مزارات ایران و جهان اسلام

سایت علمی پژوهشی زیارتگاه های ایران جهان اسلام (امامزاده ، بقعه، آرامگاه، مقبره، مزار، گنبد، تربت، مشهد، قدمگاه، مقام، زیارت، معرفی عالمان انساب، کتابشناسی مزارات و زیارت و انساب

مزارات ایران و جهان اسلام

سایت علمی پژوهشی زیارتگاه های ایران جهان اسلام (امامزاده ، بقعه، آرامگاه، مقبره، مزار، گنبد، تربت، مشهد، قدمگاه، مقام، زیارت، معرفی عالمان انساب، کتابشناسی مزارات و زیارت و انساب

مزارات ایران و جهان اسلام
سایت علمی پژوهشی زیارتگاه های جهان اسلام (معرفی بیش از چهل هزار زیارتگاه)
جستجو



در اين وبلاگ
در كل اينترنت
آخرین نظرات
  • ۲۷ خرداد ۹۶، ۱۳:۵۵ - مجله مد
    ممنون
خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه وبسايت ایمیل خود را در کادر ذيل وارد نموده و دکمه ارسال به خبرنامه را بزنید. پس از تکميل مراحل ثبت نام و دريافت اولين ايميل از خبرنامه، روي لينک فعال سازي کليک نمائيد.

لطفا آدرس ايميل خود را وارد کنيد:

FeedBurner

طبقه بندی موضوعی

مطالب این پست:

موقعیّت آرامگاه امامزاده یحیى در سبزوار.

دلایل مدفون بودن یحیى بن زید علیه‏السلام در سبزوار.

شخصیّت مدفون در بقعه به نقل از عبدالحمید مولوى..

تقویت قول مولوى به نقل از علماى انساب..

توصیف بارگاه امامزاده یحیى بن هبه‏اللّه‏ سبزوار.

 

 

 

 موقعیّت آرامگاه امامزاده یحیى در سبزوار

یکى دیگر از مزارات باشکوه و معظم استان خراسان، بقعه امامزاده یحیى
سبزوار است. این آرامگاه در محل تلاقى خیابان اسرار و بیهقِ شهر سبزوار
واقع شده است. مجموعه بناى امامزاده عبارت از حرم ایوانى بزرگ با دو منار
بلند به ارتفاع 29 متر، یک حجره در جنوب ایوان و یک حجره در شمال حرم.
مزار امامزاده یحیى، مورد توجّه اهالى سبزوار بخصوص در روزهاى خاصّى
مورد زیارت زنان مى‏باشد و کرامات زیادى را به او نسبت مى‏دهند. این بنا به
تازگى از سوى سازمان میراث فرهنگى بازسازى شده است.

 دلایل مدفون بودن یحیى بن زید علیه‏السلام در سبزوار

 

درباره مدفون بودن یحیى بن زید علیه‏السلام در سبزوار، قول صریحى از گفتار
علماى انساب به دست نیامده و این شهرت در ضمن اختلاف در مرقد مطهّر
یحیى علیه‏السلامبه‏وجود آمده است.

برخى از کلام بیهقى که مى‏نویسد: «و یحیى بن زید بن زین العابدین علیه‏السلام،
چون از معرکه بگریخت و پدرش زید کشته شد، او به قصبه سبزوار آمد و
یحیى از ائمّه زیدیان بود، آن جا که مسجد شاذان است نزول کرد، و آمدن وى
در سال 126 ه .ق است».[1]

چنین پنداشته‏اند که منظور وى وفات و شهادت یحیى بن زید علیه‏السلامدر
سبزوار است و حال آن که قبلاً در این زمینه به طور مفصل بیان شد که یحیى
پس از جنگ با حاکم نیشابور و شکست او، به‏هرات رفت و در جوزجان به‏شهادت
رسید.

مرحوم تفرشى نیز در کتاب انساب خود مى‏نویسد:

«بعضى گمان مى‏کنند، جوزجان شش فرسنگى سبزوار است معروف به
سرمزار، که این حقیر سال 1326 ه .ق از آن جا عبور کردم. بقعه کوچکى
داشت، این حقیر گمان مى‏کنم وى به مدینه نرفته در سرمزار مدفون باشد».
[2]

این که قائلین این خبر چه کسانى هستند، مرحوم تفرشى ذکرى به میان
نیاورده،وقبلاً در بخش‏هاى مختلف این کتاب، بطلان این قول را نیز ثابت کردیم.

ظاهراً براى خود مرحوم تفرشى مدفون بودن یحیى در سبزوار یا نیشابور

سنگین بود، اما شهرت این بقاع نتوانست او را بر عواطف خود غلبه نماید،
زیرا خود او در جاى دیگر از کتابش مى‏نویسد: «یحیى بن موسى علیه‏السلام در میان
بازار سبزوار بقعه دارد اما در کتب ذکر نشده است.»[3]

هر چند براى امام موسى کاظم علیه‏السلام، برخى از مورّخان فرزندى به نام
یحیى ثبت نموده‏اند اما هیچ دلیلى مبنى بر دفن او در این بقعه در دست
نیست، و خلاف آن نیز ثابت است، چون در سمنان نیز بقعه‏اى به نام یحیى
بن موسى علیه‏السلامشهرت دارد و اهالى آن جا بر این باورند که بعد از شهادت امام
رضا علیه‏السلامدر مرو طبق دستور مأمون، برادر آن حضرت را که در سمنان به
ارشاد خلق اشتغال داشته، شهید نمودند و در این محل به خاک سپرده‏اند.[4]
بنابر این، وجود این دو بقعه در حکم، نفى و رد دیگرى است. از این رو مرحوم
بیهقى مى‏نویسد: «درین ناحیت سادات متوطن نبوده‏اند و بیشتر از نیشابور
و غیر آن به این ناحیت انتقال کرده‏اند.»
[5]

لذا اگر یحیى بن موسى علیه‏السلام در بیهق زندگى مى‏کرده و در همان شهر
وفات یافته ، و این گنبد و بارگاه متعلّق به او مى‏بود و نزد مردم هم به این نام و
نسب شهرت مى‏داشت ، به‏طور حتم مرحوم بیهقى به آن اشاره مى‏کرد. و هم
چنین اگر یحیى بن موسى علیه‏السلام در یکى دیگر از شهرهاى خراسان و قومس
سکونت مى‏داشت به طور قطع علماى انساب ذکرى از او به میان مى‏آورده‏اند
و هم چنین از کلام مرحوم بیهقى پیداست که تا قرن پنجم نه این که

امامزاده‏اى در بیهق به این نام مهاجرت نداشته، بلکه بقعه‏اى نیز به نام یحیى
شهرت نداشته است، از این رو انتساب بقعه به یحیى بن موسى علیه‏السلاماز باب
رب شهرة لااصل لها است.

 شخصیّت مدفون در بقعه به نقل از عبدالحمید مولوى

مرحوم عبدالحمید مولوى در کتاب «آثار باستانى خراسان» به نقل از ابن
فندق، ابوالحسن على بن زید بیهقى، متوفّاى 565 ه .ق به این نتیجه
مى‏رسد که شخصیّت مدفون در بقعه امامزاده یحیى سبزوار امامزاده جلیل
القدر؛ سیّد عمادالدّین یحیى بن هبة اللّه‏ بن على بن محمّد بن محمّد بن یحیى
بن محمّد بن أحمد بن محمّد بن عبداللّه‏ بن الحسن المکفوف بن الحسن
الأفطس بن على الأصغر بن امام علی بن الحسین السجّاد
علیه‏السلاممى‏باشد.

در قبل اشاره شد که در بقعه کلیدر نیز یحیى بن محمّد بن أحمد یکى از
اجداد همین امامزاده که مردى فقیه، عالم، و زاهد بود مدفون است.

مولوى، از قول بیهقى مى‏نویسد:

«در این ناحیت سادات متوطّن نبوده‏اند و بیشتر از نیشابور و غیر آن به
این ناحیت انتقال کرده‏اند و اوّل علوى که به این ناحیت انتقال کرد؛ السیّد
الزاهد ابوالحسن محمّد بن أبی منصور ظفر بن محمّد بن أحمد زبارة الغازى
بود، و او را پلاس پوش گفتندى که پلاس داشتى و او در نواحى مزینان متوطّن
شد، و او را دو پسر بود، ابوسعید زید، و ابوعلى احمد، و از ایشان اولاد و
اعقاب بودند سادات علما صلحا، معیشت از مال مشروع ساختندى، و با

سلاطین و اموال ایشان هیچ گستاخى نکردندى، و از آن رهط در پاى ناحیت
بعضى مانده‏اند، و قریب قرین ایشان به مصطفى
صلى‏الله‏علیه‏و‏آلهجمال‏الدین حمزة بن
أبى منصور ظفر بن محمّد بن احمد زباره است هشتم بطن از فرزندان ابوجعفر
احمد زباره و بعد از آن سیّد اجل عالم محدّث زاهد ابوجعفر محمّد بن السیّد
الأجل نقیب النقباء شیخ العترة وسیّد الساداة أبی محمّد یحیى بن السیّد
الأجل نقیب النقباء صاحب الأرزاق أبی الحسین محمّد بن أبی جعفر أحمد
الزاهد بن محمّد الزبارة بن عبداللّه‏ المفقود بالمدینه بن الحسن المکفوف بن
الحسن الأفطس بن علی الأصغر بن زین العابدین علی بن الحسین بن علی بن
أبی طالب علیه‏السلامبه این ناحیت انتقال کرد در وقتى که نقابت نیشابور از پدرش
سید اجل ابوعلى به برادر سیّد اجل ابوالحسن المحدّث اوفتاد که جدّ نقباى
نیشابور بود فی شهور سنة خمس و تسعین و ثلاثمائة و یک چند سیّد اجل
ابوجعفر رییس و نقیب مشهد طوس بود در عهد سلطان شهاب لدین اللّه‏
مسعود بن محمود بن سبکتکین و در قصبه متوطّن شد در سرایى که معروف
است به ایشان.

و این خاندان را عرقى است از خاندان طاهریان که ملوک خراسان بوده‏اند
و امیرعلى بن طاهر بن عبداللّه‏ بن طاهر را دو دختر بود حاجان و میمونه، و
حاجان جدّه سیّد اجل ابومحمّد یحیى بن محمّد بود، مادر سیّد اجل
ابوالحسین محمّد فاطمه بود دختر میمونه دختر خاله پدرش، و ایشان از
سوى مادر از فرزندان امیرعلى بن طاهر بن عبداللّه‏ بن طاهر بن الحسین بن
مصعب بن زریق بن اسعد الخزاعى بودند، و مادر ابوجعفر احمد بن محمّد
الزبارة دختر طاهر بن الحسین بود، خواهر عبداللّه‏ بن طاهر.»[6]

 

خوانندگان توجّه دارند که تا سال 395 قمرى از خاندان جلیل سادات در
نیشابور کسى سکونت نداشته است و به شرحى که از کتاب تاریخ بیهق نقل
شد، یک چندى سیّد اجل ابوجعفر رییس و نقیب مشهد طوس بود، یعنى در
شهر مشهد کنونى و متولى اوقاف امام هشتم علیه‏السلام بوده و بعداً در قصبه سبزوار
سکونت کرد و سراى وى در محلّ معروف بوده است. پس به شرح فوق،
امامزاده یحیى سبزوار در قرون اولیه اسلام زندگى نمى‏کرده و مسلماً این
مقبره مربوط به یحیى بن زید علیه‏السلامنمى‏باشد و با توضیحاتى که نوشته
مى‏شود، امامزاده یحیى سبزوار یکى از سادات عالم و زاهد و از صلحاء سادات
سبزوار بوده و پس از فوت وى مزارى براى قبر او بنیان نهاده‏اند.[7]

صاحب تاریخ بیهق مى‏نویسد:

«سید اجل ابوالحسن محمّد صاحب الأرزاق به خلافت بیعت کردند در
نیشابور و مدت چهار ماه بر وى به خلافت خطبه کردند، پس امیر خراسان کس
فرستاد و او را به بخارا بردند، و از آن جا با تشریف باز گردانیدند؛ اول علوى که
در خراسان او را ارزاق نوشتند از حضرت سلاطین، او بود. و سیّد اجل
ابوجعفر، احادیث از حاکم ابوعبداللّه‏ روایت کند.
[8] و او را دو پسر بود.
ابوالمحاسن الحسین وابوالحسین على، مادر ایشان بنت الشیخ ابى على
الفضل بن محمّد الطبرسى بود.
[9] و این ابوعلى را اشعار بسیار است.

 

و عقب از سیّد أجل أبوالحسین [على]، سیّد أجل رکن الدین أبوجعفر هبة
اللّه‏ بود، و مادر او دختر فقیه رییس أبوعبداللّه‏ محمّد بن یحیى بود. و ولادت
ابى منصور شب یکشنبه چهارم محرم سال 432 قمرى است. و عقب از
سیّد اجل ابومنصور سید اجل عالم عزیز بود و سید اجل عالم زاهد
عمادالدین یحیى، سیّد اجل عزیز را اشعار و تصانیف بسیار است در جهان
طیار و سیّار. و سیّد اجل یحیى با زهد و ثروت فضلى تمام داشت. و او را شعر
تازى و پارسى بسیار است. مادر ایشان بنت الشیخ الزکى على بن أبى نعیم
أحمد بن محمّد بود. ولادت سیّد اجل یحیى شب سه‏شنبه طلوع فجر ششم
رجب سال 447 ه . ق و وفات او روز دوشنبه دوازدهم ذى القعدة سال 532
ه . ق است».
[10]

مرحوم مولوى پس از بیان متن فوق از تاریخ بیهق مى‏نویسد: به نظر
بنده، امامزاده یحیى در سبزوار، سیّد اجل، عالمِ زاهد، عماد الدین یحیى که
با زهد و نسب و ثروت فضلى تمام داشته، مى‏باشد. وى فرزند ابومنصور
هبه‏اللّه‏ بود و این عماد الدین یحیى در سال 532 قمرى جهان را بدرود کرده
است و مادامى که سندى معارض آن چه معروض شده به دست نیاید بر نظر
خود باقى هستم.[11]

نگارنده نیز معتقد است که شخصیّت مدفون در بقعه سبزوار همین سیّد
اجل عمادالدین یحیى است؛ از این رو براى تقویت قول فوق نظر علماء

انساب را ذکر خواهیم نمود.

 تقویت قول مولوى به نقل از علماى انساب

بیهقى در کتاب لباب الأنساب[12] به نقل از على بن أبى صالح مى‏نویسد:
«سیّد بزرگوار عمادالدین أبومحمّد یحیى، سیّد کریم، دانشمندى دین‏دار،
شرافت‏مند، پاک‏دامن، بلندقدر، داراى همّت و ثروت و نعمت زیاد و هم
چنین تقواى بسیار بود. وى چندین سال، از سال 513 تا زمان وفاتش در روز
دوشنبه 12 ذى‏القعدة سال 532 ه .ق در خانه خود معتکف مى‏شد.

امام على بن أبى صالح گوید: «همانا حاکم ابوعبداللّه‏ حافظ در تاریخش،
اجداد وى را ذکر نموده و مى‏نویسد: که سرپرستى سادات نیشابور در خاندان
ایشان بود که به زیادى دانش و دانشورى مشهور بودند.»

چشم و چراغ امامان و خطباء، امام أبوالحسن بن عبدالغافر خطیب
مسجد جامع منیعى نیشابور، در تاریخش و در مدح سیّد بزرگوار یحیى
مى‏نویسد: «وى که خدایش رحمت کند از نشانه‏هاى آشکار زمان که اقسام
فضیلت‏ها را در نهایت به خود اختصاص داده و این صفت ابى جعفر عزیز است که
در تاریخ و کتاب‏هاى ذکر شده، و او هم‏راز و مأنوس قرآن، و پیش‏روى فرزندان
زمان است.»

امام أبوالحسن بن عبداللّه‏ الغافر، در کتاب تاریخش، صفات زیادى را در
مناقب و فضائل او ذکر نمود، هم چنین برخى از اشعار او و ستایش از تصنیفات

وى را در اشعارش بیان داشته و اوصاف و مدایح او را که به آن متصّف بوده، جدا
کرده است.

هم چنین او گفته که: براى هیچ یک از بزرگان سادات، جمع نمى‏شود آن چه
که در او از اسباب سیادت و نسب و حَسب و فضل و دانش و أدب و ثروت و
مردانگى و آزادگى جمع شده است. اما نسب او که از بیت شریف نبوى است که در
عنصر علوى و از خاندان زباره و از اشراف دودمان علوى مى‏باشد.

 

اولئک ساداتی تمسّکوا

 بعروة مجدلا یخاف انفضامها

نشؤا بین جبرئیل و بین محمّد

 و بین بتول کهلها و غلامها

 

آنان ساداتى هستند که تمسّک به آنان مانند چنگ زدن به ریسمان
سختى است که از هم گسسته نخواهد شد.

زیرا آنان تربیت یافتگان بین جبرئیل و محمّد صلى‏الله‏علیه‏و‏آله و بین کسانى که از
دنیا بریده‏اند چه جوانان و کهنسالان آنان است.

و أما حسب وى، هم چنان که حاکم أبوعبداللّه‏ در تاریخش ذکر نمود. «من
کون النقابة فیهم، و وفور فضلهم و أفضالهم
» از ایشان است سرپرستى
سادات، و زیادى دانش و دانشورى.

اما دانش و بهره‏هاى آن، پس بگو در دریایى که متلاطم است قرار گرفته،
و هر صاحب دانش در هر رشته‏اى به او نیاز دارد. براى او زیبایى در شعر و نثر
است که هم چون صدف‏هاى گران‏بها است.

بنده رساله‏اى که نام آن را الهیّات نهاده بودم بر آن خواندم، اگر زنده
مى‏بود ابوحیّان بیرونى بر او سجده مى‏کرد، و دعاهایى که فرستاده مى‏شود
به‏سوى او از طرف فرشتگان خدا. اشعارى از سروده‏هاى او را دیدم که به

حرکت درآورنده کاروان‏هاست. و شنیدم برخى از مجموعه‏هاى وى را که در
باب چگونگى صید و توصیف جوارح بدن بود که تاکنون در این قرن به گوش
کسى نخورده بود. سپس هرگاه مى‏خواست کلام فارسى را ارزش و اهمیّت
دهد چنان سخت با قاعده و قوانین صحبت مى‏کرد که جزو قهرمانان این
میدان بود.

اما ثروت وى، پس آن بزرگوار بى نیاز بود از اقسام دارایى‏ها، چه از کسب
حلال که او از همه مردمان بیشتر داشته و در هنگام نیاز تلطّف و مهربانى
مى‏نمود. از اشعار زیباى اوست که در مدح صاحب نظام الملک سروده است؛

 

سکان سکین عرصّ الفقار

 و شکر شکیمتی طی الفقار

وراحة رامی بجرید غضب

 صیقل المتن مشحود الشفاری

الأیّام الصبر و الأیّام شبوس

 مداریها الکرام و لامداری

احقا اریم فی اللیالی

 ولم یحترقوا بمها حباری

ویترکنی الصباح ولم أوشح

 مناکبها بملتفت العنار

ولم أحلب بأصراف الغوالی

 من الجلی فراق در ممام

ولم أرم الفلاة برا قصاب

 جفاف الجف موجد الفقار

ولاحظى من الدنیا یراف

 ولارندی من العلیا بواری

ولاجار الخیانة لی بجار

 ولادار المهانة لی بدار

وما عرق النبوّة فی ترضى

 بأن أرضى لفخری باختفار

معاذ اللّه‏ لایذیب فعنى

 بدر بمزیة افتسار ولاأمسى

 

در تاریخ‏نیشابور پس از بیان نسب شریف وى از آن بزرگوار چنین‏یاد مى‏کند:

«أبومحمّد الحسینی من آل زبارة البیهقی من وجوه العلوّیة سکّان

النواحی، کبیر فاضل دیّن عفیف عاقل شریف الهمّة علیّ القدر و المنزلة من
ذوى المروءة والنعمة».
[13]

أبومحمّد حسینى، از خاندان زباره بیهقى و از سرشناسان علوى ساکن در
نواحى است که مردى بزرگ، دانشمند، دین‏دار، پاک‏دامن، عاقل، بلند همّت،
عالى‏قدر و از صاحبان ثروت، نعمت و مردانگى است.

که اشاره به مقام و رتبه و سکونت او در سبزوار دارد.

همین قول را علاّمه محقق سیّد عبدالعزیز طباطبایى در کتاب خود ذکر
نموده است.[14]

ابن فوطى از او به عنوان: کان من فضلاء السادات و الأشراف، وکان
عابداً زاهداً، جمیل السیرة، حسن الإعتقاد
یاد مى‏کند و قطعه‏اى از اشعار او
را ذکر مى‏نماید ؛

 

قلت للنفس لیس فی کلّ حین

 تودعینی صیانة قد عینی

کنت عوناً على الذی توردینی

 کلّ عذب من الصّلاح معین

فمتى ما انثنیت عن منهج النصح

 فبینی عن نهج ودّی فبینی[15]

 

به نفس خود گفتم، چرا نمى‏توانى در هر زمان مرا رها سازى تا خود را
نگهبان باشم، پس رهایم کن.

اگر کسى بر من وارد شود من او را کمک‏یار هستم، به شرطى که قصد صلح
را داشته باشد تا یاریش نمایم.

 

پس هنگامى‏که راه صداقت را به انحراف کشاندى، پس دیگر هیچ
رابطه‏اى بین ما نیست که نیست.

امام فخر رازى متوفّاى 606 ه .ق پس از بیان اجداد امامزاده یحیى، از
فرزندان او یاد مى‏کند تا این‏که یکى از نوادگان وى را به نام السیّد الأجل
عمادالدین على بن محمّد بن یحیى بن أبی منصور هبه‏اللّه‏
معرّفى مى‏نماید و
همین مطلب را نیز مروزى در کتابش عنوان نموده است.[16]

بیهقى، تداوم نسل امامزاده یحیى را نیز از یک فرزند او به نام
السیّد الأجل جلال‏الدین محمّد یاد مى‏کند و مى‏نویسد که وى در شوال سال
499 ه .ق به دنیا آمده و در شب پنج‏شنبه هشتم ذى‏القعدة سال 539 ه .ق
وفات یافته است.

و تعداد فرزندان محمّد بن یحیى را نیز دو پسر ذکر نموده که عبارتند از؛

1 ـ السیّد الأجلّ الکبیر العالم عمادالدین أبوالحسن على که نقابت طالبیّه
را در بیهق به‏عهده داشت.

2 ـ رکن‏الدین الحسن که او نیز نقابت سادات را به عهده داشت و در روز
دوشنبه 21 ربیع‏الأول سال 543 ه .ق وفات یافته است.[17]

منظور از بیان این مطالب آن است که یحیى بن هبه‏اللّه‏، اول: یکى از
شخصیّت‏هاى برجسته سادات علوى در خراسان بوده که به اتفاق تمام
علماى انساب در سبزوار وفات نموده است.

 

دوم: او نقابت سادات بیهق و نیشابور را به عهده داشته که پس از وفات
وى این منصب به فرزند او و نسل در نسل او انتقال داده شده است.

کما این که این مطلب را سیّد عبدالرّزاق کمونه در کتابش ذکر
نموده‏است.[18]، بنابر این تردیدى نیست که یحیى بن هبه‏اللّه‏ حسینى در
همین بقعه در سبزوار مدفون شده باشد، هم چنان که اکثر احفاد او در
سبزوار و نیشابور وفات یافته و غالب بقاع موجود در این دو شهر از آنِ همین
خاندان مى‏باشد که متأسفانه به فرزندان امام موسى کاظم علیه‏السلاممشهور
هستند.

 توصیف بارگاه امامزاده یحیى بن هبه‏اللّه‏ سبزوار

بناى امامزاده یحیى در نبش و محل تلاقى خیابان اسرار و بیهق شهر
سبزوار واقع شده است و آن چه به نظر مى‏رسد در ابتدا مقبره امامزاده یحیى
بناى ساده و حجره‏اى با چهار شاه‏نشین بوده که بعداً ایوان، و دو مناره، و گنبد
و حجراتى بر بناى اصلى مقبره افزوده‏اند و چون در وضع کنونى هیچ‏گونه
تاریخ و کتیبه و سنگ نوشته حاکى از بناى اوّلیه این مقبره در محل موجود
نیست. تاریخ ایجاد بناى حرم امامزاده و ابنیه مجاور آن بر همه نامعلوم
خواهد بود و حدس نزدیک به یقین این است که بناى مقبره مربوط به قرن
ششم هجرى باشد.

در بناى امامزاده یحیى سبزوار، بر اثر مرّمت‏هاى مکرّر هیچ‏گونه اثرى از

قرون قبل باقى نمانده و آثار قدیمى آن را ندانسته ضایع ساخته‏اند و تمامى آن
چه اکنون در روکار بناى امامزاده از کاشى و سنگ و آینه‏کارى و ضریح داخل حرم
و گچ‏کارى دیده مى‏شود  درِ قرن چهاردهم هجرى به‏وجود آمده است.

بقعه امامزاده، دو راهرو ورودى دارد؛ یکى از خیابان اسرار که راهروى
کوتاه است و دیگرى از خیابان بیهق که این راهرو دایرتر است و بیشتر مردم از
این درب که کفشدارى نیز دارد به زیارت امامزاده مى‏روند. راهرو خیابان
اسرار به ایوان مقبره و صحن کوچک آن منتهى مى‏شود که پس از آن به حرم
راه دارد و راهرو خیابان بیهق، قدرى درازتر و در ابتداى راهرو پس از عبور از
چند پله طرف راست راهرو، درب آهنى نصب شده که از آن جا به حرم
امامزاده مى‏روند.

بنا شامل حرم و گنبدى است که چهارده متر ارتفاع دارد و ایوان مزار
و یک حجره در جنوب ایوان و حجره دیگر در شمال حرم و دو مناره به ارتفاع
بیست و نه متر در دو طرفِ درب ورودى از خیابان اسرار واقع شده است و در
شمال بقعه صحن کوچکى است که در شمال حرم واقع است و شنیده شده
که براى توسعه صحن امامزاده پانصد متر مربع از کاروانسراى مجاور شمالى
صحن به وسیله مردم خریدارى شده و به همین زودى به امامزاده ملحق
مى‏شود.

حرم امامزاده در ضلع شرقى بنا واقع شده و شامل فضاى حرم و چهار شاه‏نشین
است که در وسط آن ضریح قرار گرفته که چند سال قبل ضریح چوبى آن برداشته و به
جاى آن ضریح ساخت اصفهان که از نقره و آب‏طلا است نصب شده است.

در بالاى ازاره حرم کتیبه‏اى است نوساز از کاشى خشتى که تمام اضلاع

حرم را دور مى‏زند و آیات سوره مبارکه نور را که از ابتدا ضلع غربى حرم شروع
کرده و در ضلع جنوبى و شرقى دور زده نوشته‏اند. خط این کتیبه ثلث با
کاشى سفید و زمینه لاجوردى و در آخر کتیبه خوانده مى‏شود (کاشى‏پز
محمّد تقى قدس ـ خدمت‏گزار مهدى حقیران ـ کاتب جواهر القلم) و ضلع
شمالى حرم حجره شمالى آن جاست و کتیبه‏اى ندارد.

بالاتر از کتیبه کاشى، تمام روکار دیوار و زیر سقف حرم و مقرنس‏هاى
زوایاى حرم را آینه‏کارى کرده و کف حرم نیز با سنگ سیاه نه درّه مشهد
فرش گردیده، و روى آن با قالى و قالیچه‏هاى نذرى مردم مفروش است و
روى هم رفته ازاره سنگى و کتیبه و آینه‏کارى و ضریح حرم، تمام نوساز و
جلوه خاصى به حرم امامزاده یحیى بخشیده است.

در پشت بام امامزاده در جنوب گنبد، روى دیوار کنار خیابان، نماى دو ستون
کاشى‏کارى مانند مناره کوچکى ساخته شده است و در شمال حرم رواقى بوده که
قسمت جنوبى آن ضمیمه فضاى حرم شده و بقیه رواق را حجره کوچکى به عرض
دومتر و بیست و پنج صدم و طول سه متر و بیست پنج صدم براى شمع‏خانه حرم در
نظر گرفته‏اند و در این محل وسایل حرم و شمعدان برنجى موجود مى‏باشد.

ایوان نزدیک حرم امامزاده را به تازگى با کاشى خشتى مزّین مى‏سازند و
داراى کتیبه‏هاى کوچک بر روى درگاه‏ها و کتیبه کمربندى در داخل ایوان
است و کاشى و خط این ایوان بسیار متوسّط و نصب کاشى‏ها هنوز در حال
بازسازى و تعمیر است.

دو مناره بلند بناى امامزاده در کنار خیابان اسرار واقع شده که تمام سطح آن
با کاشى نره الوان زینت یافته و تمام کاشى سردر بین دو مناره نیز کاشى خشتى

تازه است که در سال 1380 ه .ق ساخته شده و کاشى‏پز آن حاج یوسف قدس و
بناى سردر کار عبدالقیوم جان‏نثار است که نام این دو نفر در پایین کتیبه دو پایه
راهرو نوشته شده و ارتفاع ایوان شمالى چهارده متر و پنجاه صدم است.[19]

 

 

[1].  تاریخ بیهق: 46 .

 

[2].  بدایع الأنساب: 63 .

 

[3].  بدایع الأنساب: 94.

 

[4].  تاریخ قومس : 296.

 

[5].  تاریخ بیهق: 54 .

 

[6].  تاریخ بیهق: 54 ـ 55 ، آثار باستانى خراسان: 419 ـ 420.

 

[7].  آثار باستانى خراسان: 421.

 

[8]. ابوعبداللّه‏ الحاکم معروف به ابن البیع صاحب تاریخ نیشابور و تألیفات دیگر است.

 

[9].  شیخ محمّد الطبرسى سالها در سبزوار سکونت نموده و یکى از علماء بزرگ
شیعه است. قبر وى در مشهد در صحن امام رضا علیه‏السلام است.

 

[10].  تاریخ بیهق: 57 ، آثار باستانى خراسان: 421 ـ 422.

 

[11].  آثار باستانى خراسان: 422.

 

[12].  لباب الأنساب 2: 521 ـ 523 .

 

[13].  تاریخ نیسابور، المنتخب من السیاق: 747 ترجمه 1657.

 

[14].  معجم أعلام الشیعه 1: 494 ـ 495.

 

[15].  مجمع الآداب 2: 193 ترجمه 1311.

[16].  الشجرة المبارکة 187، الفخری: 86 .

 

[17].  تاریخ بیهق: 57 ـ 58 .

 

[18].  موارد الإتحاف 2: 194.

 

[19].  آثار باستانى خراسان 1: 408 ـ 415، دایرة المعارف تشیّع 2: 483، بناهاى
آرامگاهى: 221، بناهاى تاریخى خراسان: 77 ـ 78 .

 

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی