مزارات ایران و جهان اسلام

سایت علمی پژوهشی زیارتگاه های ایران جهان اسلام (امامزاده ، بقعه، آرامگاه، مقبره، مزار، گنبد، تربت، مشهد، قدمگاه، مقام، زیارت، معرفی عالمان انساب، کتابشناسی مزارات و زیارت و انساب

مزارات ایران و جهان اسلام

سایت علمی پژوهشی زیارتگاه های ایران جهان اسلام (امامزاده ، بقعه، آرامگاه، مقبره، مزار، گنبد، تربت، مشهد، قدمگاه، مقام، زیارت، معرفی عالمان انساب، کتابشناسی مزارات و زیارت و انساب

مزارات ایران و جهان اسلام
سایت علمی پژوهشی زیارتگاه های جهان اسلام (معرفی بیش از چهل هزار زیارتگاه)
جستجو



در اين وبلاگ
در كل اينترنت
آخرین نظرات
خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه وبسايت ایمیل خود را در کادر ذيل وارد نموده و دکمه ارسال به خبرنامه را بزنید. پس از تکميل مراحل ثبت نام و دريافت اولين ايميل از خبرنامه، روي لينک فعال سازي کليک نمائيد.

لطفا آدرس ايميل خود را وارد کنيد:

FeedBurner

طبقه بندی موضوعی

مطالب این پست:

بررّسى آرامگاه منسوب به یحیى بن زید علیهالسلام ورامین.

موقعیّت آرامگاه و علّت انتساب..

شخصیّت مدفون در بقعه کهنه گل ورامین.

نتیجه بحث..

توصیف بارگاه امامزاده یحیى ورامین.

 موقعیّت آرامگاه و علّت انتساب

این آرامگاه در محله معروف به کهنه گل در جنوب شرقى شهر ورامینِ و در نزدیکى مسجد جامع واقع است. که مجموعه‏اى از هنر وذوق معمارى، گچ‏برى، خطّاطى و کاشى‏کارى را در خود دارد که توصیف آنخواهد آمد.[1]

علّت شهرت شخصیّت مدفون در بقعه کهنه‏ گل ورامین به یحیى بن
زید علیه‏السلاممعلوم نیست. حتّى قول صریح و مدرک معتبرى از سوى علماى
انساب و مورّخان دیده نشده ‏است جز آن که در مبحث حالات یحیى بن
زید علیه‏السلام و تعیین دفن آن جناب، ضمن نقل اختلافاتى که در محل دفن او بین
علماى انساب راه یافته به این قول هم اشاره شد و ظاهراً این اشتباه از
مهاجرت یحیى بن زید علیه‏السلام به رى ناشى شده است که پس از آن به سرخس
رفته[2] و آن وقت در جوزجان افغانستان به شهادت رسیده است.

 

یا این که شهرت بقعه به یحیى بن زید علیه‏السلام را نشأت گرفته از گزارش
أبودلف باید دانست زیرا او مى‏نویسد: «چشمه على، نام چشمه‏اى در شهر رى
است که خود شخصاً دیدم مردم استفاده از آب آن را کراهت دارند و به فال
نیک نمى‏گیرند و بدان نزدیک نمى‏شوند، سبب را پرسیدم، پیرمردى از اهالى
آن سامان گفت: علّت آن است که شمشیرى که با آن یحیى بن زید
علیه‏السلام کشته
شد در این آب شسته شده است»[3]

از آن جایى که بقعه‏اى در شهر رى به نام یحیى علیه‏السلام بوده، لذا به جهت
عدم آگاهى به نام و نسب متوفّى به یحیى بن زید علیه‏السلامنسبت داده‏اند و سپس
ابودلف گزارش فوق را به ثبت رسانده است و گمان کرده که منظور یحیى بن
زید بن على بن الحسین علیه‏السلام است.

برخى نیز علّت انتساب بقعه را به یحیى بن زید علیه‏السلاممدفون بودن سر
مبارک آن حضرت در این مکان مى‏دانند و استدلال مى‏کنند که رسم بر آن
بوده که پس از کشتن مخالفان و داعیان علیه حکومت مرکزى، سر آنان را از
بدن جدا نموده و به جهت رعب و تنبّه مردم، آن را در شهرها و بلاد اسلامى
مى‏چرخاندند که در شهر رى پس از ورود، مردم آن سر را گرفته و در این
مکان دفن نموده‏اند.

گرچه این نوع توجیه براى قانع کردن عوام ساخته شده اما هیچ نوع

مدرک صحیح و معتبر بر آن اقامه نشده بلکه منابع تاریخى خلاف آن را ثابت
مى‏کنند، چه این‏که اگر سر مبارک یحیى بن زید علیه‏السلام به رى آمده باشد پس از
آن به‏طور قطع به مدینه ارسال شده و در دامن مادرش ریطه انداختند که او
با نگاهى تأثّرآمیز گفت:

«او را مدّت زیادى از من دور کردید و حال او را کشته به من هدیه
مى‏دهید. درود خدا بر او و پدرانش باد.»
[4]

سپس ولید بن یزید اموى مجلس جشن و سرورى ترتیب داد و مردم و
اشراف شام جهت تبریک نزد وى مى‏آمدند[5] و عاقبت سر مبارک را در دروازه
شهر شام به دار آویختند.[6] چون رسم بر آن بود که سر مخالف خلیفه را در مقرّ
خلافت نصب مى‏نمودند -کما این که در تاریخ همانند آن زیاد است- از این
رو این احتمال که سر مبارک یحیى بن زید علیه‏السلامکه در مسجد جامع اموى در
شام مدفون باشد بعید نیست و حال آن که به اشتباه شهرت به یحیى بن
زکریّا علیه‏السلامپیدا کرده و طبق نقل مورّخان آن نبىّ اعظم را در بیت المقدس به
شهادت رسانده و سر وى را نیز نزد پادشاه آن جا بردند.[7]

بنابر این به طور قطع شخصیّت مدفون در بقعه کهنه گل ورامین باید
یکى دیگر از سادات جلیل القدر و هم نام با یحیى باشد که به اشتباه و عدم توجّه
به مدارک مستند تاریخى به مرقد یحیى بن زید علیه‏السلام شهرت پیدا کرده است.

 شخصیّت مدفون در بقعه کهنه گل ورامین

 

خوشبختانه مدارک زیادى به نام و نسب و تاریخ شهادت شخصیّت
مدفون در این بقعه اشاره نموده‏اند که در زیر به آن اشاره مى‏شود:

ابوالفرج اصفهانى متوفّاى 356 ه .ق مى‏نویسد: «وقتل أصحاب عبداللّه‏ بن
عبدالعزیز، یحیى بن علی بن عبدالرحمن الشجری بن القاسم بن الحسن بن
زید بن الحسن
علیه‏السلام، وأمه بنت عبداللّه‏ بن إبراهیم بن محمّد بن عبداللّه‏ بن علی
بن عبداللّه‏ بن جعفر الطّیار بن أبیطالب علیه‏السلام، قتل بقریة من قرى الری».[8]

در ایّام خلیفه مهدى عباسى، اصحاب عبداللّه‏ بن عبدالعزیز حاکم رى در یکى از
قراى شهر رى یحیى بن على بن عبدالرحمن شجرى رابه قتل رسانیدند.

ظاهراً ابوالفرج اصفهانى این مطلب را از ابى نصر بخارى متوفّاى 341
ه .ق اقتباس نموده، اما پس از مراجعه به کتاب وى او على بن عبدالرحمن بن
القاسم نوشته، منتهى تصریح نموده که «هو المقتول بورامین فی ولایة
عبداللّه‏ بن عزیز أیّام المهدى و مشهده بورامین ظاهر»
[9] او در ورامین در
ولایت عبداللّه‏ بن عزیز در ایّام مهدى عبّاسى به شهادت رسید و مشهد و
بارگاه او ظاهر و آشکار است.

ظاهراً تصحیفى در استنساخ کتاب نَسب ابونصر بخارى صورت گرفته و
به این اشتباه، جمع کثیرى از علماى انساب تصریح نموده‏اند.[10]

علاّمه ابن طباطبا از اعلام قرن پنجم مى‏نویسد: «قتل بورامین یحیى بن
علی بن عبدالرحمن الشجرى، لاعقب له.»
[11]

 

در ورامین یحیى بن على بن عبدالرحمن شجرى حسنى به شهادت
رسید و فرزندى از او به جاى نماند.

وى در جاى دیگر از کتابش اشاره مى‏کند که یحیى در دروازه شهر رى با
قاسم بن على بن اسماعیل بن حسن بن زید بن حسن علیه‏السلام به شهادت
رسیده، و نسلى ندارد و نام مادرش علیّه نوه حضرت جعفر الطّیار علیه‏السلاماست.[12]

ابوالحسن عمرى نسّابه، از اعلام قرن پنجم مى‏نویسد: «یحیى المقتول
مع الکوکبى بقزوین أیّام المهتدى و قبره بسواد الرى، مات عن ولد إسمه
أحمد».
[13] یحیى بن على بن عبدالرحمن الشجرى، به همراه کوکبى در قزوین
در زمان مهدى عبّاسى به شهادت رسید و قبرش در سواد «روستاى» رى
است، او یک فرزند به نام احمد داشت.

مرحوم بیهقى، پس از ذکر نام و نسب و نام مادر امامزاده یحیى مى‏نویسد:

«قتل بقریة من قرى الری و قبره بها، و ما صلّى علیه أحد، وکان یوم قتل
ابن خمس وأربعین سنة.»
[14]

یحیى در قریه‏اى از قراى شهر رى به شهادت رسید و قبرش در آن
جاست. او 45 سال داشت و کسى بر جنازه او نماز نخواند و همان طور دفن
شد.

همین قول را سید کیاء گیلانى در کتاب خود ذکر نموده[15]، و مرحوم

نمازى به نقل از شیخ عباس قمى رحمه‏الله تاریخ شهادت وى را در سال 255 ه .ق
نوشته است.[16]

 نتیجه بحث

پس از قیام حسن بن زید علوى در طبرستان، جمعى از سادات در شهر
رى به طرفدارى حسن بن زید در سال 251 ه .ق قیام نمودند که از جمله آنها
محمّد بن جعفر بن حسن بن على بن عمر الاشرف بن على بن الحسین علیهم‏السلام
است که به دست عبداللّه‏ بن طاهر دستگیر و در نیشابور حبس شد و در آن جا
درگذشت.[17]

پس از آن احمد بن عیسى بن علی بن الحسین الأصغر بن علی
بن الحسین علیهم‏السلام، و بعد از آن حسین بن أحمد بن محمّد بن إسماعیل
بن محمّد الأرقط بن عبداللّه‏ بن علی بن الحسین علیه‏السلاممعروف به کوکبى بود
که در ناحیه زنجان و قزوین خروج نموده و سرانجام از طرف عمال
طاهریان منکوب شد.[18]

یحیى بن على بن عبدالرحمن الشجرى که سیّدى شریف، شجاع و زاهد

بود در خلافت مهدى عباسى با حسین کوکبى که ظاهراً در سال 255 ه .ق
بود به طرفدارى حسن بن زید علوى قیام نمودند. منتهى یحیى پس از
مبارزه، با حاکم رى عبداللّه‏ بن عزیز، در یکى از قراى آن شهر که امروز به آن
ورامین مى‏گویند به شهادت رسید، او در زمان شهادت 45 سال داشت و
کسى بر جنازه‏اش او نماز نخواند، و داراى یک پسر به نام احمد بوده است.
و بارگاه کنونى در روستاى کهنه گل ورامین به‏طور قطع از آن همین سیّد
حسنى است که با امامزاده یحیى مدفون در بقعه گنبد قابوس «جرجان
قدیم» که قوم، خویش بوده و عموى وى مى‏باشد.

جالب این که حاکم شهر رى پس از ایّامى کوتاه به دست سربازان حسین
کوکبى یا قاسم بن على دستگیر و روانه مقر حکومت حسن بن زید در آمل
مى‏شود، داعى دستور داد تا به تلافى قتل‏ها و خونریزهاى او وى را گردن
زدند.[19] بدین ترتیب انتقام خون امامزاده یحیى ورامین نیز گرفته شد.

بنابر این آن چه مى‏توان نتیجه گرفت که عدم مراجعه به کتب معتبر
انساب و تواریخ، باعث شده که نام و نسب شخصیّت مدفون در این بقعه،
سالیان سال به یحیى پسر زید شهید علیه‏السلاممعروف شود در حالى که اما چنین
نبوده و شخصیّت مدفون در این بقعه هم چنان که نسب آن گذشت یکى از
ساداتِ حسنى و هم نام با یحیى پسر زید علیه‏السلامبوده است.

 شرح حال پدر و برادران امامزاده یحیى ورامین

 

از تاریخ تولّد و وفات پدر امامزاده یحیى اطّلاع دقیقى در دست نیست،
جز این‏که علماى انساب محل سکونت او را در مدینه، و نام مادر وى را اُم
الحسن بنت حسن بن جعفر الخطیب بن حسن المثّنى بن امام حسن علیه‏السلام
نوشته‏اند و از او به عنوان «سیّداً متوّجهاً بالمدینة» یاد مى‏کنند و این حاکى از
آن است که وى به تقوى و دیانت در مدینه شهرت داشته است.[20]

علماى انساب تعداد فرزندان وى را 13 تن برشمرده‏اند که 9 نفر آنان
پسر و 4 تن دیگر دختر بوده و تداوم نسل وى را از سه فرزند او مى‏دانند که اسامى
پسران وى عبارتند از: یحیى شهید، قاسم شهید، محمّد [اولد بالمغرب]، على
شهید به دست جهینه، عبداللّه‏، عیسى، زید طبرى، ابوالفضل ناصر، و على. و
دختران نیز عبارتند از ، اُمّ على، فاطمة، خدیجه، اُمّ الحسن.[21]

عبیدلى نسّابه در رساله اسدیّه خود مى‏نویسد: «و عقب = نسل على بن
عبدالرحمن الشجرى، بسیار است و قضاوت و شیخ الإسلامى داشته‏اند، و از
او سه پسر است: ابراهیم، حسن، و زید».
[22]

در قسمت بررّسى بقعه امامزاده یحیى گرگان در همین کتاب برخى از
معارف خاندان وى معرّفى شده است به آن جا رجوع شود.

 توصیف بارگاه امامزاده یحیى ورامین

 

سبک معمارى مقبره امامزاده یحیى ورامین، شباهت زیادى به مسجد
جامع و مقبره علاءالدین شهر ورامین دارد.

بنا شامل یک اتاق مربع گنبددار است که دیوارهاى آن از خارج توسّط
یک سلسله اتاق‏هاى کوتاه متعلّق به دوره‏هاى بعد محصور شده است. «ژان
دیودافوا» که در سال 1881 م از این محل دیدن کرد، معتقد است که مقبره
برجى هشت گوش که اکنون از بین رفته ـ به دوره قبل از سلجوقى تعلّق
داشته و داراى طرح‏هاى آجرى و فاقد تزیین کاشى و سفال بوده است. وى،
مسجد را به دوره سلجوقى و امامزاده را به دوره مغول منتسب مى‏سازد.

به هنگام بازدید «زاره» که قبل از 1910.م صورت گرفته است، سر در
ورودى سقوط کرده بود. او مى‏نویسد: که برج هشت گوش در داخل،
طاقچه‏هاى مسطح و محراب گچى آبى رنگى داشته و نیز شبستان مربع
امامزاده، کاشى‏اى به تاریخ 1262م = حدود 612 ه .ق داشته است. در حال
حاضر، سر در، طاق‏ها و برج هشت گوش، همه از بین رفته‏اند.

دیولافوا از کاشى تزیینى محراب و ازاره اتاق و مقبره سخن مى‏گوید و
مى‏نویسد که قسمتى از آن برداشته شده و به فروش رفته است. عقیده او بر
آن است که کاشى‏کارى در دوره‏اى بعد از اتمام ساختمان، به جاى تزیینات
اوّلیّه آن انجام شده است.

ساختمان از خارج مربع، از داخل، هشت گوش است و در گوشه‏ها و زوایا
طاقچه دارد. دیوار محراب در زمان بعد با آجرکارى پر شده است. ازاره اتاق تا
ارتفاع 85/1 مترى از تزیینات اولیه عارى شده؛ ولى در ناحیه میانى دیوار و
طاق، کتیبه گچى و در سطح پاطاق، فنول‏هاى گچ‏برى عالى وجود دارد و

سطح پاطاق با مقرنس کارى و گچبرى پر شده است.

در مورد اتاق و تزیینات آن چهار تاریخ ذکر شده است.

«بازل» در حاشیه گچ‏برى، سال 707 ه .ق را خوانده است. محرابى از
کاشى که تصوّر مى‏شود متعلّق به این بنا باشد، داراى تاریخ 663 ه .ق است.
تعداد زیادى از کاشى‏هاى ستاره‏اى این بنا که اکنون در مجموعه‏هاى
مختلف محفوظ است، متعلّق به سال 1261 تا 1263.م است. سنگ قبرى
که از کاشى و به شکل محراب است و تصوّر مى‏رود که متعلق به این بنا باشد،
تاریخ 705 ه .ق را دارد. از این اطّلاعات به نظر مى‏رسد بتوان تاریخ ساختمان
و تزیینات آن را به دست آورد.

احتمالاً کالبد این ساختمان متعلّق به دوره مغول باشد. اندازه آجرها
(22 سانتیمتر مربع)، استعمال طاقچه‏هاى عمیق گوشه‏اى، تقسیم ازاره
دیوار نزدیک کف به چند باریکه، توپى‏هاى ته آجرى نماى خارجى دیوار و
وجود یک سلسله فرو رفتگى روى نماى خارجى گنبد، همه از خصوصیّاتى
است که در بیشتر ابنیه دوره مغول دیده مى‏شود تا در دوره سلجوقى.

در مورد کاشى‏هاى ستاره‏اى بسیارى که به این بنا نسبت داده مى‏شود،
به طور مسلّم، دیولافوا آنها را در ازاره بنا دیده است و از تطبیق سبک و اندازه
و نوع کتیبه و قطعات داراى تاریخ مى‏توان تعداد زیادى از آنها را شناخت و
معلوم کرد که متعلّق به این ساختمان هستند.بدین ترتیب مشخص مى‏شود
که ازاره‏هاى اتاق در این بنا داراى پوششى مرکّب از کاشى‏هاى ستاره‏اى و
کاشى‏هاى نیلى جلادار بوده که یک در میان قرار داشته‏اند. درست بالاى
سطح عمودى اصلى ازاره، حاشیه دیگرى است که کمى فرو رفته و باریکه‏اى

به ارتفاع 45 سانتى متر تشکیل مى‏دهد و ممکن است که این حاشیه،
کتیبه‏اى از قطعات کاشى یا گچ‏برى برجسته داشته است.

دیولافوا، محرابى از کاشى در محل خود دیده است. مالک فعلى محراب
مى‏گوید که مالک ثروتمند قریه، آن را به پاریس آورده و فروخته است.
زاره، اولین دانشمندى است که از این محراب نام برده و آن را به امامزاده
یحیى ورامین نسبت مى‏دهد. عرض این محراب 28/2 متر و کمتر از عرض
ناحیه تیغه شده دیوار است که 60/2 متر است و مسلّماً محرابى از آن جا
برداشته شده است.

نقوش محراب عبارتند از یک نغول فرو رفته مرکزى با طاق سه برگه و
چراغ آویزان در مقابل آرایش شاخ و برگ و کتیبه‏اى به خط شکسته که در
بالاى کتیبه افقى قرار دارد. دور این قسمت را نغول سه گوش شیروانى
شکلى مانند قاب قرار گرفته است و در طرفین، نیم ستون برجسته قرار داد.
در نغول سه گوش، کتیبه‏اى به خط شکسته و در رأس طاق و زوایاى آن نقش
گل و بوته دیده مى‏شود. در حاشیه طرفین نیز باریکه کتیبه‏دارى وجود دارد.
این نغول سه گوش در میان نغول سه گوش بزرگ‏ترى واقع شده که رأس و
زوایاى طاق آن، کتیبه و نقوش گل و بوته دارد. کلیّه این قسمت‏ها در داخل
قاب مستطیل شکلى که مقطع آن تو خالى است و روى آن، کتیبه‏اى به خط
شکسته با لبه‏اى که حاشیه گل و بوته دارد، قرار گرفته است.

اگر تاریخ این محراب، 663 ه .ق بنا شده به‏طور قطع تعمیرات بعدى سال
707 ه .ق خواهد بود. دیولافوا مى‏گوید بر روى قبرى در داخل ساختمان،
کاشى وجود داشته است. سنگ قبر محراب شکلى که تاریخ آن 705 ه .ق

است و اکنون در موزه آرمیتاژ قرار دارد که داراى عبارتى مبنى بر این سنگ
براى مقبره امامزاده یحیى ساخته شده و ضمناً حاوى امضاى دو نفر از افراد
خاندان کاشى‏ساز معروف کاشان است. بدین ترتیب مى‏توان تصوّر کرد که بنا
کمى بعد از ساخته شدن، در اواسط قرن سیزده میلادى، با کاشى‏هاى
ستاره‏اى و متقاطع تزیین شده و تقریباً نیم قرن بعد، تزیین آن با گچ‏برى
دیوارهاى بالا و سنگ قبر محراب شکل ـ که روى تابوت قرار داده شده ـ
تکمیل شده است.

بناى امروزى امامزداه داراى طرح مکعب مستطیل شکلى با گنبد آجرى
به شیوه شلجمى به صورت مضرس است که ایوان کفش کن آن در سمت
شمال حرم قراردارد، داخل ایوان، به موجب چند بند کشى مُهرى که از زیر
گچ خارج شده، داراى تزییتاتى بوده که متأسّفانه بر اثر تعمیرات غلطى که در
آن صورت گرفته، تماماً زیر لایه‏اى از گچ مستور شده‏است، تا آن جا که ایوان
به شکل بنایى ساده در آمده است. با عبور از یک درچوبى نسبتاً جدید
مى‏توان به داخل فضاى بقعه راه یافت. حرم به صورت کثیرالاضلاعى هشت
ضلعى است که بر روى چهار کنج آن، چهار اشکفت مقرنس کارى شده با
قوس جناغى بر پا شده است. در این قسمت از بنا، گذشته از گچ‏برى‏هاى
تزیینى و یک ضریح چوبى خانه مربع و بند کشى مُهرى و هشت پنجره
مشبّک و هشت پنجره کور و ازاره‏اى به ارتفاع 20/1 متر با کاشى‏هاى منقّش
به شاخ و برگ به ابعاد 60×32 سانتى متر، داراى کتیبه‏اى به خط ثلث
برجسته است که گرداگرد حرم و اطراف جاى محراب ربوده شده آن دور
مى‏زند. این کتیبه با یک حدیث از پیامبر اکرم صلى‏الله‏علیه‏و‏آلهآغاز مى‏شود و دنباله آن با

سوره جمعه تا «ذلک فضل اللّه‏» ادامه پیدا مى‏کند و سپس با قسمت مهمى از
آن که حاکى از بناى بقعه به وسیله ابومحمّد در تاریخ 707 ه .ق است، پایان
مى‏پذیرد. این کتیبه چندان قدمتى ندارد.[23]

 

 


[1].  ورامین در قلمرو هنر واندیشه: 40.

 

[2].  أنساب الأشراف2: 27، مقاتل الطالبّیین: 146 ـ 147، سفینة البحار 2: 531 ،
الشافی: 1: 190، تاریخ ابن خلدون 3: 130، تاریخ الطبری 8: 265 ـ 266، الأعلام 8: 146، مروج الذهب 3: 236، الکامل فی التاریخ 5: 271.

 

[3].  سفرنامه ابودلف: 75، تاریخ تشیّع در ایران 1: 392.

 

[4].  تذکرة الحمدونیّه9: 240، عمدة الطالب: 190 ـ 191، بدایع الأنساب: 63 .

 

[5].  الإمامة والسیاسة 2: 151.

 

[6].  أنساب الأشراف: 275.

 

[7].  نور العین: 52 .

 

[8].  مقاتل الطالبیّین: 530 ، تاریخ تشیّع در ایران: 397؛ نور الآفاق: 70 ـ 71.

 

[9]. سرّالسلسلة العلویّة: 22، مستدرکات علم رجال الحدیث 5: 396 ، تتمّة المنتهى: 258.

 

[10].  مناهل الضرب: 140، عمدة الطالب: 91 .

 

[11].  منتقلة الطالبیّه: 345.

 

[12].  منتقلة الطالبیّه: 142، الکواکب المشرقه 3: 682.

 

[13].  المجدى: 32 .

 

[14]. لباب الأنساب 1: 418.

 

[15].  سراج الأنساب: 47.

 

[16].  تتمّة المنتهى: 258، مستدرکات علم رجال الحدیث 5: 396.

 

[17].  مقاتل الطالبیّین: 490، مروج الذهب 2: 186، تتمّة المنتهى: 250، جنبش زیدیّه
در ایران: 74.

 

[18].  مقاتل الطالبیّین: 490 ـ 491، مجمل فصیحى 1: 328 حوادث سال 251 ه .ق
جنبش زدیه در ایران: 74، الفهرست: 343، تاریخ جنبشهاى مذهبى در ایران 2: 480، تاریخ تشیّع در ایران 1: 397، بدایع الأنساب: 24.

 

[19].  تاریخ هزار ساله ایران: 101.

 

[20].  الفخری: 144 ـ 145، المجدی: 32، عمدة الطالب: 91 ـ 110، المعقبیّن: 73.

 

[21].  تهذیب الأنساب: 122، المجدی: 32، لباب الأنساب1: 556 ، 774، الشجرة
المبارکة 72، مناهل الضرب: 140 ـ 151 ـ 152، تحفة الأزهار 1: 160 ـ 161، الأصیلى: 136.

 

[22].  رساله اسدیّه: 22 .

 

[23].  ورامین در شهرهاى ایران: 252 ـ 234، پژوهشى در باره طهران دوّم، مجله هنر
و مردم، شماره 175، سال 1356، 54 ـ 51 ، سرزمین ما: 301 ـ 300، معمارى ایران در عصر ایلخانان: 191 ـ 119، تاریخ اجتماعى ورامین: 144 ـ 147، تاریخ ورامین: 28، بناهاى آرامگاهى: 222 ـ 223.

 

نظرات  (۱)

اقا خیلی ممنونوم از سایت خوبتون....

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی