مزارات ایران و جهان اسلام

سایت علمی پژوهشی زیارتگاه های ایران جهان اسلام (امامزاده ، بقعه، آرامگاه، مقبره، مزار، گنبد، تربت، مشهد، قدمگاه، مقام، زیارت، معرفی عالمان انساب، کتابشناسی مزارات و زیارت و انساب

مزارات ایران و جهان اسلام

سایت علمی پژوهشی زیارتگاه های ایران جهان اسلام (امامزاده ، بقعه، آرامگاه، مقبره، مزار، گنبد، تربت، مشهد، قدمگاه، مقام، زیارت، معرفی عالمان انساب، کتابشناسی مزارات و زیارت و انساب

مزارات ایران و جهان اسلام
سایت علمی پژوهشی زیارتگاه های جهان اسلام (معرفی بیش از چهل هزار زیارتگاه)
جستجو



در اين وبلاگ
در كل اينترنت
آخرین نظرات
خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه وبسايت ایمیل خود را در کادر ذيل وارد نموده و دکمه ارسال به خبرنامه را بزنید. پس از تکميل مراحل ثبت نام و دريافت اولين ايميل از خبرنامه، روي لينک فعال سازي کليک نمائيد.

لطفا آدرس ايميل خود را وارد کنيد:

FeedBurner

طبقه بندی موضوعی
۲۸ شهریور ۹۳ ، ۰۶:۱۵

امامزاده هارون - کرزان

 

بقعه این امامزاده در انتهاى روستاى کرزان، میان باغات گردو، در یک صد مترى رودخانه کرزان رود و حدود 10 کیلومترى شمال باخترى تویسرکان قرار دارد.

شالوده بنا از خشت و گل ساخته شده و به نظر مى‏رسد متعلّق به اواخر دوره صفویّه باشد. بقعه زیر نظر میراث فرهنگى و گردشگرى و با سرمایه دکتر یحیى جلیلوند مرمّت گردیده است. نماى خارجى بقعه با آجر تزیین شده و از سه جهت، توسّط درى به داخل حرم راه مى‏یابد. بقعه از سوى غربى، همکف و تنها یک پلّکان با سطح صحن ارتفاع دارد. امّا از سمت شرق به جهت شیب تندى که به سوى رودخانه دارد، به اندازه چهار پلّکان و قریب به یک متر از سطح صحن مرتفع مى‏ باشد.

این بناى زیبا و باشکوه به صورت مربّع و به ابعاد 10×10 متر است که درِ آن از جانب شمال باز مى‏شود که در طرفین آن، دو سکّو جهت نشستن قرار دارد. داخل بقعه به صورت هشت ضلعى مى‏باشد و در هر یک از اضلاع آن طاق‏نمایى به عمق حدود یک متر طرّاحى شده و اخیرا با سنگ مرمر تزیین گردیده است. گنبد بنا به صورت کلاه‏خودى بلند با  ساقه‏اى به ارتفاع تقریبى 5/2 متر مى‏باشد که در آن چهار پنجره جهت نورگیرى تعبیه شده است.
ارتفاع گنبد از پشت بام حدود پنج متر است که نماى خارجى آن ایزوگام
شده و نماى داخلى آن پس از گچ‏برى، نقّاشى زرد دارد.

قبر امامزاده به اندازه چهل سانتى‏متر از کف بقعه بالا آمده و در دو طبقه
ساخته شده است و ضریح نقره‏اى آن در دستور کار اوقاف قرار دارد. زمین
زیارتگاه بیش از پنج هزار متر مربّع است که به صورت گورستان عمومى از آن
استفاده مى‏شود. در جنوب بقعه، علاوه بر دو در، که یکى به زایرسرا راه
مى‏یابد، درى نیز به پشت بام بقعه تعبیه شده است. به اعتقاد اهالى،
شخصیّت مدفون در بقعه، هارون بن موسى علیه‏السلام، برادر امام رضا علیه‏السلام مى‏باشد.
امّا این ادّعا به اثبات نرسیده است. آقاى فرهنگ گلشائیان معتقد است که،
نسب امامزاده: هارون بن احمد بن موسى علیه‏السلام مى‏باشد. امّا این اعتقاد صحیح
نیست و احمد بن موسى علیه‏السلام که معروف به شاه چراغ است؛ فرزندى به نام
هارون نداشت. از طرفى، اگر منظور او هارون بن احمد بن موسى المرقع ابن
امام جواد علیه‏السلام باشد، باز هم براى احمد بن موسى المرقع علیه‏السلامفرزندى به نام
هارون گزارش نشده است.

هارون بن موسى علیه‏السلام

هارون، فرزند دیگر امام موسى کاظم علیه‏السلام است، که مادرش اُمّ ولد (کنیز)
بود.[1]ابوالحسن عمرى نسّابه براى او هشت فرزند قایل شده و مى‏نویسد:
اسامى آنان محمّد، احمد، زینب، اُمّ‏عبداللّه‏، فاطمه، اُمّ‏جعفر، موسى و دو
فرزند که بعد از او به دنیا آمدند که یکى به نام هارون بود که در کودکى وفات
یافت و دیگرى به نام زینب صغرى است.[2]به گفته نسب‏شناسان، نوادگان
او در شهرهاى رى، قم، بخارا، نیشابور، بلخ، دامغان و یمن سکونت
داشته‏اند و تداوم نسل او تنها از فرزندش احمد است.[3]

 

وى سیّدى جلیل القدر و شریف بود.[4]متأسّفانه، از تاریخ تولّد و وفات
او در کتب معتبر انساب و تراجم ذکرى به میان نیامده است. تنها برخى از
مورّخان متأخّر، از هجرت او به ایران صحبت کرده‏اند و در محلّ دفن او نیز
اختلاف نموده‏اند.

باقر شریف قریشى مى‏نویسد: «مأموران مأمون الرشید او را تحت فشار
قرار دادند و با او درگیر شدند که به مجروح شدن وى انجامید. ناچار او از
شهر و دیار خود گریخت و به روستاها و مناطق کشاورزى پناهنده شد. مردم
او را معالجه و مداوا کردند و آن‏گاه که مأموران او را شناختند، او را در همان
جا به قتل رساندند.»[5]

برخى نیز مى‏نویسند که، وى به همراه خواهرش حضرت فاطمه
معصومه علیهاالسلامبه همراه بیست و دو تن از علویان جهت دیدار برادرش
حضرت على بن موسى الرضا علیه‏السلام به مرو عزیمت کرد و در پىِ دستور
ممانعت مأمون از حرکت این کاروان، مأموران به قافله یورش برده و در این
نبرد وى مجروح مى‏شود و سرانجام به قتل مى‏رسد.[6]در این جا به بررسى
مزارات منسوب به هارون بن موسى علیه‏السلام مى‏پردازیم.

امامزاده هارون اصفهان: علاّمه سیّد ضامن بن شدقم، ضمن توصیف
«جابربن محمّدبن جریر مدنى حسینى» متوفّاى اواخر قرن دهم یا اوایل قرن
یازدهم، مى‏گوید: وى داخل اصفهان شد و در همین شهر از دنیا رفت و
دفن گردید.[7]

مؤلّف «انوارالمشعشعین» از بعضى کتب انساب نقل کرده است که، قبر
هارون بن موسى علیه‏السلامدر اصفهان است. از سیّد علاّمه نسّابه امیر محمّد قاسم
سبزوارى، در برخى از تألیفاتش نقل کرده است که، مزار هارون را در جایى
جز اصفهان نیافتم.[8]

این امامزاده هم‏اکنون در محلّه گلبهار اصفهان، در پیچ و خم بازار کهنه و
مقابل مسجد على علیه‏السلامواقع شده و از مقابر بسیار قدیمى اصفهان مى‏باشد که
در عهد صفویّه رونق داشت و ساختمان آن از آثار باستانى اصفهان
بشمار مى‏رود.

نسب وى نزد مورّخان به اختلاف ذکر شده است برخى او را هارون بن
محمّد بن زید بن حسن بن جعفر بن امام جواد
علیه‏السلام مى‏دانند و نیز گویند، آن
جناب در زمان معتصم خلیفه عبّاسى 227 ه.ق در اصفهان به شهادت
رسیده است، لکن باید بدانیم که براى امام جواد علیه‏السلام فرزندى به نام جعفر
ذکر نکرده‏اند.

در نسب این امامزاده اختلاف زیاد وجود دارد. مؤلّف میزان الانساب[9]
معتقد است که، او هارون بن على از اولاد و احفاد حضرت هادى علیه‏السلاممى‏باشد.
عدّه‏اى هم گفته‏اند[10]هارون بن محمّد بن زید بن الحسن و دسته دیگرى او را
هارون بن موسى بن جعفر علیه‏السلام دانسته‏اند[11]و احتمال مى‏رود که او، هارون بن
اسحاق کوکبى بن حسن بن زید بن امام حسن
علیه‏السلام باشد.[12]در تاریخ سلطانى
نوشته شده است که[13]او، هارون بن محمّد بن احمد بن جعفر بن هارون بن
امام موسى
علیه‏السلاممى‏باشد.

مؤلّف «جامع الانساب» به نقل از تاریخ سلطانى، نسب او را چنین
مى‏نویسد: هارون بن محمّد بن احمد بن جعفر بن هارون بن موسى علیه‏السلام. شاید
منظورش «ابوعبدالله هارون» صاحب الاحوال الحسنه باشد که او در یمن
وفات نموده و نسل او در آن جا سکنى گزیدند. وانگهى تداوم نسل هارون بن
موسى علیه‏السلامتنها از احمد فرزند اوست، از این رو احتمال فوق از سوى مؤلّف
تاریخ سلطانى اشتباه است. مرحوم آقامیرزا محمّدباقر چهار سوقى، امامزاده
هارون ولایت را نبیره امام هادى علیه‏السلام نام برده است. برخى هم گفته‏اند که، این
بزرگوار از اولاد و احفاد حضرت امام حسن مجتبى علیه‏السلامو نسبش هارون بن
محمّد بن زید بن امام حسن علیه‏السلام است، که مشروح این احتمالات در مصدر
ذیل مى‏خوانید.[14]

 

امامزاده هارون ساوه: در ده کیلومترى ساوه در میان قریه طریز ناهید و
دهکده رضاآباد، بقعه‏اى است که به زعم مردم، قبر هارون بن موسى علیه‏السلام
است. آنان مى‏گویند: بعد از تفرقه سادات به وسیله سپاه عبّاسیان، با
جراحات زیادى داخل زراعات قریه ورزنه شد و به زمین افتاد و در حال
اغماء بود که شخص زارعى در حین سرکشى به زراعات خود آن جناب را
دیده، به عمّال مأمون که او را جست و جو مى‏کرده‏اند خبر داده و دشمن را
بر سر آن حضرت مى‏آورد و فورا به قتلش مبادرت مى‏نماید.[15]

عدّه‏اى بر این باورند که، شخصیّت مدفون در این آرامگاه احتمالاً هارون،
فرزند بلافصل امام کاظم علیه‏السلام است.[16]از جمله کسانى که این بقعه را به مدفن
«هارون بن موسى علیه‏السلام» نسبت مى‏دهند، عبّاس فیض است. او مى‏نویسد:

علاّمه نسّابه امیر محمّد قاسم سبزوارى چنین آورده است که، هر چند که
من مقبره هارون بن امام کاظم علیه‏السلام را نیافته‏ام، ولى علماى انساب مدفن او را
جز در اصفهان تعیین نکرده‏اند.

از آن جایى که «عَدَمُ الْوجدان لایَدلُّ عَلى عَدَمِ الْوُجود» و با توجّه به
اینکه دهکده طریز ناهید جزء ساوه اصفهان بوده است، مى‏توان گفت
مقصود علماى انساب از اصفهان همین عمارت باشد که در منتهى‏الیه خاک
اصفهان قرار داشت و چون قم در سال 189 به عنوان شهرى مستقل شناخته
شد، این قریه هم تابع آن گردید. بنابراین مقدمات، هیچ گونه مانعى ندارد که
مدفون در این گنبد را همان هارون فرزند بلافصل امام کاظم علیه‏السلامبخوانیم.[17]

قطع نظر از اینکه ساوه بخشى از اصفهان به شمار مى‏آمده یا نه، باید
اذعان نمود که قبرى که علماى انساب آن را متعلّق به هارون مى‏دانند،
هم‏اکنون در اصفهان مشهور به «هارون ولایت» است که در جاى خود به
شرح آن پرداخته‏ایم. ولى آنچه که موجب شده است تا عدّه‏اى قبر هارون بن
موسى را در ساوه بدانند. ماجراى همراهى او با خواهرش «فاطمه کبرى»
مشهور به حضرت معصومه علیهاالسلام در عزیمت به مرو مى‏باشد. براساس این
نظریّه، در پى دستور ممانعت مأمون از حرکت کاروان حضرت معصومه علیهاالسلام،
مأموران در منطقه ساوه به قافله هجوم مى‏برند و «هارون بن موسى» در این
نبرد مجروح و سرانجام به قتل مى‏رسد؛[18]که این موضوع صحّت ندارد.

آنچه که موجب سست شدن و بى‏پایه بودن این نظریّه شده است،
گزارش‏هایى مى‏باشد که آشکار مى‏سازند دست کم هیچ یک از برادران
حضرت معصومه علیهاالسلام در این سفر با وى همراه نبوده‏اند.

ذبیح‏اللّه‏ محلاّتى نیز مى‏نویسد: «قبر امامزاده هارون بن موسى علیه‏السلام در ده
کیلومترى شهر ساوه است.»[19]امّا این ادّعا صحیح به نظر نمى‏رسد و به
احتمال قوى، این مکان مدفن امامزاده سیّد هارون بن موسى بن ابراهیم
الاصغر بن امام موسى کاظم
علیه‏السلام باشد؛[20]زیرا فرزند برادر او اسحاق بن
ابراهیم بن موسى بن ابراهیم الأصغر بن موسى بن جعفر علیه‏السلام در شهرستان
ساوه مى‏زیست و اینک در این شهر داراى گنبد و بارگاه مجلّلى دارد.[21]از
این رو احتمال قوى داده مى‏شود که، عموى سلطان اسحاق، هارون در این
مکان مدفون باشد.

 

امامزاده هارون شهریار: بقعه‏اى دیگر در روستاى کرد امیر شهرستان
شهریار به هارون بن موسى علیه‏السلام منتسب است که از هیچ اعتبارى برخوردار
نیست و به طور قطع، شخصیّت مدفون در آن باید ابوالحسین هارون الاقطع
بن حسین بن محمّد بن هارون بن محمّد بن قاسم بن حسن بن زید بن امام
حسن
علیه‏السلام باشد؛ زیرا ضمن اینکه ابن طباطبا از هجرت او به شهر رى خبر
داده[22]و شهریار نیز در گذشته جزو رى بزرگ محسوب مى‏شد، ابوالحسن
عمرى نسّابه نیز مى‏نویسد:

«پدرم گفته که وى در شهررى بوده و مادرش نیز اهل شهررى بوده است.
او مکنّى به ابوالحسین و پدربزرگ دو امام زیدى به نام الشریف السیّد الفقیه
العدل ابوالحسین احمد بن الحسین بن هارون الاقطع و برادرش السیّد یحیى
هارونى است.»[23]

ابن عنبه از علماى نسب شناس قرن نهم هجرى نیز ورود و هجرت
«هارون الاقطع» را به شهر رى تأیید کرده و توضیحاتى درباره احفاد
او مى‏دهد.[24]

مرحوم بدایع نگار در کتاب خود از هجرت، وفات و دفن او در شهر رى
خبر داده است؛ امّا محلّ دقیق دفن او را به جهت عدم اطّلاع از این مزار ذکر
نمى‏کند.[25]بنابراین، جاى هیچ شکّى نیست که مزار کنونى در روستاى کرد
امیر شهریار از آنِ همین سیّد جلیل‏القدر حسنى و جدّالائمّه الزیدیّه
طبرستان باشد. شاهد این گفتار، مزار تاریخى این امامزاده است که متعلّق به
قرن ششم و هفتم هجرى است که اخیرا به شکل زیبایى بازسازى شده
است.[26]

امامزاده هارون کاشان: در محلّه پنجه شاه کاشان، بقعه و بارگاهى قرار
دارد که داراى صحن وسیع است و گنبد و مأذنه بلندى در آن وجود دارد که
مشهور به زیارت هارون بن موسى علیه‏السلاماست. در داخل ضریح دو قبر وجود
دارد که مى‏گویند، قبر دیگر از آنِ فرزندش محمّد است.[27]

عبدالرزّاق کمونه در این باره چنین مى‏نویسد: در کاشان، قبر هارون بن
امام موسى کاظم علیه‏السلامواقع است. سیّد على روضاتى در «جامع الانساب» از
تاریخ کاشان و شیخ عبدالرحیم ضرّابى در «مزارات کاشان» نقل کرده‏اند که،
یکى از مزارات کاشان مرقد هارون بن موسى بن جعفر در محلّه پنجه شاه
است و کنار آن قبرهایى از خاندان پیامبر صلى‏الله‏علیه‏و‏آله به چشم مى‏خورد.[28]

امّا صاحب مستدرکات علم رجال الحدیث، درباره این قول تردید دارد و
احتمالى داده که با برخى از قراین سازگار است. او مى‏نویسد: «له مزار
معروف فى کاشان و لعلّه منسوب الى جدّه فیتّحد مع هارون بن موسى بن
اسماعیل بن موسى
علیه‏السلام». [یعنى:]«در کاشان مزار معروفى منسوب به اوست
و شاید منسوب به جدّش شده باشد، [یعنى شخص مدفون را با اینکه در او
واسطه است به جدّ اعلاى او امام موسى کاظم علیه‏السلام منسوب نموده و سلسله
نسب را حذف و ساقط کردند] و متّحد با هارون بن موسى بن اسماعیل بن
موسى علیه‏السلام(که از روات احادیث بوده و از پدر و جدش چند روایت نقل
نموده است) باشد.»[29]

این نظر با بعضى قراین سازگار است؛ زیرا برادر او على بن موسى بن
اسماعیل
در ایّام خلیفه معتزّ عبّاسى در رى قیام کرده بود و از سوى «عبداللّه‏
بن عزیز» عامل طاهر بن عبدالله دستگیر شد و به سر من رأى (سامرا)
فرستاده و محبوس گردید و در زندان وفات یافت.[30]بنابراین، بعید به نظر
نمى‏رسد که هارون بن موسى بن اسماعیل بن موسى علیه‏السلام در جریان قیام برادر
خود حضور داشته و پس از زخمى شدن در کاشان، که دارالمؤمنین بوده،
پناه آورده و وفات یافته و بعدها هارون بن موسى بن اسماعیل بن موسى علیه‏السلام
به هارون بن موسى علیه‏السلامتبدیل و تحریف شده است.

امامزاده هارون طالقان: مرحوم تفرشى معروف به بدایع‏نگار درباره مزار
امامزاده هارون بن موسى علیه‏السلام طالقان مى‏نویسد: «در تکیه طالقان بقعه دارد و
گویند پسر امام موسى علیه‏السلام است. واللّه‏ اعلم.»[31]

ظاهرا این قول از شهرت بیشترى برخوردار مى‏باشد و آمده است: وى
پس از زخمى شدن در یکى از روستاهاى تکیه «طالقان» از دنیا رفته و در
همان جا به خاک سپرده شده است. در سال 853 ه.ق هم براى او بقعه‏اى
ساخته شده و روى ضریح آن نوشته‏اند: «این قبر امامزاده سلطان هارون بن
سلطان اتقیاء و امام اولیاء موسى کاظم علیه‏السلام مى‏باشد.»[32]

 

بنابراین محتمل است، وى از جمله همراهان احمد بن موسى علیه‏السلام و یا
حمزة بن موسى علیه‏السلاممدفون در شهررى باشد که پس از درگیرى با مأموران
حکّام محلّى مجروح شده و به طالقان پناه آورده و در آن جا وفات
نموده باشد.

باید یادآور شد، که مزارات دیگرى به نام هارون بن موسى علیه‏السلام در دیگر
شهرهاى ایران وجود دارد که بررسى همه آنان در حیطه این کتاب نیست و
خوانندگان محترم را به جلد 17 و 18 دایرة المعارف بقاع متبرّکه
ارجاع مى‏دهیم.

شخصیّت مدفون در این بقعه

چنان که تویسرکان سابق، محل سکونت سادات حسنى بود، بعید نیست
این آرامگاه نیز متعلّق به یکى از سادات حسنى باشد. علاّمه نسّابه ابن
طباطبا از اعلام قرن پنجم هجرى، ابوالقاسم یحیى بن ابى الحسن على بن
حسین الاحول بن هارون الاقطع بن حسین بن محمّد بن هارون بن محمّد
البطحانى بن قاسم بن محمّد بن زید بن امام حسن مجتبى
علیه‏السلام را به عنوان
«التاجر بهمدان»  علیه‏السلام یعنى از تجّار شهر همدان یاد مى‏کند.[33]او صاحب
چهار برادر به اسامى طاهر، زید، هارون و ابوالقاسم حمزه بود. به اعتقاد ما،
شخصیّت مدفون در این بقعه، هارون بن ابى‏الحسن على بن حسین الاحول
مذکور است که سیّدى جلیل القدر، عظیم الشان و بسیار بزرگوار
بوده است.[34]

 

امام فخر رازى و ابوطالب مروزى و عمیدى نسّابه، فرزندان على بن
هارون الاقطع را در اهواز و همدان ذکر نموده و مى‏گویند که، على در آمل
مى‏زیسته است. ظاهرا نام حسین الاحول بین على و هارون از قلم
افتاده است.

امامزاده سیّد هارون، دو عموى بزرگوار به نام‏هاى ابوالحسین احمد و
ابوطالب یحیى داشت که از بزرگان و مشاهیر فقهاى طبرستان به شمار
مى‏رفتند و در دیلم قیام پرشورى را پى‏ریزى کردند که آوازه آن تا اصفهان،
رى، جبل و خراسان کشیده شد. این خاندان در قرن پنجم از موقعیّت
ممتازى برخوردار بودند. بعید نیست که پس از وفات سیّد ابوطالب یحیى،
امامزاده هارون به منطقه جبل تویسرکان مهاجرت نموده و در همین شهر
وفات یافته باشد.

 

 

 

[1]- المعقّبین: 88، تحفه‏العالم 2: 33، بحارالانوار 48: 386، تحفه‏الأزهار 3: 393، عمده‏الطالب: 260، ارشاد 2: 244، الکواکب المشرقه 3: 623، المجدى فى انساب الطالبیّین: 107، تهذیب الأنساب: 165، الشجره‏المبارکه: 114، الأصیلى: 196، الفخرى فى انساب الطالبیّین: 22-23، سراج الأنساب: 83.

 

[2]- المجدى فى الانساب الطالبیّین: 107.

 

[3]- تهذیب الانساب و نهایة الاعقاب: 165، الشجره‏المبارکه: 114،عمده‏الطالب: 261-260،سراج الانساب: 83، الاصیلى فى انساب الطالبیّین: 196، المجدى فى انساب الطالبیّین: 108،
الفخرى فى الانساب: 22-23.

 

[4]- بدر فروزان: 55.

 

[5]- حیاه‏الإمام موسى بن جعفر 2: 435، فرزندان امام موسى بن جعفر: 27.

 

[6]- زندگى سیاسى هشتمین امام: 214.

 

[7]- مشاهد العتره‏الطاهرة: 13، آرامگاههاى خاندان پاک پیامبر: 27.

 

[8]- بدر فروزان: 55-56، انوار المشعشعین 2: 206.

 

[9]- میزان الانساب: 47، مؤلّف آثار ملّى اصفهان مى‏نویسد: «برخى انتساب او را به خاندان نبوّت و ولایت مورد تردید قرار داده و احتمال داده‏اند که، از بزرگان یهود باشد.» وى براى گفته خود مدرکى ارایه نمى‏کند؛ با این حال مى‏نویسد: «ولى اغلب نویسندگان و طبقات عامّه تقریبا انتسابش را به خاندان رسالت و ولایت محرز مى‏دانند و در کیفیّت انتساب او اختلاف دارند.» ن.ک. ابوالقاسم رفیعى مهرآبادى، آثار ملّى اصفهان: 777.

 

[10]- میزان الانساب: 47.

 

[11]- میزان الانساب: 47.

 

[12]- منتهى الآمال 2: 263.

 

[13]- رجال اصفهان: 192.

 

[14]- جامع الأنساب 1: 56-61، تاریخ تشیّع اصفهان: 392، آثار ایران 2: 50، آثار ملّى اصفهان:
777 و 784-785، دائره‏المعارف تشیّع 2: 48، اصفهان: 148-149، تاریخ اصفهان و رى: 221، تاریخچه ابنیه تاریخى اصفهان: 128،  تذکره‏القبور یا دانشمندان و بزرگان اصفهان: 106، گنجینه آثار تاریخى اصفهان: 360-364، بناهاى آرامگاهى: 217، هنر ایران 4: 250-246.

 

[15]-  گنجینه آثار قم 2: 147-150، جامع‏الانساب 1: 56،  بحارالانوار 48: 284، دائره‏المعارف
تشیّع 2: 479.

 

[16]- گنجینه آثار قم 2: 50-147، گزارش‏هاى باستان‏شناسى در ایران: 14-313.

 

[17]- گنجینه آثار قم 2: 147.

 

[18]- زندگى سیاسى هشتمین امام: 214.

 

[19]- اختران تابناک 1: 537.

 

[20]- المجدى فى انساب الطالبیّین: 24، کشف الأستار 1: 57.

 

[21]- الشجرة المبارکة فى انساب الطالبیّه: 96.

 

[22]- گنجینه آثار قم 2: 137. الشجرة المبارکه: 97،  الفخرى: 11، بدایع الأنساب: 12.

 

[23]- منتقله‏الطالبیه: 155.

 

[24]- الفصول الفخریّه: 603، عمده‏الطالب: 92-93، سراج الأنساب: 37.

 

[25]- بدایع الأنساب: 62.

 

[26]- الدّره‏الذهبیه فى اکمال منتقله‏الطالبیة 2: 186-187، مشاهیر امامزادگان ایران 2: 394.

 

[27]- تاریخ کاشان یا مرآت القاسان: 429-430، آثار تاریخى شهرستانهاى کاشان و نطنز:
165-169، جامع‏الأنساب 1: 176، ستارگان فروزان: 99، فهرست بناهاى تاریخى و اماکن باستانى ایران: 187، دائره‏المعارف تشیّع 2: 479-480، بناهاى آرامگاهى: 216-217، امامزادگان معتبر ایران: 37.

 

[28]- آرامگاههاى خاندان پاک پیامبر: 221-222.

 

[29]- مستدرکات علم رجال الحدیث 8: 127 و 15815 و 128: 15817.

 

[30]- مقاتل الطالبیین: 439، النفحه‏العنبریة: 89،  الفخرى: 15، الشجره‏المبارکه: 89.

 

[31]- بدایع الانساب: 62.

 

[32]-  زندگانى حضرت موسى بن جعفر: 260، ناسخ التواریخ 3: 54، فرزندان موسى بن جعفر:28.

 

[33]- منتقلة الطالبیه: 347.

 

[34]- الشجرة الطیّبه 1: 5.

 

نظرات  (۱)

 کنید.

مرداویج بن زیار بن وردان‌شاه گیلی[۱][۲] (همچنین: مرداویج جیلی[۳])، بنیادگذار سلسله زیاری در سده چهارم هجری / دهم میلادی است. وی پایه‌های حکومتی را پی نهاد که فرمان‌روایانش میان سال‌های ۳۱۶ تا ۴۳۵ هجری/ ۹۲۸ تا ۱۰۷۷ میلادی بر بخش‌هایی از سرزمین‌های گرگان، قومس، طبرستان، دیلم، گیلان، قزوین، ری، اصفهان و خوزستان فرمان راندند. مرداویج خواهرزاده خود ابوالکرادیس را با لشکر بسیار به فتحهمدان گسیل داشت. حکومت همدان از طرف خلیفه بهابوعبدالله محمدبن خلف واگذار شده بود و او عده‌ای از لشکریان خلیفه را در اختیار داشت. در نبردی که میان این دو نیرو درگرفت مردم همدان به سبب ناخرسندی از سپاه گیل و دیلم به یاری عامل خلیفه شتافتند، در نتیجه سپاه مرداویج شکست خورد و خواهرزاده او همراه چهارهزار تن دیگر به قتل رسیدند. پس از کشته شدن ابوالکرادیس بازمانده سپاه مرداویج بازگشتند. وی برای انتقام از مردم ری با سپاهی عازم همدان شد و آن‌جا را به تصرف درآورد و گروه بی‌شماری را به سبب کمک به نماینده خلیفه کشت. بنابه روایت مسعودی، در نخستین روز نبرد در حدود چهل هزار مرد کشته شدند. کشتار سه روز به درازا کشید و شهر نیز تاراج گشت. مرداویج پس از گشوده شدن شهر، خون مردم را مباح کرد و به زنان‌شان دست یازید و هرکه را در شهر بود نابود کرد. تاجایی که گفته‌اند فرمان داد تا بند پاجامه هر یک از کشته‌های دیلمی را بردارند و سی‌هزار بند پاجامه گرد آمد. فریاد این بیداد به بغداد رسید و مقتدر، خلیفه عباسی در سال ۳۱۹ هجری/۹۳۱ میلادی سپاهی به فرماندهی هارون بن غریب به جنگ مرداویج فرستاد، ولی این سپاهیان در محلی میان قزوین و همدان شکست خوردند.هارون بن غریب که شاید علت گم نامی او و در دست نبئودن اطلاعات دقیق از منابع عرب شکست و مرگ او باشد در سال ۳۰۸ هجری شورش بغداد را سرکوب کرد. در ۳۱۶ هجریقرامطه را قلع و قمع کرد و سر جدا شده ۱۷۰ نفرشان را با خود به بغداد برد. در ۳۱۹ هجری در برابر مرداویج زیاری جنگید و در نبرد همدان شکست خورد،،دوست عزیز احتمال می دم هارون مدفون در همدان که منتسب به نام شریف امام زاده هستند همین هارون باشند،،البته نیاز به بررسی کارشناسی دارد

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی