر بهشت جـاودانى طالبى در قــم بیـا

چـون برات جنّـت فردوس را اینجا  دهند

در یکى بخشش به هنگام عطـاى فـاطمـه

صــد هزاران  ملک جم دارایى دارا دهند

گــر شهنشاهان عـطاى دنیوى بنمـوده‏اند

اندر این دربار، هـم دنیا و هم عقبى دهند

در سحرگاهان به هنگام مناجــات و اذان

خلــق را گــویى ندا از عالم اعلى دهند

دوســتان،  جاى شما خالى که بر زوّار او

اى بسا منشور آزادى که با امضــا  دهـند

حــوزه علمیّه‏اش پرورده صــدها بوعلى‏

کاندر عالم داد علم و دانش و تقوى دهند

در رواق دختــر باب الحــوایج، فـاطمه

حاجت مــردم به امـر مادرش زهرا دهند

«واصلا» گرمعرفت باشد کسى را درحقش‏

کـــور اگـر باشد زلطفش دیده بینا دهند

«سروده شاعر معاصر محمّد واصل»

(برتر زِ خُلد برین «2»)

رواق دخـتر موسى بن جعفر است این جا

حــریم  فاطمــه بنت پیمبر است این جا

در بهشت بـرین گــر طلب کنــى به خدا

ببوس با ادب آن را که آن درّ است این جا

زمین (قــم) به مثل چـون صدف بود آرى‏

وجود حضرت معصومه گوهر است این جا

ببند عقد نمـــاز انـدرین مقـــام رفیــع

که جـــاى گفتن (اللَّه اکبر) است این جا

مخــوان به خلــد برینم ز کوى او واعظ

براى من زد و صد خلد برتر است این جا

حبیبه حـــق و ریحــانه رسـول و على

یگــانه دخــتر زهراى اطهر است این جا

ببوس از ســر صـدق و صفا ضریحش را

که مورد نظــر حـــق داور است این جا

مسیح زنــده شـــود در حـریم این بانو

عجب زفیض دمش روح‌پرور است این جا

ز یمن مـــرکب اجــلال فاطمــه بنگـر

که  در تاج سر هفت کشور است این جـا

برو طهــارت دل کــن بیا به روضــه او

که جـاى  مردم پاک و مطهّر است این جا

از آن پناه  به کــوى تــو آرم اى بانــو

که فیض  روح زلطفت میسر است این جا

مـــرا کـه نام بود (حیدر) آمدم به درت

چرا که نور دو چشمان حیدر است این‌جا

زمین قم شده روشن ازآن به غیب وشهود

که نور حق به جمالت برابر است این جا

آفتاب قیامـــت غمـــى نخــواهد بود

مرا که سایه لطف تو بر سر است این جا

سزد که(معجزه) قم هم چنان بهشت شود

چـرا  که دختر موسى جعفر است این جا

«سروده آقاى حیدرآقاتهرانى»

(سینه سینا «3»)

آتش موسـى عیــان از ســینه سیناستى

یا که زرین بارگــاه بضـعه مـوســاستى

بضعه موسى بن جعفر فاطمه کز روى قدر

خــاک درگاهش عبیر طـــرّه حوراستى

نو گلى روشن ز طرفِ گلشـن یاسین بود

آیتى روشــن ز صــدر نامه طاهاســتى

پرتویى از آفتـاب اصطــفاى مصــطفى

زهـــره‏اى از آسـمان عصمت زهراستى

صحن او را هست اقصى پایه عزّت چنان

کز شرف مسجود سقف مسجد الاقصاستى

بستى ازصحن حریمش را به پا طاق حرم

کین مکان عــزّت و آن مسکـن غـرّاستى

«سروده فتحعلى خان صبا، متوفّاى 1228»

(تربت پاک «4»)

یا رب این خلــد بــرین یا جنة  المـاواستى

یا همـایون بارگـــاه بضعـه موســاســتى

فاطمه اخت الرضا سلطان دین کـز روى قدر

خـــاک درگاهــش عبیر طّـره حـوراستى

این مهین بانو که دربرج شرافت اخترى است

نســـل پاک و زاده انسیّة الحـــوراســتى

ملجـــا اهـــل زمــان و  شافع یوم المعاد

خـــواهــر سلطان دین و ثانى زهــراستى

مــرقـد نورانى اش گویا ریاض جنّت است

تربت پاکش ز مشـــک و عنبـر سـاراستى

خواندمش عرض معظّم بانگ زد بر من خرد

که خطا کردى، بر آن افزودى و زین کاستى

باکى از محشر و بیم از نشـر نبود هر که را

در جـــوار حضـرت او مدفون و مأواستى

خطّه قم شد ز یُمن مقدمـش رشــک جنان

در صــفا دار الخلــود و از شرف غبراستى

«سروده آقاى سیّد محمّد رضا ـ خادم حرم مطهّر»

(عصمت کبرى «5»)

این بارگه کـه خاک درش مشک اذفر است

بویش چـو بوى خلد برین روح پرور است

دار الشفـا و عُقده گشـا و فــرح فـزاست

باب اَمـــان ز محنت فــرداى محشر است

طـورِ حضــور و مطلع نور و مطاف حور

آرامگاه دخــتر مـوسى بــن جعفـر است

خــاتون دین پنــاه که بـــرهان عـزّتش

هــر صبح و شـــام صیحه اللَّه اکبر است

هـر کس درى به خانه و راهى گزیده است

چشــم امــید صــافى بـر ایـن در است

«اثر طبع آیة اللَّه حاج شیخ لطف اللَّه صافى گلپایگانى»

(مدیحه نورین نیّرین «6»)

این اشعار ارزنده، از بنیان گذار جمهورى اسلامى ایران حضرت امام خمینى  است که در 44 بیت سروده و در دیوان امام که مجموعه اشعار آن حضرت مى‏باشد در صفحه 253 تا 257 آمده است؛ ما در این جا بخشى از آن را ذکر مى‏نمائیم:

نور خــدا در رســول اکرم پیدا

کرد تجلّى ز وى به حیـدر صفدر

وز وى تابان شده به حضرت زهرا

اینک ظاهـر ز دخت موسى جعفر

آبروى ممکنات جمله از ایـن نور

گــر نبدى باطــل آمدند سـراسر

دختـــر این دو از مشیمه قـدرت

نامد و ناید دگـــر همــاره مقدّر

آن یک، امواج علم را شــده مبدا

وین یک‌افواج حلم را شده مصدر

آن یک بـر فـرق انبیاء شده تارک

وین یک اندر ســر، اولیا را مغفر

آن یک در عـــالم جـلالت، کعبه

وین یک در ملک کبــریایى مشعر

لــم یلـدم بسته لب و گرنه بگفتم‏

دخـت خلدایند این دو نـور مطهّر

آن یک بــر ملک لا یزالى، تارک

وین یک بر عرش کبـریایى، افسر

آن یک خــاک مدینه کـرده مزین

صفحه قم را نموده این یک، انـور

خـاک قم این کرده، از شرافت، جنّت

آب مدینه  نمــوده آن یک، کـوثر

عرصه قـم غیرت بهشت برین است

بلکه بهشتش یساولى اســـت برابر

زیبد اگرخاک قم به‌عرش کند، فخر

شاید گـــر، لــوح را بیاید همسر

خاکى عجب خـاک، آبروى خلایق‏

ملجــأ بر مسلم و پنــاه به کافــر

 

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی