مزارات ایران و جهان اسلام

سایت علمی پژوهشی زیارتگاه های ایران جهان اسلام (امامزاده ، بقعه، آرامگاه، مقبره، مزار، گنبد، تربت، مشهد، قدمگاه، مقام، زیارت، معرفی عالمان انساب، کتابشناسی مزارات و زیارت و انساب

مزارات ایران و جهان اسلام

سایت علمی پژوهشی زیارتگاه های ایران جهان اسلام (امامزاده ، بقعه، آرامگاه، مقبره، مزار، گنبد، تربت، مشهد، قدمگاه، مقام، زیارت، معرفی عالمان انساب، کتابشناسی مزارات و زیارت و انساب

مزارات ایران و جهان اسلام
سایت علمی پژوهشی زیارتگاه های جهان اسلام (معرفی بیش از چهل هزار زیارتگاه)
جستجو



در اين وبلاگ
در كل اينترنت
آخرین نظرات
خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه وبسايت ایمیل خود را در کادر ذيل وارد نموده و دکمه ارسال به خبرنامه را بزنید. پس از تکميل مراحل ثبت نام و دريافت اولين ايميل از خبرنامه، روي لينک فعال سازي کليک نمائيد.

لطفا آدرس ايميل خود را وارد کنيد:

FeedBurner

طبقه بندی موضوعی
۲۶ شهریور ۹۳ ، ۱۶:۳۷

امامزاده ابراهیم ـ بردى دهلران

بقعة باشکوه این امامزاده، در هفت کیلومترى شرق شهر زرّین‏ آباد از توابع شهرستان دهلران، در روستاى بردى، بر روى تپّه‏ اى مشرف بر رودخانة همیشه جارى میمه، و در 180 کیلومترى جنوب شرقى ایلام واقع است. ساختمان امامزاده یکى از بناهاى بسیار قدیمى و منحصر به فرد است که برخى آن را متعلّق به دورة سلجوقیان و عدّه‏اى به دوران هلاکوخان مغول نسبت مى‏دهند.

بناى فوق در جهت شمالى جنوبى به طول 23 متر و عرض 60/19 متر است. ایوان و سردر ورودى در ضلع شمالى بنا قرار دارد. در ضلع شرقى نیز یک ایوان ورودى کوچک‌تر و در طرفین آن‏ها دو پنجره قرار دارد. در اضلاع غربى و جنوبى بنا، سه پنجره دیده مى‏شود. در ضلع شمالى در طرفین ایوان ورودى، دو مناره و در طرفین آن، دو رواق قرار دارد. ایوان ورودى به عرض 10/4، عمق 80/2 متر و ارتفاع هفت متر و از بدنة بنا به طول 85/4 متر است. گنبد بر فراز یک چهار طاقى که در وسط بنا قرار دارد ایجاد شده است. در اطراف این چهار طاقى یک شبستان با هشت گنبد کوچک قرار دارد. گنبد به صورت دو پوش بوده و چهار نورگیر به عرض هفتاد سانتى‏متر و ارتفاع 40/1 متر در گردنة استوانه‏اى گنبد پوشیده شده است. سکوى مقبره، در وسط بنا و در زیر گنبد دو پوش به طول، عرض و ارتفاع 1×1×2 متر قرار دارد. گنبد اصلى بنا در پشت بام، حدود 10 متر ارتفاع دارد که 60/3 متر آن را گردنة استوانه‏اى گنبد تشکیل مى‏دهد. در قسمت بالاى گردنة گنبد، فاصلة بین گردنه و گنبد، یک کتیبه با آیاتى از قرآن به صورت کمربندى دور تا دور آن را در بر مى‏گیرد. تمامى نماى بیرونى گنبد با کاشى‏هایى از نقوش اسلیمى گل و بوته پوشیده شده است. هشت گنبدى که فاصلة بالاى شبستان را پوشش مى‏دهند با ارتفاع حدود 5/1 متر از سطح پشت بام قرار دارند.

بقعه، داراى گنبد هرمى (رک) به قطر پنج و ارتفاع هفت متر مى‏باشد که در سال 1373 با همکارى میراث فرهنگى، آجرنماکارى گردیده است. اصل بنا به شکل مربّع و به ابعاد 15×14 متر است که داراى چهار مدخل به داخل حرم مى‏باشد. در میان اتاق مرقد، با استفاده از چهار فیل‌پوش به هشت ضلعى و با کمک طاق‏نماها، گنبد بنا را بر آن استوار ساخته‏اند که از داخل به صورت عرقچینى و از خارج هرمى است. کنار این زیارتگاه، قبر بى‏بى زینب، خواهر سیّد ابراهیم و پسرش سیّد حسن بن ابراهیم داخل حرم مطهّر قرار دارد که بناى گنبددار کوچکى مى‏باشد و در سال 1375 هـ. ش توسّط ادارة اوقاف ایلام مرمّت گردید.

بر اساس شهرت محلّى، سیّد ابراهیم فرزند امام محمّد باقر (معرّفى شد و براى آن احترام فوق العاده‏اى قایلند.
بنابر گویش محلّى کردى امامزاده ابراهیم، سوراهم خوانده مى‏شود و فرزند سیّد ابراهیم را پیراهم (پیر محمّد) مى‏خوانند که امروزه سیّد محمّد خوانده مى‏شود.

این بنا به شمارة 7978 و در تاریخ 17/12/1381 به ثبت آثار ملّی و تاریخى رسیده است.

براى روشن شدن این ادّعا، نگاهى به شرح حال ابراهیم فرزند امام محمّدباقر (مى‏اندازیم.

یکى از فرزندان امام محمّدباقر ‰، ابراهیم نام داشت که مادرش اُمّ‏حکیم دختر اسید بن مغیرة بن اخنس بن شریف ثقفى بود.

مادر اُمّ‏حکیم نیز اُمّ زید دختر عبداللَّه بن عمر بن خطّاب بود. بنابراین وى از طرف مادرى به خلیفه دوّم، عمربن خطّاب نسب مى‏رساند. مادرش اُمّ‏حکیم، دوّمین همسر امام محمّدباقر ‰، پس از اُمّ فروه دختر قاسم بن محمّد بن ابى‏بکر است که براى امام محمّد
باقر (دو فرزند به نام ابراهیم و عبیداللَّه آورد. بنابراین، ابراهیم پس از امام جعفر صادق (به دنیا آمده، و سوّمین فرزند امام باقر (و برادر تنى عبیداللَّه و برادر اَبَوینى امام صادق (است.

علماى انساب و اکثر مورّخان بزرگ، مى‏نویسند: «مات صغیراً و هو درج» «ابراهیم در حیات پدر بزرگوارش وفات یافته و فرزندى نداشته است.»

مرحوم شیخ عبّاسى قمّى (دربارة وى مى‏نویسد: «ابراهیم و عبیداللَّه که از اُمّ‏حکیم بودند و هر دو در ایّام حیات پدر بزرگوارشان وفات کردند.»

فضل بن روز بهان روایتى نقل مى‏کند که او پس از وفات پدر، دعوى امامت شیعه داشته و امام جعفر صادق (با او مباحثاتى داشته است. ظاهراً او ادّعاى امامت بر شیعیان عبداللَّه افطح بن امام جعفر صادق (را که پس از وفات پدرش صورت گرفته و احتجاج امام موسى کاظم (در بین اصحاب و شاگردان پدر بزرگوارش را اشتباه گرفته است.

تولّد ابراهیم را در مدینه و وفات او را نیز در همین شهر باید دانست. با وجود آن‏که اجماع مورّخان و علماى بزرگ انساب در وفات او در زمان حیات پدر و عدم داشتن نسل و فرزند براى ابراهیم مى‏دانند، امّا آقاى سیّد حسین حسینى زرباطى از برخى از مشجّرات محلّى و کتب غیر معتبر انساب براى آن حضرت چهار فرزند به نام‏هاى؛ یعقوب، رجب، مطلّب و محمّد قائل شد که آثار جعل در آن هویداست.

علاّمه نسّابه سیّد جعفر اعرجى شدیداً با این قول مخالفت نموده و مى‏نویسد:

«أن نسل مولانا الباقر (منحصر بالصادق ‰‏لاعقب له من غیره باجماع العلماء و هذه الدعوة قد حدّثت بعد التسعمائة و انّها لم یکن فى ایّام صاحب العمده والا لنبّه علیهم کما نبّه على غیر هم من الادعیاء الکذابین

[یعنى:] «همانا نسل امام محمّد باقر (منحصر به
امام صادق (است. هیچ نسلى از آن حضرت به جز امام صادق (به اجماع علماى انساب، باقى نمانده است و این ادّعا بعد از 900 سال واقع شده و حتّى در زمان صاحب کتاب عمدة الطالب، متوفّاى 828 هـ. ق، نبوده و گرنه او به
آن اشاره مى‏کرده، کما این‏که بر دیگر دروغ‏گویان مدّعى
اشاره کرده است.»

بنابراین از نقل قول‏هاى فوق چنین استفاده مى‏شود که ابراهیم فرزند سوّم امام محمّد باقر (در کودکى و در زمان حیات پدر بزرگوارش در مدینه وفات یافته و هیچ فرزندى نیز نداشته است؛ چه رسد به این‏که با 4000 نفر به قم مهاجرت کند و به دست حاکم این شهر به شهادت رسیده باشد ] چون مزاری در منطقة سیروی قم است که به فرزند امام باقر (منسوب است[.

با وجود آن‏که نظرات علماى انساب بر وفات ابراهیم بن امام محمّد باقر (در زمان حیات پدر اجماعى است و این به خاطر سکونت آن حضرت در مدینه است، لذا مى‏توان ادّعا نمود که ابراهیم در همین شهر وفات یافته و به طور قطع، در بقیع به خاک سپرده شده است. امّا در بعضى از شهرها قبرهایى به آن حضرت منسوب است که به آن اشاره مى‏شود.

شیخ ذبیح‏اللَّه محلّاتى در کتاب اختران تابناک قبر آن حضرت را در روستاى سلیم‏آباد قم مى‏داند.

حسن براقى در کتاب آثار تاریخى شهرستان‏هاى کاشان و نطنز، امامزاده را در جهت غربى مسجد قاضى آران معرّفى مى‏کند و مى‏نویسد: «در کنار مسجد بقعه‏اى است وسیع با صندوق چوبى بزرگ و با خطّ ظریف بر لوحه برنجى که روى آن نوشته شده: امامزادگان به نام شاهزاده على و ابراهیم و از بانوان زینب خاتون و اُمّ سلمه از فرزندان و منسوبان امام محمّد باقر (مدفون هستند. تاریخ (1280 هـ. ق)

بر لوح سنگى دیگر که بر دیوار بقعه نصب گردید، چنین نقر شده است: پنج امامزاده منسوب به امام محمّدباقر (واقع در جنب مسجد جامع آران به سعى جمعى از مؤمنین فى تاریخ 1050 هجرى تعمیر گردید. (خمسین بعد الف).»

آقاى سیّد حسین زرباطى پس از نقل این دو آرامگاه، مى‏نویسد: «ولکنّه لا ذاک القبر الذى فى قم ولا هذا الذى فى آران» «به تحقیق، نه آن قبرى که در قم و نه این قبرى که در آران وجود دارد از آنِ ابراهیم بن امام محمّدباقر (نیست.»

او پس از ردّ قول بالا مى‏نویسد: «قبر آن حضرت در کوه‏هاى پشتکوه، در شرق شهر زرّین‏آباد، از توابع استان ایلام، در 6 یا 7 کیلومترى از آن واقع است. قبر سیّد ابراهیم داراى گنبدى هرمى باشکوه وبزرگى است که داراى صحن وسیع و در آن صحن صورت دو گنبد است که گویند قبر فرزند و بعضى از احفاد آن حضرت در زیر آن دو گنبد مدفون مى‏باشند. قبر وى مزار معروفى در منطقه است و هیچ شکى در آن نیست. گویند، سیّد محمّد فرزند ابراهیم و سیّده زینب، خواهر امامزاده ابراهیم در این بقعه مدفون مى‏باشند.»

سیّد مهدى رجایى این دیدگاه را تلقّى به قبول نموده و قول زرباطى را در کتاب خود ذکر مى‏کند.

از آن جایى که علّامه سیّد جعفر اعرجى نسّابه، خود اهل پشتکوه ایلام است و مزار مذکور را از نزدیک دیده و مى‏شناخته، شدیداً با این دیدگاه مقابله مى‏کند و مى‏نویسد: «انّ قوماً فى جبال بیات و دشت میسیان، بین‌ها و بین الصیمرة قوم یخاطبون بالشرف، و هم ینتسبون الى ابراهیم بن محمّدالباقر (و عندهم مشهد یزعمون انه قبر ابراهیم المذکور، و انّهم من نسله، و انت خبیران نسل مولاناالباقر (منحصر بالصادق (لاعقب له من غیره باجماع العلماء و هذه الدعوه قد حدثت بعد التسعمائة، و انّما لم یکن فى ایّام صاحب العمدة، و الا لنبه علیهم کما نبّه على غیر هم من الادعیاء الکذابین...»

«همانا در کوه‏هاى بیات و دشت میسیان که بین آن و صمیرم واقع شده، گروهى خود را به ابراهیم بن محمّدباقر (نسب مى‏رسانند و نزدشان آرامگاهى است که گمان مى‏کنند آن قبر از آن ابراهیم مذکور است و ایشان از نسل اویند.

همانا نسل امام محمّد باقر (منحصر به امام صادق (است. هیچ نسلى از آن حضرت به جز امام صادق (به اجماع علماى انساب باقى نمانده است و این ادّعا بعد از 900 سال واقع شده و حتّى در زمان صاحب کتاب عمدة الطالب متوفّاى 828 هـ. ق نبوده و گرنه او به آن اشاره مى‏کرده، کما این‏که بر دیگر دروغ‏گویان مدّعى اشاره کرده است.»

سیّد جعفر اعرجى در کتاب دیگر خود نیز این قول را مردود مى‏داند و مى‏نویسد: «و من انتسب الى‏الباقر (من غیر الصادق (فهو مفتر کذّاب. وفى الجبال قوم یخاطبون بالشرف و هم ینتسبون الى ابراهیم بن محمّدالباقر (و هم مبطلون فى نسبتهم هذه و و أظن و اللَّه اعلم انهم ولد ابراهیم‏الاعرابى بن محمّد السیّد بن على‏الزینبى، فالبسوامرهم و غیّروا نسبتهم والافهم کذابون ادعیا لاحظ لهم فى النسب واللَّه المستعان.»

«و کسى که خود را منتسب به امام باقر (از غیر امام صادق (بداند، او افترا زننده و دروغ‏گوست. در منطقه جبال، گروهى خود را منسوب به ابراهیم بن محمّد باقر (مى‏کنند، نسبت آنان باطل است و گمان مى‏کنم و خداوند داناتر است که آنان فرزندان ابراهیم اعرابى بن محمّدالسیّد بن على‏الزینبى [بن عبداللَّه الجواد بن جعفرالطیّار بن ابى‏طالب (] هستند که نسب ایشان اشتباه شده و آن را تغییر دادند. وگرنه آن‏ها دروغ‏گویان مدّعى هستند که نسب ایشان باید ملاحظه شود وبه خداوند کمک مى‏جویم.»

بنابراین معلوم مى‏شود که تمام این سه مزار و مزار امامزاده ابراهیم سیرو قم اصلى نداشته و ادّعایى بیش نیست و از طرفى اثبات هر کدام نفى دیگرى را در بر دارد و با وجود آن‏که ابراهیم بن محمّدالباقر (در مدینه وفات یافت،
اصولاً این چهار مزار از آنِ چهار شخصیّت دیگر است که
یقیناً داراى جلالت و علوّشان بوده‌اند که آرامگاهى براى
ایشان ساخته‏اند! اما متأسّفانه فقر منابع باعث شده که نسبشان بر ما مخفی بماند.

نظرات  (۵)

سلام و عرض ادب
آثار جعل چگونه در سخن آقای زرباطی مشهود است ؟(لطفا پاسخ دهید)

متشکرم
۲۳ آذر ۹۶ ، ۱۰:۰۴ سیدعلی الحسینی

به نام خدا :

مدتی قبل کتابى به نام هزار مزار شریف ایران نگارش دکتر محمد مهدی فقیه محمدی چاب ومنتشر گردید که نویسنده کتاب بحث خودرا در بررسی مزارها ونسبت آنها خلاصه نموده است ؛ وشکی نیست که این کار مورد تقدیر است زیرا موضوع بحث أمری جالب توجه ومهم وبسیار مورد نیاز است ، در عین حال وبه علت کمبود اطلاعات ومنابع، بحثی است مشکل وپیچیده وجنجال آفرین است ، که ورود در آن کار آسانی نمی باشد .

مطلبی که جلب توجه این جانب نمود همانا بررسی ایشان در بارۀ مزار امامزاده سید ابراهیم فرزند امام محمد باقر علیه السلام بوده وهمچنین انکار سیادت سادات منتسب به سید ابراهیم که سزاوار بوده است نگارنده با احتیاط بیشتری با این مسأله برخورد می کردند زیرا أصل سرنوشت فرزندان امام باقر علیه السلام در تاریخ به عنوان یک معما باقی مانده است وتا کنون یک جواب کافی وشافی برای آن در بوستان محققان دیده نشده است ، ودر میراث تاریخی موجود هیچ اشاره ای نسبت به زندگانی آنها وهمچنین سرنوشتشان دیده نمی شود با اینکه امام علیه السلام دارای فرزندان زیادی بوده از جمله امام صادق علیه السلام وعبد الله وعبید الله وعلی وإبراهیم وزید ، وآنچه که در زبان مؤرخان ونسابین بعد از قرن چهارم مشهور شده است مبنی بر اینکه فرزندان امام باقر علیه السلام همگی در حیات پدر از دنیا رفته أند یک مشهور بی اصل است که ریشۀ آن بر می گردد به قولی که در اوایل قرن چهارم توسط ابو نصر بخاری که در کتاب " سر السلسلة العلویة " مطرح کرده است وهیچ دلیلی برای اثبات قولش ذکر ننموده ، وقبل از آن زمان خبری از این قول مشهور نبوده ، بلکه دلیل قاطع بر خلاف گفته ابو نصر بخاری وبر مشهوری که از قول ایشان سرجشمه گرفته است وجود دارد که در همین بحث به برخی از آنها اشاره خواهیم کرد . 

خلاصۀ دلیل جناب آقای فقیه محمدی در خصوص انکار مزار سید ابراهیم وادعای فوت ایشان در حیات پدر وهمچنین انکار نسب طایفۀ کریمۀ سادات سید إبراهیم علیه الرحمه از این قرار است :

1 ـ إدعای إجماع نسب شناسان :

وی در ص19می نویسند: " علمای أنساب وأکثر مؤرخان بزرگ می نویسند مات صغیرا ابراهیم در حیات پدر بزرگوارش وفات یافته وفرزندی نداشته" ونیز می گوید : " با وجود اینکه اجماع مؤرخان وعلمای بزرگ أنساب در وفات أو در زمان حیات پدر وعدم داشتن نسل وفرزند برای ابراهیم می دانند .... الخ "

2 ـ استدلال به مخالفت نسابه  سید جعفر أعرجی که ایشان فرموده اند :" نسل مولانا إمام باقر(ع) منحصر بإمام صادق است (ع) بإجماع علما عقبی از غیر إمام صادق ندارد واین ادعا ـ یعنی ادعای سیادت سادات سید ابراهیم ـ بعد از سالهای نهصد به وجود أمده است ... "

سپس در ص21: این مطلب را تکرار می کند ومیگوید: " بنا بر این أز نقل قولهای فوق چنین استفاده می شود که إبراهیم فرزند سوم امام باقر (ع) در کودکی ودر زمان پدر بزرگوارش در مدینه وفات یافته وهیچ فرزندی نیز نداشته است چه رسد این که با 4000 نفر به قم مهاجرت کند ...." .

وباز همین مطلب تکرار می کند ومی گوید:" با وجود آن که نظرات علمای أنساب بر وفات إبراهیم بن إمام محمد باقر(ع) در زمان حیات پدر اجماعی است ..." . وبر همین أساس فرضیه دفن إیشان را در مدینه مطرح ، وآن را

مسلمات دانسته است .

در ص 22: باز به نظر سید جعفر أعرجی بر می گردد وچون ایشان أز أهل پشتکوه ایلام می باشد ، واطلاع بیشتری از این مزار دارد قول وی را جزو مسلمات تلقی نموده ودر ص23 : قول ایشان بر اینکه " من انتسب إلی الباقر (ع) من غیر ولده الصادق (ع) فهو قد کذب " تکرار نموده است واینکه ساداتی که خود را به ابراهیم بن محمد باقر(ع) منتسب می نمایند یا از فرزندان ابراهیم آعرابی می باشند یا مدعیانی دروغ گو که شانسی از نسب ندارند.

در رد این طرح غیر علمی دو جواب خواهیم داد ، یک جواب علمی مختصر ویک جواب مفصل  :

جواب مختصر آنست که :

أولا:ادعای اجماع در علم نسب أمرى است نادرست وهیچ حجیتی ندارد .

وثانیا : جناب آقای سید جعفر أعرجی(ره) در این خصوص دچار تردید شده است ، ودر این مسأله دو قول دارد ، که نمیتوان با این تردید از قول ایشان بعنوان دلیل استفاده کرد بنا بر این رأى جناب دکتر در مسألۀ زندگانی امام زاده ابراهیم ، وهمچنین منکر شدن نسب سادات سید ابراهیم ، قولى است بی دلیل ، بلکه دلایل وقرائنی بر خلاف آنچه که فرموده اند وجود دارد .

أما جواب مفصل :

باید دانست آنچه که در این کتاب مطرح شده است چیز جدیدی نبوده ، بلکه یک قول که از سابق مطرح بوده نقل نموده، وأمانت علمی در این نقل نیز مراعات نشده است ، زیرا هیچ اشاره ای به قولهای دیگر که یا بر خلاف ویا توقف در آن است ننموده ، تا لا أقل خواننده فریب نخورد وقول نگارنده را به عنوان تنها رأی مسلم تلقی ننماید ؟

خواننده به خوبی درک می کند که نویسنده (هزار مزار) در إنکار نسبت مزار به سید ابراهیم علیه الرحمه وانکار زندگی وی روی دو أصل ودلیل تکیه نموده که در

جواب مختصر بآنها اشاره شد وآن دو دلیل عبارتند از:

1ـ إجماع مؤرخان وعلمای نسب .

2 ـ قول آقاى سید جعفر أعرجی در باره مزار سید ابراهیم وسادات منتسب به إیشان .

اما دلیل أول ایشان (اجماع أهل نسب ) :

باید دانست که ادعای إجماع در مسائل نسبی مورد اختلاف معنی ندارد ، بلکه این ادعا عدم تثبت مدعی اجماع میرساند ، زیرا نسب دانان می دانند که علم نسب أساسا بر یک پایه اى محکم بنا نشده است وبا بررسی مصادر اطلاعاتی نسب شناسان بی أساس بودن ادعای اجماع ثابت خواهد شد زیرا منابع نسب شناسى در امور زیر خلاصه مى شود :

آ ـ بنا بر آنچه که معروف است کتاب " نسب آل ابی طالب " تألیف یحیی نسابه که متوفای سال 277 هج قمری است أولین کتابی است که مخصوصا در نسب سادات نوشته شده است ، یعنی بین نویسنده وزمان إمام باقر علیه السلام نزدیک دویست سال فاصله زمانی بوده است واین زمان شامل حدود پنج تا شش نسل می باشد که احتمال از قلم افتادن افرادی از اولاد إمام باقر(ع) ویا اخبار آنان وجود دارد . واین یک مسأله طبیعی است ، زیرا اگر امروز از هر کسی بپرسید آیا جد ششم یا هفتم شما چند برادر داشته ویا چند فرزند و از فرزندانشان چه اطلاعاتی دارید شاید یا هیچ اطلاعی نداشته باشد یا یک اطلاع ناقص که نمی توان روی آن حساب کرد . بنا بر این نخستین نوشته ای که در خصوص نسب سادات تألیف شده است وبعنوان نخستین مصدر به شمار رفته کتاب مذکور مى باشد .

ب ـ در زمان معتضد عباسی (279ـ289) ، أولین أنجمن برای طالبیان تشکیل ، ونقیب أشراف تعیین می گردد ، تا به أمر خلیفه از سادات ثبت نام شود . عده زیادی ثبت نام کرده اند وعده ای که از جور سلاطین به جاهای دور افتاده مهاجرت نموده بودند ، یا با دولت مخالف بودند

در این جراید (لیست ها ) ثبت نشدند .

این انجمنها یک مصدر دیگر برای نسب نویسان شد که عدم جامعیت آنها قابل انکار نیست ، ویک نگاه به قول أبو الفرج اصفهانی که در کتاب خویش " مقاتل الطالبیین " ص 565 ذکر نموده است مطلب را به خوبی روشن می گردد که این مصدر نیز جامع ومانع نبوده ، ایشان می نویسند :" هر کسی از طالبیین که بر خلاف راه خلفا بود ، خبرش مستور ، وأمرش مخفی ، ویادش محو می شد ".

ج ـ تلاش شخصی نسب شناسان نیز که خود مصدر جمع اطلاعات است محدود بوده وهیچ کسی از آنها ادعا ننموده اند که به تمام اطراف وأکناف دنیا رفته ویا تمام سادات زمان خویش را ثبت نموده باشنى ، بلکه سختی نقل وانتقال ونبود وسایل ارتباط جمعی این امکان واحتمال را از بین برده .

د ـ مهمترین منبع یک نسب شناس کتابهای است که در قرنهای بعد نوشته شده است که خود موجب تعدد آرا ، واختلاف نظرها شده است ، جایی که یک مورد در باره فرزندان أئمه أطهار علیهم السلام بدون اختلاف دیده نمی شود ، در باره فرزندان حضرت علی علیه السلام بین آنها اختلاف است ، همچنین در باره فرزندان إمام حسن وإمام حسین وإمام زین العابدین علیهم السلام ، وفرزندان إمام باقر علیه السلام از این قاعده مستثنی نبوده اند بنا بر این اجماعی که نویسنده کتاب ادعا نموده هیچ أساسی ندارد بلکه مشهوریست که بعد از قرن چهارم رواج یافته است وبا تلاش وسیعی که در این موضوع داشته ایم ، أصل محکم وقابل قبولی برای این مشهور پیدا نکردیم .

أما دلیل دوم إیشان :

یعنی أنچه که عالم نسابه سید جعفر أعرجی نوشته است باز مردود است زیرا آقای سید جعفر أعرجى در مسأله اولاد سید إبراهیم (علیه السلام) دو قول دارند :

قول أول : إمضای صحت نسب سادات منتسب به امامزاده ابراهیم بن محمد الباقر علیه السلام که بر یکی از مشجرات سادات سید ابراهیم به خط ومهر خود ثبت نموده ، وصورت آن را در کتاب بغیه الحائر ثبت نموده ایم که در آنجا می فرمایند :" ما این نسب را در کتاب شقائق النعمان فی أنساب قحطان وعدنان ذکر نموده ایم " .

قول دوم : در کتاب "مناهل الضرب " ذکر نموده واین نسب را انکار ورأی ابو نصر بخاری که مرجع تمام منکران ذریت أولاد إمام باقر می باشد انتخاب نموده ، عین عبارت ایشان را ملاحظه فرمائید :

سید أعرجی در کتاب مناهل می نویسد :" ومن انتسب إلی الباقر (ع) من غیر الصادق (ع) فهو قد کذب ... الخ .

وابو نصر بخاری در کتاب سر السلسله العلویه  اینگونه می نویسد : " وکل من انتسب إلی محمد الباقر (ع) من غیر ولده جعفر الصادق (ع) فهو کذاب دعی " . که با دقت در متن عبارات این دو عالم نسب به خوبی مرجعیت قول آقای أعرجی روشن می گردد . وخواهیم دید که آقاى أعرجی قول ابو نصر بخاری را بعینه در کتاب خود آورده

است .

ولی هم ابو نصر بخاری وهم آقای أعرجی دلیلى قابل قبول جهت اثبات این إنکار نیآورده اند ، تنها دلیل آنها این است که در کتب انساب یادی از سایر اولاد إمام باقر نیامده است . وما در رد این قول وباطل بودن آن مطالبی تقدیم مینماییم :

شکی نیست این دسته از منکران ، نسل سایر أولاد إمام باقر علیه السلام میگویند همۀ فرزندان امام باقر علیه السلام جز امام صادق علیه السلام در حیات پدر ودر کودکی وبدون ذریت از دنیا رفته اند واین یک قول بی اساس است ودلائل وقرائن زیادی بر خلاف آن وجود دارد : 

اول : این گونه إنکار موجب می شود که به طوایف زیادی از سادات که خودرا به سایر فرزندان إمام باقر علیه السلام منتسب مینمایند نسبت دروغ بدهیم ، بدون اینکه یک دلیل قاطع در میان باشد واین تهمت سزاوار نیست  از

هیچ إنسان عاقل وبا تقوائی سر زند چه رسد به یک عالم .

دوم ـ علمای سر شناس علم رجال أفرادی را از فرزندان إمام باقر علیه السلام که از جمله راویان حدیث بوده ذکر کرده اند که نام آنها در کتابهای نسبی نیامده است ، وأگر تنها کتاب های نسبی ملاک صحت انتساب فرزندان أئمه أطهار علیهم السلام قرار دهیم نباید علماى بزرگ علم رجال این اشتباه را مرتکب می شدند ، واین افراد را به امامان نسبت می دادند ، وأگر قول آنان صحیح باشد ، خود این یک خط بطلانی است بر قول ابو نصر بخاری وپیروانش به شمار می آید ، و از باب مثال نام برخی أز نوادگان امام باقر علیه السلام که در کتب رجال ذکر شده اند یاد آوری می کنیم  :

أ ـ محمد فرزند عبد الله فرزند إمام محمد باقر (ع) . که در کتابهای رجال شیخ طوسی ص 280، ومعجم رجال الحدیث آیة الله خوئی 16 / 245، تنقیح المقال 3/145 ، جامع الرواة 2 /144 ودیگر کتابهای رجالی ذکر شده است .

ب ـ اسماعیل فرزند عبد الله فرزند امام باقر (ع). که

در کتابهای : رجال طوسی ص 146 معجم رجال الحدیث خوئی 3 /152 ، أعیان الشیعة 3 /383 ،جامع الرواة 1 / 99 ، تنقیح المقال 1 / 139 ، مجمع الرجال 1 / 215 ودیگر کتب رجال آمده است .

ج ـ أم الخیر دختر عبد الله فرزند إمام باقر(ع) در کتابهای رجال شیخ طوسی ص 341، ورجال ابن داود ص 224، ومعجم رجال الحدیث 23 /175 ، جامع الرواة 2 /455 ودیگر کتابهای رجال  .

این أفرادی که نام برده ایم از نوادگان امام باقر وفرزندان عبد الله هستند ، که از جمله راویان حدیث بوده اند ، ولی خبری از آنها در کتابهای نسبی دیده نمی شود . وعلت آن اینست که غالبا نسب شناسان فقط به کتابهای نسبی مراجعه می کنند وچون کتابهای قدیم نسبی از این نام ها یادی نکرده لذا آنها را از قلم انداختند تا بالأخره منکر وجود آنها شدند .

د ـ أم الحسین فاطمه دختر عبد الله بن محمد باقر

علیه السلام که همسر عبد الله فرزند محمد بن عمر أطرف بوده همانگونه که فخر رازی در کتاب الشجرة المبارکة ص 190 وعمری در کتاب المجدی ص 281 ذکر کرده اند .

هـ ـ حمزة فرزند عبد الله بن محمد باقر علیه السلام که در کتابهای جمهرة أنساب العرب ص 59 و أنساب قریش ص 64 و تاریخ طبری ج 6/223 ومنتقلة الطالبیة ص 245 ذکر شده است .

حال این افرادی که بعنوان نمونه نام برده ایم به برکت روایاتی که نقل کرده اند ، نام آنها در کتابهای علم رجال ثبت شده ، و از فراموشی نجات یافتند ، پس در باره آنهایی که از روایت حدیث امتناع ورزیده یا از ستم ظالمان ترک وطن کرده وبه کوهها ومناطق دور افتاده مهاجرت کرده اند و از قلم علمای رجال ونسب شناسان افتاده اند چه بایست گفت؟ آیا میتوان با قاطعیت منکر شویم وادعای إجماع بر عدم وجودشان ویا بی دلیل مدعی اینکه

بی ذریت از دنیا رفته اند شویم ؟

تاریخ به هیچ کس إجازه نمی دهد که چنین ادعائی کند زیرا شواهد زیادی بر مظلومیت وپراکنده شدن فرزندان علی علیه السلام ارائه می دهد ، به همان ابو الفرج أموی که در زمان ابو نصر بخاری می زیسته است گوش دهیم ببینیم در این باره چه می گوید ، ایشان در کتاب مقاتل خود بعد از جستجوی وسیعی از سادات علوی وبیان سرنوشت أنان در صفحۀ 25 می نویسد : " ما منکر نیستیم که برخی از أخبار متاخران آنان به دست ما نرسیده باشد زیرا آنها در مشرق ومغرب زمین پراکنده گشته اند ودر دور دستها وسرزمین های دور افتاده ونامعلوم افتاده اند که به دست آوردن أخبار آنها در آن جاها برای ما امکان پذیر نیست " .

أما راجع به سید إبراهیم فرزند إمام باقر علیه السلام :

همۀ علما در این باره اتفاق رای دارند که بیشتر تاریخ نویسان چیزی در خصوص وی ننوشته اند جز اینکه یکی از فرزندان إمام باقر علیه السلام بوده است ، أما در خصوص سرنوشت ، زندگانی ، محل مهاجرت ، اولاد ، ویا وفاتش چیزی ذکر ننموده اند، وچون أخباری از وی ندیده اند ، بر همین أساس احتمال مرگ وی در کودکی داده اند ومشهور نیز بر اساس همین احتمال پایه گذاری شده است

ومعلوم است که احتمال وگمان هیچوقت نمی تواند پایه محکمی برای یک حکم قرار گیرد ، چون بقول معروف" عدم الوجدان لا یدل علی عدم الوجود" یعنی پیدا نکردن دلیل بر نبودن نیست ، حال آقایانی که منکر فرزندان سید ابراهیم فرزند إمام باقر علیه السلام هستند آیا می توانند جهت اثبات صحت رأی خود به چند  مطلب جواب دهند :

1 ـ آیا می توانند با دلیل ثابت کنند که ابراهیم فرزند إمام باقر علیه السلام در کودکی ودر حیات پدر فوت

کرده است ؟

ما هرچه جستجو کردیم چیزی جز یک خبر که حاکیست از فوت یک فرزند سه ساله در حیات إمام باقر علیه السلام ، که در کتاب من لا یحضره  الفقیه 1 \ 167 ودر کافی 3 : 207 نیز آمده است ولی هیچ نامی از آن برده نشده است ومعلوم نیست کدام فرزند بوده .

2 ـ چگونه حرف أنان را در بارۀ امام زاده إبراهیم به بپذیریم وحال آنکه ادعای آنان در بارۀ دیگر فرزندان إمام باقر علیه السلام خلاف واقع بوده ، زیرا آنها ادعا دارند که سایر فرزندان إمام باقر علیه السلام در کودکی ودر حیات پدر از دنیا رفته اند در حالی که علمای رجال ومؤرخان بر خلاف این مدعا ، پسران ونوادگانی برای سایر فرزندان إمام  ذکر نموده اند ؟

 

3 ـ وجود طوایف متعددی از سادات ودر جاهای مختلف منتسب به سید ابراهیم ، که دارای مشجرات نسبی متعدد که صدها سال پیش از طرف علما ونسابین امضا وتأیید شده از جمله سید جعفر اعرجی که با خط ومهر خود صحت نسبت سادات سید ابراهیم تأیید نموده اند .

4 ـ وجود مزارت متعددی در جاهای مختلف که به امام زاده سید ابراهیم نسبت داده می شود از جمله :

أ ـ مزار بردی در زرین آباد إیلام .

ب ـ مزار قم .

ج ـ مزار آران کاشان.

دـ مزاری در کشور آذربایجان نزدیک گنجه (کیروف آباد ) .

سؤال این است چگونه شخصی بنا بر قول صاحب هزار مزار اتفاق واجماع علما ومؤرخان ونسب نویسان اسلام بر اینکه در کودکی فوت کرده واین مسأله را از مسلمات ومشهورات شمرده اند ، با این حال در چهار جای مختلف مزارهایی به نام آن شخص معروف باشد ، که بناهای باشکوه برخی از آن مزارها یا توسط حاکمان ویا ثروتمندان متدین آن زمانها بنا شده ، وکسی به بانیان یا متصدیان آن مراقد نگفته باشد که امام زاده ای به نام ابراهیم فرزند إمام باقر علیه السلام وجود ندارد ، ویا به آنانی که قرنهاست یا متولی آن مراقد می باشند ویا به صاحب آن مقام خودرا منتسب نموده تذکری نداده باشند که این ادعاها بی مورد است ، با اینکه آنچه که آقای دکتر در کتاب خود نوشته در کتابهای نسبی قدیم وجود داشته ولی بی اعتنا به آنچه که نوشته شده این ادعاها إدامه داشته . آیا وجود همین مراقد گویای آن نیست که ابراهیم علیه الرحمه زنده بوده است ، ومهاجرت نموده اگر چه در محل دفن وی اختلاف است ؟

 

5 ـ انکار آقای سید جعفر اعرجی نسب سادات سید ابراهیم در کتاب مناهل الضرب نمی توان به عنوان دلیل قاطع تلقی کرد به دو علت :

اول اینکه آقای سید جعفر اعرجی در کتابهای دیکر خود این نسب را صحیح دانسته ، علاوه بر آن خود ایشان با خط ومهر خویش صحت نسب این سادات را امضا نموده ،

همانگونه که تصویر خط ومهر ایشان در کتاب بغیة الحائر

 اراءه دادیم .

دوم : احتمال ورود این إنکار در کتاب مناهل الضرب که در أواخر زندگانیش نوشته اند یا به علت تحریف ویا تحت تأثیر فشار بوده باشد ، که بنده  دوست نداشتم نکته ای را که با این احتمال ارتباط دارد بیان کنم ولی چون مسأله به حیثیت طوائف زیادی از سادات تعلق دارد ناچار به ذکر این نکته شدم زیرا مخفی نیست که مرحوم سید جعفر اعرجی رحمة الله علیه داماد والی بشت کوه بوده است ؛ که یک اختلاف جدی بین طایفۀ سادات سید ابراهیم ووالی پشتکوه رخ می دهد وموجب بر انگیختن خشم حکومت منطقه نسبت به سادات می گردد، جایی که طایفۀ سادات تصمیم می گیرند خود را از ولایت والی پشتکوه خارج ومستقیما با حکومت مرکز که در اصفهان بوده است ارتباط بر قرار کنند ، وبه همین مناسبت مالیات طایفه که بر آنها مقرر بوده جمع أوری وبا چند نفر از سادات راهی اصفهان می کنند، وچون حکومت پشتکوه بر این امر مطلع میگردد ، دست به کار می شود وبه طور مرموزی قافلۀ سادات سربنیست می شود نه به اصفهان می رسد ونه به وطن بر می گردد ، این حکایت شخصا دهها سال بیش از مشایخ وبزرگان سادات شنیدم واین قصه در میان سادات مشهور است ، آیا میتوان این واقعه را سبب تغییر رأی در نسب این طایفه از سادات گردیده باشد ؟ مخصوصا اکر دانستیم که مرحوم أعرجی کتاب خود را (مناهل الضرب) که در آن منکر سیادت سادات سید ابراهیم می شود ، به عنوان هدیه تقدیم به والی پشتکوه مینماید .

أما راجع به ادعایی که سید جعفر أعرجی نموده

مبنی بر اینکه ظهور سادات سید ابراهیم در سالهای 900 یعنی در قرن دهم بوده است ، باید گفت که این ادعا بیش از یک قول بی دلیل نیست ، بلکه دلیل بر بطلان این ادعا میتوان در کلام علمای قرنهای قبل پیدا کرد ، از جمله نکته ای که نسابه مشهور ابن عنبه که در کتاب (عمدة الطالب ص 196) به دان اشاره نموده ، ایشان مینویسند :" وباسفزاز من ولایة هراة خراسان قوم یدعون الشرف وینتسبون إلى ناصر بن جعفر الصادق " ع " وهم أدعیاء کذابون لا محالة ، وهم هناک یخاطبون بالشرف على غیر أصل والله المستعان ، ویعرف هؤلاء القوم بپارسا وکذبهم أظهر من أن ینبه علیه ".

ترجمه ان اینست : " در اسفزاز از ولایت هرات خراسان قومی هستند مدعی سیادت ، وخود را به ناصر بن جعفر صادق علیه السلام نسبت می دهند ، لا جرم اینها مدعیانی دروغگو هستند ؛ آنها در ان محل بدون هیچ اصلی بعنوان سید خوانده می شوند واین قوم به " پارسا" معروفند ، ودروغ آنها ظاهر تر از ان است که یاد آوری شود " .

أی کاش اقای ابن عنبه مقدار بیشتری در باره این

طایفه تحقیق می کردند ؛ وبه صرف اینکه امام صادق علیه السلام فرزندی به نام ناصر نداشته است انکار سیادت آنها نمی نمودند ، زیرا اصل این سادت معروف به پارسا در صیمره میتوان پیدا کرد ، وآنها از نسل ناصر الدین الصغیر که از نوادگان امام زاده ابراهیم  فرزند امام محمد باقر علیه السلام می باشند .

 

6 ـ روی مشجرات سادات سید ابراهیم امضای تعداد زیادی از فقها ومحققین ثبت شده است ، که صحت سیادت آنها را تأیید می نماید وهمه امضا کنندگان از بزرگانی هستند که ممکن نیست از اجماعی که صاحب هزار مزار ادعا نموده است بى اطلاع بوده باشند. بلکه امضای آن بزرگان خود دلیلی است بر نبودن اجماع .

 

7 ـ کتابهای نسبی متعددی وجود دارد که أگر چه مشهور نیستند ویا به علتی مورد قبول وشهرت قرار نگرفته اند ، ولی در آنها مفصلا برای سایر اولاد امام باقر علیه السلام اولاد ذکر شده از جمله سید إبراهیم علیه الرحمه ، آیا مؤلفان آن کتابها روی چه أساسی مطالب خویش را نوشته اند وبه چه دلیلی مفصلا در باره سرنوشت فرزندان امام زاده ابراهیم فرزند امام محمد باقر علیه السلام مطالبی نوشته اند؟

 

8 ـ قدمت معماری بنای مرقد سید ابراهیم که از نظر باستان شناسان به قرنهای ششم یا هفتم هجری بر می گردد که بیش از هفتصد سال می باشد که از قدیمی ترین بناهای بدون تخریب استان ایلام از دوره های ایلخانی وتیموری به شمار می آید ، خود گواه بر قدمت این مزار می باشد. واز دیرباز اولاد وذریت این امام زاده در اطراف این مرقد جای سکونت وزندگی خود قرار داده وتولیت آن را بر عهده داشته اند ، وشجره نامه هایی که قدمت آنها به بیش از چند قرن می رسد گواه آنست ، علاوه بر وجود مزارهایی از فرزندان ونوادگان این امام زاده که در مناطق همجوار دیده میشوند که همه نشانگر حقیقت اصالت این مزار وصحت انتساب این سادات عالیقدر می باشد .

با وجود این همه قراین ، چه عالمی میتواند روی شهرتی که هیچ أصلی ندارد ، منکر سیادت این همه طوایف از سادات شود ، مخصوصا با در نظر گرفتن اختلاف زمانی ومکانی بین این طوایف که خود گواهی صحت ادعای آنهاست .

علاوه بر اینکه اصرار این سادات بر این انتساب ، با اینکه مشهور بر خلاف آن بوده ، خود یک شاهد دیگری است بر صحت انتساب آنها ، زیرا کسی که بخواهد به دروغ یک نسب برای خود جعل نماید محال است خودرا به شخصی منتسب کند که مشهور نسابین منکر آن شده اند .

بنا بر این معلوم می شود آنچه که در کتاب هزار مزار در باره مزار امام زاده ابراهیم فرزند امام باقر علیه السلام ویا در خصوص نسب سادات حسینی آمده است مطالبی است بی دلیل که بر هیچ اساس علمی یا تاریخی استوار نبوده .

امیدوارم این گونه نوشته ها وگفتارها موجب نا راحتی سادات محترم نگردد ، واز نویسندگان گرامی تقاضا می شود که در مطرح کردن اینگونه مطالب محتاطانه عمل کنند ودقت بیشتری به خرج دهند .

پاسخ:
با سلام . تمام این مطالبی که نوشته شده ،اثبات سیادت و دفن سید ابراهیم در ایلام ونیز وجود فرزند برای او نشده و تنها سعی شده که از ابو نصر بخاری تا ابن عنبه و اعرجی که همه از بزرگان انساب هستند گفتارشان تردید و این اجماع  بخاطر یک عده از سادات محترم ایلام که مدعی سیادت حسینی و از نسل امامزاده ابراهیم هستندشکسته شود. وانگهی امضاء علما منطقه که هیچ کدام عالم انساب نیستند را دلیل بر صحت نسب ذکر نموده اند و حال آنکه تایید آنها صحت سیادت است نه ترکیب نسب نامه یا شجره نامه. خوب بود ناقد محترم دلایل مستند از صحت انتساب سخن می گفت و اسنادی را رو می کرد نه اینکه بزرگترین و منحصرترین علمای انساب ما را (همچون ابن عنبه و ابونصر بخاری)برای طائفه ای که معلوم نیست انگیزه سازنده اولیه شجره نامه که بوده را زیر سوال ببرند.هرچند ما معتقدیم که این امامزاده (ناصرالدین) از سادات مشعشعی است.
با این حال اگر مدارک مستند وجود داشته باشد می توان درباره سادات مدعی حسینی باقری تحقیق نمود.
با تشکر از ناقد محترم
۱۵ خرداد ۹۷ ، ۱۹:۴۳ فضول الهواشم
ا سلام . در پاسخ های تان فرمودین که نسلی از امام باقر ع بجز امام صادق ع نیست . که یا اشتباه می کنید یا منکر سیادت سادات حسینی و طالقانی و بسیاری دیگر موجود در استان های ایلام خوزستان و اصفهان کرمان یزد و کاشان و فارس همچنین کشورهای عراق لبنان پاکستان و افغانستان و هند . شده اید که شجره نامه های معتبر و موثق دارند با سلسله کامل نسبی به اولاد امام باقر ع بغیر از امام صادق ع . از حضرت ابراهیم و علی و عبدالله و حتی زید و عبید الله. بر خلاف مشهور شیوخ اموی و عباسی و پیروانشان .ساده تری نامی که شما منکر سیادتشان شده اید آیات الله طالقانی منتسب به سلطان علی باقر معروف در اردهال کاشان فرزند ایشان هم مدفون در اصفهان . پس لطفاً با دقت فراوان نسبت به پاسخ های تان عمل کرده چون در این علم هیچ چیز مطلق وجود ندارد. لذا وجوب عذر خواهی توسط مسول و مدیر سایت از بابت این پاسخ نا آگاه خواهانم باشکر
چرا نظرات رو منتشر نمی کنید . .... 
با سلام وخسته نباشید در اینجا از قول علمای انساب فرمودید نسل امام باقر فقط از امام صادق است بعد میفرمایید که امامزاده مشهد اردهال ازنسل عبدالله بن محمد باقر است؟!
پاسخ:
سلام و عرض ادب. مشکل حضرتعالی و دیگر دوستان این است که آشنایی با کتب انساب ندارید. علمای انساب می فرمایند اعقب فلانا، این یعن تداوم نسل آن شخص. امام باقر تداوم نسلش از امام صادق است به این معنی که از بیشتر فرزندانش دارای نسل است که علمای انساب تا شش فرزند امام صادق را دارای نسل می دانند و این یعنی اعقب.
الباقی فرزندان حضرت باقر علیه السلام اگر فرزند داشته باشند که غالبا دختر داشتند به عنوان ولد فلان محسوب می شود. یعنی عبدالله فرزند دارد اینکه استمرار داشته باشد را تایید نمی کنند. و اگر استمرار داشت قلیل النسل هستند نه مثل صادق کثیر النسل؟
ان شاءالله که مطلب را دریافته باشید.

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی